شاهزاده رضا پهلوی خطاب به دولت فرانسه و امانوئل مکرون گفت: «اگر ایران آزاد شود، دیگر کشورها نمیتوانند انرژی را ابزار باجگیری از اروپا کنند و جمهوری اسلامی هم نمیتواند از اروپا گروگانگیری کند.»
او گفت: «انتخاب بسیار روشن است؛ یک ایران آزاد به نفع دولت فرانسه و اروپاست و با منافعشان همراستاست، نه ادامه حیات یک رژیم تروریستی.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در شبکه اجتماعی تروثسوشال با تشکر از رهبران جمهوری اسلامی اعلام کرد بیش از ۸۰۰ اعدام برنامهریزی شده برای پنجشنبه لغو شده است.
ترامپ جمعه در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا مقامهای عربی و اسرائیلی او را از حمله به ایران منصرف کردهاند یا نه، گفت: «هیچکس من را قانع نکرد. خودم قانع شدم.»
او افزود: «دیروز بیش از ۸۰۰ اعدام برنامهریزی شده بود، اما هیچکدام انجام نشد. آنها اعدامها را لغو کردند و این موضوع تاثیر بزرگی داشت.»

قتل حکومتی امیرحسین محمدزاده، بازیکن ۱۸ سالهی تیم فوتبال جوانان دلوارافراز تهران که در جریان اعتراضات منطقه افسریه با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد، بار دیگر پرده از یکی از فریبکارانهترین استراتژیهای بقای قدرت برداشت.
میلاد زنیدپور، بازیکن پیشین تیم ملی، در اینباره نوشت: «پس از این جنایت، در سکوت خبری کامل برای او پروندهسازی کردند. پیکر بیجانش را تنها با این شرط به خانواده تحویل دادند که اعلام کنند امیرحسین عضو نیروی بسیج بوده است. خانواده تحت فشار و تهدید قرار گرفتند تا سکوت کنند و هیچ حق اعتراضی نداشته باشند.»
روایت میلاد زنیدپور از آنچه که بر امیرحسین و خانوادهاش گذشته، نمونهای از روایتهای بیشماری است که این روزها شنیده میشود. جمهوری اسلامی به شکل سیستماتیک با اعمال فشار، تهدید و گروگانگیری پیکر جانباختگان، خانوادهها را مجبور میکند تا فرزندان معترض خود را بسیجی معرفی کرده و آنها را به عنوان «شهید» به خاک بسپارند.
این واقعه، مصداق بارز سیاستی است که در آن رژیم نه تنها جان مخالف را میگیرد، بلکه هویت و میراث او را نیز تسخیر میکند. در ادبیات سیاسی، این پدیده را «بازی دوگانه دیکتاتور» مینامند؛ تاکتیکی روانی و پیچیده که در آن رژیمهای سرکوبگر پس از قتل معترضان، با تظاهر به سوگواری، تلاش میکنند میراث آنها را به نفع نظام مصادره کنند. هدف از این نمایش، جلوگیری از تبدیل شدن مخالف به یک اسطورهی الهامبخش و بازتعریف او به عنوان یک مهره وفادار در روایت رسمی است.
تاریخ سیاه جمهوری اسلامی؛ مصادره پیکرها و سرقت هویت مقتولان
جمهوری اسلامی تاریخ طولانی و سیاهی در ربودن پیکر معترضان و مصادره نام آنها به نفع ماشین پروپاگاندای خود دارد. این رژیم نه تنها جان مخالفان را میگیرد، بلکه با وقاحتی تمامعیار تلاش میکند تا نام آنها را نیز به نفع نظام مصادره کند.
در جریان انقلاب ملی اخیر، پروندهی امیرحسام خدایاری، جوان اهل کوهدشت در استان لرستان، یکی از تازهترین نمونههای این تزویر است. پس از آنکه امیرحسام با شلیک نیروهای سرکوب بهقتل رسید، دستگاههای امنیتی تلاش گستردهای کردند تا او را «بسیجی» معرفی کنند که گویا به دست «اغتشاشگران» کشته شده است.
