پریانکا چاتوروی، نماینده پارلمان هند از خروج دهلینو از پروژه بندر چابهار خبر داد.
چاتوروی در شبکه ایکس نوشت هند «از بندر چابهار کنار گذاشته شده» و همزمان از رزمایش مشترک دریایی بریکس نیز خارج شده است.
او این تحولات را نشانه از دست رفتن تمرکز راهبردی هند دانست و پرسید سیاست جلب رضایت آمریکا «اگر اصلا به نتیجه برسد، چه زمانی و تا چه حد» میتواند به یک توافق تجاری منجر شود.
در واکنش به این موضوع، ریچارد گلدبرگ، محقق ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها، اعلام کرد که هند «سرانجام مشارکت خود در ایران را متوقف کرده» و این تحول را «ضربهای دیگر به رژیم تهران» توصیف کرد.
به گفته او، این روند نشان میدهد فشارهای سیاسی و اقتصادی بر جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد.
در بیانیهای فوری، ۸۷ تن از هنرمندان، نویسندگان و کنشگران فرهنگی ایرانی به همراه سه نهاد فرهنگی ایرانی، نسبت به کشتار گسترده معترضان در جریان خیزش دیماه ۱۴۰۴ و خطر جدی اعدام بازداشتشدگان هشدار دادند.
امضاکنندگان این بیانیه با محکوم کردن «سرکوب خشونتبار و استفاده از نیروی مرگبار علیه شهروندان»، اعلام کردند بنا بر گزارش منابع مستقل، هزاران نفر در اعتراضات اخیر جان خود را از دست دادهاند و شمار زیادی نیز زخمی یا بازداشت شدهاند.
در این بیانیه آمده است که بازداشتهای گسترده، عمدتا جوانان را هدف قرار داده و همزمان نگرانیهای عمیقی درباره وضعیت بازداشتشدگان، دسترسی آنان به دادرسی عادلانه و احتمال طرح اتهاماتی مانند محاربه، تروریسم یا جاسوسی وجود دارد؛ اتهاماتی که طبق قوانین جمهوری اسلامی میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
امضاکنندگان با اشاره به تهدیدهای اخیر مقامهای قضایی و سابقه برخوردهای فراقانونی، تاکید کردهاند خطر اجرای شتابزده احکام سنگین، از جمله اعدام، بسیار جدی است.
بیانیه همچنین کشتار معترضان غیرنظامی، بازداشتهای فراقانونی و ایجاد فضای رعب و وحشت را مصداق «خشونت سیستماتیک» و نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بشر از جمله حق حیات، آزادی بیان و حق اعتراض مسالمتآمیز دانسته است.
نویسندگان این متن هشدار دادهاند که سکوت و بیعملی جامعه جهانی در این مقطع میتواند به فاجعهای جبرانناپذیر بینجامد.
در پایان، امضاکنندگان از جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری، سازمانهای بینالمللی و رسانههای مستقل خواستهاند با فوریت و مسئولیتپذیری به وضعیت ایران واکنش نشان دهند و از جان هزاران بازداشتشده که در معرض خطر جدی قرار دارند، حفاظت کنند. این بیانیه با هدف محکومیت صریح کشتار صورتگرفته و تلاش برای جلوگیری از تداوم و گسترش یک فاجعه انسانی منتشر شده است.
این بیانیه به امضای چهرههایی همچون شهره آغداشلو، مهناز افشار، نوشابه امیری، نیلوفر بیضایی، جعفر پناهی، هوشنگ توزیع، محمد رسولاف، سینا سرلک، مژگان شجریان، لادن طباطبایی، پرستو فروهر، مهرانگیز کار، باربد گلشیری، گوگوش، بهمن مقصودلو، عباس میلانی و اسماعیل نوریعلا به همراه کانون هنرمندان ایرانی فیلم و تئاتر برون مرز، آیفتا جشنواره جهانی فیلم «زن، زندگی، آزادی» و گروه تئاتر کاروان استکهلم رسیده است.
شاهزاده رضا پهلوی خطاب به دولت فرانسه و امانوئل مکرون گفت: «اگر ایران آزاد شود، دیگر کشورها نمیتوانند انرژی را ابزار باجگیری از اروپا کنند و جمهوری اسلامی هم نمیتواند از اروپا گروگانگیری کند.»
او گفت: «انتخاب بسیار روشن است؛ یک ایران آزاد به نفع دولت فرانسه و اروپاست و با منافعشان همراستاست، نه ادامه حیات یک رژیم تروریستی.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در شبکه اجتماعی تروثسوشال با تشکر از رهبران جمهوری اسلامی اعلام کرد بیش از ۸۰۰ اعدام برنامهریزی شده برای پنجشنبه لغو شده است.
