دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اعلام کرد: «ما در حال حاضر با ایران در حال مذاکره هستیم.»
او گفت: «فعلا باید ببینیم آیا {مذاکرات} به نتیجهای خواهند رسید یا نه، قبلا فرصتی برای انجام کاری داشتند که موفق نشد و ما مجبور شدیم عملیات «چکش نیمهشب» را اجرا کنیم. به نظر نمیرسد این بار بخواهند همان روند تکرار شود، همچنان مایل به مذاکره هستند.»
اشاره ترامپ به حملات آمریکا به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه بود.
او همچنین در مورد محل برگزاری مذاکرات با ایران گفت که نمیتواند جزئیاتی ارائه دهد، اما اشاره کرد که «بیش از یک جلسه برگزار خواهد شد.»
حدود ۲۵ تشکل صنفی و نهاد مدنی در ایران با انتشار نامهای رسمی خطاب به رییس «سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور»، خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بازداشتشده، بهویژه دانشآموزان شدند.
اشاره این تشکلها و نهادها به کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بود که در جریان اعتراضات سراسری دیماه بازداشت شدند.
در این نامه با استناد به آیین دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تأکید شده است که «اصل بر حمایت، اصلاح، بازپروری و پرهیز از سلب آزادی برای افراد زیر سن قانونی است و نگهداری کودکان و نوجوانان در محیطهای کیفری میتواند آثار جبرانناپذیری بر سلامت روانی، اجتماعی و تحصیلی آنان بر جای بگذارد.»
تشکلها و نهادهای امضاکننده نامه با تأکید بر «رعایت مصلحت عالیه کودک»، خواستار بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای قانونی موجود، اقدامات تأمینی و ارفاقی، فقدان مسئولیت کیفری و سایر تدابیر حمایتی پیشبینیشده در قوانین کشور شدند.
از جمله امضاکنندگان نامه «شبکه کمک، انجمن حمایت از حقوق کودکان، مؤسسه ندای ماندگار دروازه غار، گروه فرهنگی اجتماعی کیانا، مؤسسه نوید زندگی کوشا، مؤسسه مهر و ماه، کانون صنفی معلمان ایران(تهران)، زنان آبیار محله، انجمن دوستداران کودک پویش، مؤسسه یاریگران کودکان کار پویا، انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری، انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا (احبا)، انجمن یاران دانش و مهر، و صدای یارا (انجمن حمایت از حقوق کودک) هستند.
در این نامه همچنین با اشاره به شرایط آسیبپذیر اغلب این کودکان و تلقی اعمال حق اعتراض بهعنوان یک حق شهروندی، بر ضرورت آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان با لحاظ ویژگیهای سنی تأکید شده است.
در این ارتباط، شبکه کمک اعلام کرد که پس از آزادی این افراد، آمادگی کامل دارد خدمات حمایتی، روانشناختی، مددکاری اجتماعی، مشاوره حقوقی و معرفی وکیل معاضدتی را در راستای تسهیل بازگشت سالم کودکان و نوجوانان به خانواده، جامعه و فرآیند تحصیل ارائه دهد.
شبکه وکلای «یککلمه»، با استناد به ماده ۱۵ اساسنامه رم، شکایتی رسمی را در دفتر دادستانی دیوان کیفری بینالمللی لاهه ثبت کرد.
این شبکه با ارائه مجموعهای از دادهها، شواهد و اسناد گردآوریشده، خواستار «آغاز رسیدگی قضایی به جنایات ارتکابیافته عوامل حکومتی در جریان سرکوب خونین اعتراضات مردمی دیماه» شده است.
در این شکایت تاکید شده است که بر اساس مفاد ماده هفت اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی ـ که تعریف و مصادیق «جنایت علیه بشریت» را مشخص میکند؛ در ایران، «شاهد یک الگوی گسترده، سازمانیافته و سراسری از سرکوب خونین عوامل مسلح حکومتی علیه جمعیت غیرنظامی بودهایم که در تاریخ سرکوبهای سیاسی در ایران بیسابقه است.»
به نوشته این شکایتنامه، سرکوبهای خیابانی، با گزارشهایی از حمله به اماکن غیرنظامی، از جمله بیمارستانها، و استفاده نظامی از خودروهای امدادی، از جمله آمبولانسها همراه بوده است.