اما این سناریوی فریبکارانه با شجاعت پدر او در هم شکست. در میانه مراسم تشییعجنازه، پدر امیرحسام فریاد زد «پسر من بسیجی نبود!»؛ فریادی که نهتنها نقشهی رژیم را بر آب کرد، بلکه به نمادی از مقاومت خانوادههای دادخواه در برابر جعل حقیقت تبدیل شد.
این رفتار، بخشی از یک رویه سیستماتیک است که در دهههای گذشته بارها تکرار شده است.
ناصر رضایی (فردیس کرج، آبان ۹۸)؛
ناصر رضایی در جریان اعتراضات آبانماه با شلیک مستقیم کشته شد. رژیم بلافاصله کوشید تا او را «شهید بسیجی» معرفی کند و حتی بنرهایی با این عنوان در سطح شهر نصب کرد. با این حال، خانواده او در برابر این تحریف ایستادند و اعلام کردند ناصر یک معترض بود و هیچ وابستگی به نهادهای سرکوب نداشت. آنها حتی از پذیرش عنوان «شهید» برای فرزندشان خودداری کردند.
برهان منصورنیا (کرمانشاه، آبان ۹۸)
دکتر برهان منصورنیا، فارغالتحصیل دامپزشکی، پس از اصابت گلوله در اعتراضات کرمانشاه و تحمل ۳۴ ساعت درد، جان باخت. مقامات امنیتی تلاش کردند با شهید نامیدن او، جنایت خود را بپوشانند، اما برادر او، فرزاد منصورنیا، با افشاگریهای مداوم پرده از این حقیقت برداشت که چگونه رژیم قصد داشت قاتل را در جایگاه عزادار بنشاند و مقتول را حامی خود جلوه دهد.
صانع ژاله (بهمن ۸۹)
حکومت در حالی تلاش کرد صانع ژاله را یک بسیجی معرفی کند که او از همراهان جنبش سبز بود. رژیم حتی برای او تشییعجنازهای حکومتی ترتیب داد.
چرا جمهوری اسلامی لباس عزادار میپوشد؟
این استراتژی در مواجهه با معترضانی چون امیرحسین محمدزاده دو هدف عمده را دنبال میکند:
۱. کنترل روایت و تصاحب میراث
رژیم با ربودن پیکرها و «شهید» نامیدن قربانیان، تریبون را در دست میگیرد تا مقتول را نه به عنوان یک معترض، بلکه به عنوان فرزندی وفادار نشان دهد که توسط «عوامل وابسته به اسرائیل و آمریکا» کشته شده است. با این کار، پتانسیل اعتراضی خونهای ریخته شده تا حدودی خنثی میشود.
۲. ایجاد تردید و خرید زمان
این رفتار در بخشی از افکار عمومی تردید ایجاد کرده و برای رژیم زمان میخرد تا موضوع را شامل مرور زمان کرده و از فشار بینالمللی بکاهد.
«بازی دوگانه دیکتاتور» اوج تزویر در سیاست است. در این استراتژی، قربانی دوبار کشته میشود؛ یکبار با حذف فیزیکی، و بار دوم با ربوده شدن هویت و هدفش توسط همان سیستمی که او را از پای درآورده است.
احزاب سیاسی کردستان ایران در نامهای سرگشاده به شورای حقوق بشر سازمان ملل، دولتها و نهادهای بینالمللی حقوق بشر اعلام کردند جمهوری اسلامی در جریان بیش از سه هفته سرکوب اعتراضات مردمی مرتکب «جنایت علیه بشریت» شده است.
به گفته امضاکنندگان، حکومت ایران با قطع اینترنت و مسدود کردن راههای ارتباطی تلاش کرده کشتار جمعی و نقض گسترده حقوق بشر را پنهان کند؛ سرکوبی که بنا بر گزارشها به کشته شدن هزاران نفر، از جمله زنان و افراد زیر ۱۸ سال، بازداشت دهها هزار نفر و مجروح شدن گسترده معترضان انجامیده است.