ترامپ جمعه در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا مقامهای عربی و اسرائیلی او را از حمله به ایران منصرف کردهاند یا نه، گفت: «هیچکس من را قانع نکرد. خودم قانع شدم.»
او افزود: «دیروز بیش از ۸۰۰ اعدام برنامهریزی شده بود، اما هیچکدام انجام نشد. آنها اعدامها را لغو کردند و این موضوع تاثیر بزرگی داشت.»

قتل حکومتی امیرحسین محمدزاده، بازیکن ۱۸ سالهی تیم فوتبال جوانان دلوارافراز تهران که در جریان اعتراضات منطقه افسریه با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد، بار دیگر پرده از یکی از فریبکارانهترین استراتژیهای بقای قدرت برداشت.
میلاد زنیدپور، بازیکن پیشین تیم ملی، در اینباره نوشت: «پس از این جنایت، در سکوت خبری کامل برای او پروندهسازی کردند. پیکر بیجانش را تنها با این شرط به خانواده تحویل دادند که اعلام کنند امیرحسین عضو نیروی بسیج بوده است. خانواده تحت فشار و تهدید قرار گرفتند تا سکوت کنند و هیچ حق اعتراضی نداشته باشند.»
روایت میلاد زنیدپور از آنچه که بر امیرحسین و خانوادهاش گذشته، نمونهای از روایتهای بیشماری است که این روزها شنیده میشود. جمهوری اسلامی به شکل سیستماتیک با اعمال فشار، تهدید و گروگانگیری پیکر جانباختگان، خانوادهها را مجبور میکند تا فرزندان معترض خود را بسیجی معرفی کرده و آنها را به عنوان «شهید» به خاک بسپارند.
این واقعه، مصداق بارز سیاستی است که در آن رژیم نه تنها جان مخالف را میگیرد، بلکه هویت و میراث او را نیز تسخیر میکند. در ادبیات سیاسی، این پدیده را «بازی دوگانه دیکتاتور» مینامند؛ تاکتیکی روانی و پیچیده که در آن رژیمهای سرکوبگر پس از قتل معترضان، با تظاهر به سوگواری، تلاش میکنند میراث آنها را به نفع نظام مصادره کنند. هدف از این نمایش، جلوگیری از تبدیل شدن مخالف به یک اسطورهی الهامبخش و بازتعریف او به عنوان یک مهره وفادار در روایت رسمی است.
تاریخ سیاه جمهوری اسلامی؛ مصادره پیکرها و سرقت هویت مقتولان
جمهوری اسلامی تاریخ طولانی و سیاهی در ربودن پیکر معترضان و مصادره نام آنها به نفع ماشین پروپاگاندای خود دارد. این رژیم نه تنها جان مخالفان را میگیرد، بلکه با وقاحتی تمامعیار تلاش میکند تا نام آنها را نیز به نفع نظام مصادره کند.
در جریان انقلاب ملی اخیر، پروندهی امیرحسام خدایاری، جوان اهل کوهدشت در استان لرستان، یکی از تازهترین نمونههای این تزویر است. پس از آنکه امیرحسام با شلیک نیروهای سرکوب بهقتل رسید، دستگاههای امنیتی تلاش گستردهای کردند تا او را «بسیجی» معرفی کنند که گویا به دست «اغتشاشگران» کشته شده است.
اما این سناریوی فریبکارانه با شجاعت پدر او در هم شکست. در میانه مراسم تشییعجنازه، پدر امیرحسام فریاد زد «پسر من بسیجی نبود!»؛ فریادی که نهتنها نقشهی رژیم را بر آب کرد، بلکه به نمادی از مقاومت خانوادههای دادخواه در برابر جعل حقیقت تبدیل شد.
این رفتار، بخشی از یک رویه سیستماتیک است که در دهههای گذشته بارها تکرار شده است.
ناصر رضایی (فردیس کرج، آبان ۹۸)؛
ناصر رضایی در جریان اعتراضات آبانماه با شلیک مستقیم کشته شد. رژیم بلافاصله کوشید تا او را «شهید بسیجی» معرفی کند و حتی بنرهایی با این عنوان در سطح شهر نصب کرد. با این حال، خانواده او در برابر این تحریف ایستادند و اعلام کردند ناصر یک معترض بود و هیچ وابستگی به نهادهای سرکوب نداشت. آنها حتی از پذیرش عنوان «شهید» برای فرزندشان خودداری کردند.