«یک کلمه» اشاره کرد این گزارشهای پرشمار و تکاندهنده، که شامل کشتن مجروحان و ربودن بیماران نیز میشود، بهطور روشن به آستانه تحقق «جنایت علیه بشریت» و سایر جرایمی رسیده است که در صلاحیت قضایی دیوان کیفری بینالمللی قرار دارند.
شبکه وکلای «یککلمه» با اشاره به مجموعه مستندات موجود و ارائهشده، از جمله اسنادی که بخشی از آنها تاکنون منتشر یا رسانهای نشدهاند، از دفتر دادستانی دیوان خواست تا در چارچوب صلاحیتهای مقرر در ماده ۱۵ اساسنامه رم، بررسی مقدماتی را آغاز و فرآیند تعقیب کیفری آمران و عاملان این جنایات سازمانیافته حکومتی را در دستور کار قرار دهد.
در بخش پایانی این شکایت، بهصراحت از دادستان دیوان کیفری بینالمللی خواسته شده است که در چارچوب اختیارات قانونی خود، نسبت به شناسایی مسئولان اصلی این جنایات و صدور احکام بازداشت بینالمللی برای آمران و عاملان آنها اقدام کند.

هادی چوپان، قهرمان پیشین مسترالمپیا، پس از اعتراض گسترده مردم به رقص و شادی او در برنامهای از صداوسیما در میانه انقلاب ملی ایرانیان و قتلعام خیابانی مردم ایران توسط جمهوری اسلامی در اینستاگرام نوشت که برنامه ماهها پیش ضبط شده و او از پخش آن خبر نداشته است: «عذرخواهی میکنم.»
چوپان دراینباره نوشت: «تصاویری که اخیراً از رسانه رسمی پخش شده، مربوط به زمان حال نبوده و ماهها پیش ضبط شده است. بدیهی است اگر تصمیم انتشار این برنامه با من بود، در چنین شرایط اجتماعی و روحی، اولویت من نه پخش چنین محتوایی، بلکه احترام به حال جامعه و همراهی با خانوادههای داغدار بود. و بنده بابت پخش در روزی نامناسب و دردآور دخیل نبودم و اطلاعی نداشتم و عذرخواهی میکنم.»
چوپان همچنین درباره سکوتش درباره کشتار بیسابقه مردم ایران بهدست جمهوری اسلامی، ضمن تسلیت به خانوادههای داغدار، مدعی شد: «اگر سکوتی بوده، نه از سر بیتفاوتی بوده، نه از سر ترس و یا همراهی، بلکه از درک شرایطی بوده که همه رنجیده دل و شکسته بودند که هر سخن میتواند به سوءبرداشت و هر جمله به آسیب بیشتر منجر شود.»
او نوشت: «اگر سکوتی هست، احترام به خانوادههای داغدار و حقیقتی بوده که بیان آن در این روزها، بهای سنگینی دارد.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمد جعفرپور، ۲۵ ساله و دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه علموصنعت، عاشق سنتور و ایران و نخبه، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه در سده (خمینیشهر) اصفهان با شلیک گلوله هدف قرار گرفت.
خانواده او تا حوالی ساعت چهار بامداد در خیابانها و مراکز مختلف بهدنبال او بودند و گمان میکردند بازداشت شده است، اما عصر یکشنبه با آنها تماس گرفته شد و خبر جانباختن او اعلام شد.
بر اساس مدارک پزشکی، جعفرپور چند ساعت پس از اصابت دو گلوله در بیمارستان جان باخته و پیکرش پنجشنبه ۲۵ دیماه به خانواده تحویل داده شد.
جعفرپور، دانشآموخته دانشگاه اصفهان و فعال در حوزه هوش مصنوعی و علم داده بود. او تکپسر خانواده بود و در مراسم خاکسپاریاش، حاضران به نشانه آزادی شال سفید بر سر کردند.
او به سه زبان انگلیسی، آلمانی و چینی مسلط بود، سنتور را بهصورت حرفهای مینواخت و در شنا نیز مهارت داشت. جعفرپور دعوتنامهای از آلمان دریافت کرده بود اما بهدلیل وابستگی و علاقه به ایران، درباره مهاجرت مردد بود.


از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اینسو، نشانههای فزایندهای وجود دارد که ایالات متحده به یک جمعبندی راهبردی تازه درباره نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا رسیده است.