در این نامه همچنین به وضعیت کردستان ایران اشاره شده و آمده است که نیروهای امنیتی با حاکم کردن فضای نظامی، مانع اطلاعرسانی، برگزاری مراسم خاکسپاری جانباختگان و حتی تحویل اجساد به خانوادهها شدهاند.
امضاکنندگان تاکید کردهاند که جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در سرکوب و برخورد نظامی با کردستان دارد و در اعتراضات اخیر نیز در استانهای ایلام، کرماشان و لرستان صدها معترض با سلاحهای نیمهسنگین کشته شدهاند؛ با این حال، اعتصاب عمومی سراسری در کردستان نشاندهنده تداوم مقاومت و اعتراض مردم است.
احزاب امضاکننده با هشدار نسبت به خطر قریبالوقوع کشتار گستردهتر، اعلام کردهاند که تلاشهای دیپلماتیک تاکنون بینتیجه بوده و مسئولیت اقدام فوری اکنون بر عهده جامعه جهانی است.
آنها از دولتها و سازمانهای حقوق بشری خواستهاند با پذیرش مسئولیت تاریخی خود، برای توقف سرکوب، حمایت از مردم ایران و احترام به حق تعیین سرنوشت ملتها وارد عمل شوند و مانع تداوم جنایتهای جمهوری اسلامی علیه شهروندان شوند.
این نامه سرگشاده به امضای هفت حزب سیاسی کردستان ایران، شامل حزب دموکرات کردستان ایران، حزب کومله کردستان ایران، کومله زحمتکشان کردستان، کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، حزب آزادی کردستان (پاک) و سازمان خبات کردستان ایران رسیده است.
یک نهاد اطلاعاتی غربی به یوراَکتیو گفت چین با خرید حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران، شریان اصلی تامین مالی سپاه پاسداران را حفظ کرده و به این نهاد امکان داده تحریمهای غرب را دور بزند.
به گفته این نهاد، بخشی از پرداختها بهصورت تحویل تسلیحات انجام میشود و چین در بازسازی برنامه موشکی ایران نقش داشته است.
بر اساس این گزارش با وجود بحران اقتصادی، جمهوری اسلامی همچنان توان تامین مالی نیروهای نیابتی، بهویژه حزبالله لبنان، را دارد و از روشهایی مانند ناوگان سایه، معاملات رمزارزی و خرید طلا برای ادامه فعالیتهای خود استفاده میکند.
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکا، پس از ورود به اسرائیل اعلام کرد هدفش از این سفر، پاسخگو کردن جمهوری اسلامی بهدلیل «کشتار مردم خود، حمایت دولتی از تروریسم و تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای» است.
گراهام در پیامی در شبکه ایکس نوشت که برای اطمینان از عدم چشمپوشی آمریکا از «رژیم جنایتکار آیتاللهها» به اسرائیل سفر کرده و تاکید کرد این رژیم «بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان» است که «خون آمریکاییها بر دستانش قرار دارد».
او با تمجید از سیاستهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا در قبال ایران گفت: «ترامپ در ایران، مردم را بر آیتاللهها ترجیح داد».
او افزود معترضان ایرانی «کاملا محق هستند که خواهان پایان این رژیم باشند».
این سناتور جمهوریخواه هشدار داد نباید این مقطع حساس تاریخی از دست برود و سقوط جمهوری اسلامی را با فروپاشی دیوار برلین مقایسه کرد.
گراهام همچنین گفت: «ترامپ، اوباما نیست؛ او ریگان پلاس است.»
او اعلام کرد در دیدار با مقامهای اسرائیلی درباره چگونگی تقویت «شتاب ایجادشده» در نتیجه سیاستهای دولت ترامپ علیه جمهوری اسلامی گفتوگو خواهد کرد.





