فیلیپس در یادداشتی که در وبسایت «سندیکای اخبار یهودیان» منتشر شده، نوشت جنگ با [حکومت] ایران از ابتدا فراتر از یک رویارویی منطقهای بود و نتیجه آن میتوانست بر موازنه قدرت جهانی تاثیر بگذارد.
به نوشته او، در صورت موفقیت آمریکا و اسرائیل در حذف تهدید جمهوری اسلامی، نه تنها یکی از مهمترین تهدیدهای امنیتی علیه اسرائیل و منطقه از میان میرفت، بلکه شبکه همکاری میان ایران، روسیه، چین و کره شمالی نیز با چالش جدی مواجه میشد.
فیلیپس در مقابل هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی از جنگ عبور کند و همچنان به عنوان یک قدرت منطقهای باقی بماند، این موضوع میتواند از نگاه رقبای آمریکا نشانهای از ضعف واشینگتن تلقی شود.
ادعای تغییر رویکرد ترامپ در قبال تهران
این تحلیلگر با اشاره به مقالهای در نشریه فارنافرز که توسط نرگس باجغلی و ولی نصر نوشته شده، گفت برخی تحلیلگران نزدیک به جمهوری اسلامی از آنچه «پیروزی ایران» در برابر آمریکا توصیف میکنند سخن میگویند.
او نوشت هرچند این روایت را میتوان بخشی از تبلیغات تهران دانست، اما برخی تحولات اخیر باعث شده این پرسش مطرح شود که آیا دولت ترامپ ناخواسته در مسیری حرکت میکند که به سود جمهوری اسلامی تمام شود.
انتقاد از فشار بر اسرائیل
فیلیپس در ادامه با اشاره به تحولات پس از اعلام آتشبس میان [حکومت] ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل در ماه آوریل، یادآور شد جمهوری اسلامی همچنان به حملات خود علیه اهداف دریایی در تنگه هرمز و همچنین برخی کشورهای خلیج فارس ادامه داده است.
او همچنین به ادامه درگیریها میان حزبالله و اسرائیل اشاره کرد و نوشت با وجود حملات مکرر این گروه از خاک لبنان، واشینگتن در چند مقطع اسرائیل را برای پذیرش آتشبس تحت فشار قرار داده است.
به گفته نویسنده، یکی از این موارد زمانی رخ داد که اسرائیل در آستانه حمله به ضاحیه بیروت، که آن را مرکز فرماندهی حزبالله توصیف میکند، قرار داشت اما پس از تهدید [حکومت] ایران به ترک مذاکرات با آمریکا، دولت ترامپ مانع این عملیات شد.
فیلیپس مدعی شد پس از آن نیز حملات حزبالله ادامه یافت و این موضوع نشان داد آتشبسهای مورد حمایت آمریکا نتوانستهاند درگیریها را متوقف کنند.
«ایران جنگ را متوقف نکرده است»
این تحلیلگر نوشت در حالی که ترامپ بارها تاکید کرده مذاکرات با ایران به خوبی پیش میرود و آتشبس برقرار است، تهران همچنان به اقدامات خصمانه خود ادامه میدهد.
او به اظهارات اخیر ترامپ اشاره کرد که گفته بود گفتوگوها با ایران «بسیار خوب» پیش میرود و ممکن است به زودی به توافق منجر شود.
در مقابل، فیلیپس به سخنان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، استناد کرد که گفته بود «هیچ پیشرفت ملموسی» در مذاکرات حاصل نشده است.
دو اشتباه راهبردی ترامپ
براساس این تحلیل، ترامپ در پرونده ایران گرفتار دو اشتباه اساسی شده است.
نخست اینکه تصور میکند میتوان پایان جنگ را از طریق مذاکره به دست آورد؛ در حالی که از نگاه نویسنده، مذاکرات موفق باید از موضع قدرت انجام شود.
فیلیپس استدلال کرد که واشینگتن به جای استفاده از فشار اسرائیل بر حزبالله برای افزایش اهرم خود در برابر تهران، با محدود کردن عملیات اسرائیل بخشی از این اهرم را از دست داده است.
او دومین اشتباه ترامپ را این دانست که گمان میکند تشدید فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی سرانجام جمهوری اسلامی را به پذیرش خواستههای آمریکا وادار خواهد کرد.
به اعتقاد نویسنده، رهبران جمهوری اسلامی تصمیمات خود را بر مبنای ملاحظات ایدئولوژیک و مذهبی اتخاذ میکنند و حاضرند برای حفظ اهداف خود هزینههای سنگینی را به جامعه و اقتصاد ایران تحمیل کنند.
«هدف تهران از مذاکرات، تسلیم کردن آمریکاست»
فیلیپس در بخش دیگری از یادداشت خود نوشت جمهوری اسلامی مذاکرات را نه ابزاری برای دستیابی به بهترین توافق، بلکه وسیلهای برای وادار کردن آمریکا به عقبنشینی میداند.
او تاکید کرد از نگاه تهران، هر دور مذاکره نشانهای از ضعف واشینگتن تلقی میشود و جمهوری اسلامی از این روند برای افزایش فشار بر آمریکا استفاده میکند.
تردید درباره ارزش هر توافق احتمالی
نویسنده همچنین نسبت به هرگونه توافق احتمالی با جمهوری اسلامی ابراز تردید کرد و تاکید کرد تهران سابقهای طولانی در نقض توافقها و آتشبسها دارد.
او با اشاره به اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، که گفته بود [حکومت] ایران اکنون درباره بخشهایی از برنامه هستهای خود حاضر به مذاکره شده است، نوشت حتی اگر چنین گفتوگوهایی پیشرفت کند، تضمینی برای پایبندی جمهوری اسلامی به تعهدات آینده وجود ندارد.
سایه برجام بر مذاکرات جدید
فیلیپس در پایان هشدار داد روند کنونی ممکن است به تکرار تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شود؛ توافقی که از نگاه او دولت باراک اوباما در آن امتیازات قابل توجهی به جمهوری اسلامی داد.
او نتیجه گرفت که دونالد ترامپ اکنون با این خطر روبهرو است که در پرونده ایران به «اوبامای دوم» تبدیل شود؛ تحولی که به باور نویسنده میتواند پیامدهایی فراتر از اسرائیل داشته باشد و بر امنیت کشورهای غربی نیز اثر بگذارد.