برهان منصورنیا (کرمانشاه، آبان ۹۸)
دکتر برهان منصورنیا، فارغالتحصیل دامپزشکی، پس از اصابت گلوله در اعتراضات کرمانشاه و تحمل ۳۴ ساعت درد، جان باخت. مقامات امنیتی تلاش کردند با شهید نامیدن او، جنایت خود را بپوشانند، اما برادر او، فرزاد منصورنیا، با افشاگریهای مداوم پرده از این حقیقت برداشت که چگونه رژیم قصد داشت قاتل را در جایگاه عزادار بنشاند و مقتول را حامی خود جلوه دهد.
صانع ژاله (بهمن ۸۹)
حکومت در حالی تلاش کرد صانع ژاله را یک بسیجی معرفی کند که او از همراهان جنبش سبز بود. رژیم حتی برای او تشییعجنازهای حکومتی ترتیب داد.
چرا جمهوری اسلامی لباس عزادار میپوشد؟
این استراتژی در مواجهه با معترضانی چون امیرحسین محمدزاده دو هدف عمده را دنبال میکند:
۱. کنترل روایت و تصاحب میراث
رژیم با ربودن پیکرها و «شهید» نامیدن قربانیان، تریبون را در دست میگیرد تا مقتول را نه به عنوان یک معترض، بلکه به عنوان فرزندی وفادار نشان دهد که توسط «عوامل وابسته به اسرائیل و آمریکا» کشته شده است. با این کار، پتانسیل اعتراضی خونهای ریخته شده تا حدودی خنثی میشود.
۲. ایجاد تردید و خرید زمان
این رفتار در بخشی از افکار عمومی تردید ایجاد کرده و برای رژیم زمان میخرد تا موضوع را شامل مرور زمان کرده و از فشار بینالمللی بکاهد.
«بازی دوگانه دیکتاتور» اوج تزویر در سیاست است. در این استراتژی، قربانی دوبار کشته میشود؛ یکبار با حذف فیزیکی، و بار دوم با ربوده شدن هویت و هدفش توسط همان سیستمی که او را از پای درآورده است.
احزاب سیاسی کردستان ایران در نامهای سرگشاده به شورای حقوق بشر سازمان ملل، دولتها و نهادهای بینالمللی حقوق بشر اعلام کردند جمهوری اسلامی در جریان بیش از سه هفته سرکوب اعتراضات مردمی مرتکب «جنایت علیه بشریت» شده است.
به گفته امضاکنندگان، حکومت ایران با قطع اینترنت و مسدود کردن راههای ارتباطی تلاش کرده کشتار جمعی و نقض گسترده حقوق بشر را پنهان کند؛ سرکوبی که بنا بر گزارشها به کشته شدن هزاران نفر، از جمله زنان و افراد زیر ۱۸ سال، بازداشت دهها هزار نفر و مجروح شدن گسترده معترضان انجامیده است.
در این نامه همچنین به وضعیت کردستان ایران اشاره شده و آمده است که نیروهای امنیتی با حاکم کردن فضای نظامی، مانع اطلاعرسانی، برگزاری مراسم خاکسپاری جانباختگان و حتی تحویل اجساد به خانوادهها شدهاند.
امضاکنندگان تاکید کردهاند که جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در سرکوب و برخورد نظامی با کردستان دارد و در اعتراضات اخیر نیز در استانهای ایلام، کرماشان و لرستان صدها معترض با سلاحهای نیمهسنگین کشته شدهاند؛ با این حال، اعتصاب عمومی سراسری در کردستان نشاندهنده تداوم مقاومت و اعتراض مردم است.
احزاب امضاکننده با هشدار نسبت به خطر قریبالوقوع کشتار گستردهتر، اعلام کردهاند که تلاشهای دیپلماتیک تاکنون بینتیجه بوده و مسئولیت اقدام فوری اکنون بر عهده جامعه جهانی است.
آنها از دولتها و سازمانهای حقوق بشری خواستهاند با پذیرش مسئولیت تاریخی خود، برای توقف سرکوب، حمایت از مردم ایران و احترام به حق تعیین سرنوشت ملتها وارد عمل شوند و مانع تداوم جنایتهای جمهوری اسلامی علیه شهروندان شوند.
این نامه سرگشاده به امضای هفت حزب سیاسی کردستان ایران، شامل حزب دموکرات کردستان ایران، حزب کومله کردستان ایران، کومله زحمتکشان کردستان، کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، حزب آزادی کردستان (پاک) و سازمان خبات کردستان ایران رسیده است.