این جمعبندی، تفاوتی اساسی با رویکرد دوران باراک اوباما دارد؛ دورانی که واشینگتن میکوشید مسئولیت تامین امنیت منطقه را به بازیگران منطقهای واگذار کند. در مقابل، دولت ترامپ، در هماهنگی نزدیک با اسرائیل، بهدنبال تحمیل یک نظم جدید منطقهای است، نه مدیریت آن از راه توازن نیروها.
نخستین نشانههای این تغییر رویکرد را میتوان در واکنش کشورهای منطقه به جنگ غزه مشاهده کرد؛ جایی که همراهی عملی اغلب دولتهای عربی با سیاستهای آمریکا و اسرائیل، و سکوت آنها در برابر نابودی حماس، عملاً راه را برای تمرکز بعدی بر ایران هموار کرد.
پس از جنگ ۱۲ روزه و وارد آمدن ضربه جدی به زیرساختهای غنیسازی ایران و همچنین تضعیف محسوس شبکه نیروهای نیابتی تهران، به نظر میرسد واشینگتن وارد مرحله تازهای شده است: دیکته کردن شروط مستقیم به جمهوری اسلامی به منظور تمکین در برابر نظم جدید مورد نظر واشینگتن. بر اساس اطلاعات موجود، این شروط فراتر از پرونده هستهای است و مجموعهای از مطالبات امنیتی را در بر میگیرد؛ از برچیده شدن کامل تاسیسات هستهای و خروج مواد غنیشده از کشور گرفته تا محدودسازی شدید برنامه موشکی و پایان دادن به نقشآفرینی نیروهای نیابتی ایران در منطقه.
با این حال، شواهد سیاسی نشان میدهد که نه رهبر جمهوری اسلامی آمادگی پذیرش چنین شرایطی را دارد و نه دولتهای آمریکا و اسرائیل نشانهای از عقبنشینی بروز دادهاند. در چنین وضعیتی، تلاشهای دیپلماتیک از سوی ترکیه، مصر و قطر بیش از آنکه معطوف به حلوفصل اختلافات باشد، بهنظر میرسد با هدف مدیریت زمان و جلوگیری از تشدید فوری درگیری دنبال میشود.
در همین چارچوب، گفته میشود تهران از مذاکرات بهعنوان ابزاری برای خرید زمان استفاده میکند؛ از یک سو برای به تعویق انداختن احتمال اقدام نظامی و کاهش فشار خارجی، و از سوی دیگر برای کنترل فضای داخلی و مهار نارضایتی عمومی در شرایطی که گفتمان تغییر سیاسی بار دیگر در جامعه ایران برجسته شده است. اظهارات متناقض و واکنشی برخی مقامهای ارشد جمهوری اسلامی پس از طرح موضوع خروج مواد هستهای از کشور، نشانهای از وجود خطوط قرمز سخت و عدم آمادگی برای امتیازدهی واقعی است.

از این منظر، گفتوگوهای روز جمعه در استانبول - که نه چارچوب مشخصی برای آن اعلام شده و نه دستورکار شفافی دارد - بهاحتمال زیاد کوتاه و عمدتاً نمادین خواهد بود. تجربه مذاکرات پیشین، از جمله گفتوگوهای ماه مه ۲۰۲۵ در ایتالیا، نشان میدهد که این نوع نشستها بیشتر برای انتقال پیام و تثبیت مواضع طرفین برگزار میشود، نه دستیابی به توافق.
در این میان، نقش ترکیه بهعنوان میزبان و میانجی نیز قابل توجه است. آنکارا دلایل متعددی برای تلاش در جهت جلوگیری از درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا دارد: از نگرانی نسبت به پیامدهای منطقهای سقوط احتمالی جمهوری اسلامی و شکلگیری یک نظام سکولار و دموکراتیک در ایران که رابطه خوبی با اسرائیل داشته باشد، گرفته تا بیم از سرریز تحولات داخلی ایران به ترکیه. افزون بر این، روابط خاص تهران و آنکارا پس از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ و همچنین نگاه امنیتی اردوغان به آینده سیاسی منطقه، ترکیه را به بازیگری فعال در این معادله تبدیل کرده است.
در مجموع، تا زمانی که گشایشی بنیادین در مواضع تهران و واشینگتن ایجاد نشود، دیپلماسی بیش از آنکه مسیر حل بحران باشد، ابزاری برای کنترل زمان و مدیریت تنش خواهد بود. مسیر کنونی نه به سوی مصالحه پایدار، بلکه به سمت تقابل مدیریتشده با احتمال لغزش به درگیری گستردهتر حرکت میکند.





