• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

اهرم تحریم؛ جمهوری اسلامی باید درباره جرایم «آپارتاید جنسیتی» و «پیگرد جنسیتی» پاسخگو باشد

۲۵ اسفند ۱۴۰۱، ۱۸:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

وبسایت شورای آتلانتیک مقاله‌ای تحلیلی منتشر کرده است درباره لزوم اعمال تحریم‌های بین‌المللی بر آن دسته از نهادهای جمهوری اسلامی که در سرکوب زنان نقش اصلی را بر عهده دارند. گزیده‌ای از این مقاله را در ادامه می‌خوانید.

وضعیت زنان در ایران در طی نیم‌ساله گذشته و از زمان آغاز خیزش انقلابی زیر ذره‌بین جهان بوده و نظرها را به «آپارتاید جنسیتی» در این کشور جلب کرده است.

حملات شیمیایی اخیر به مدارس دخترانه در ایران هم از سوی جهان، اقدامی عمدی از سوی جمهوری اسلامی خوانده شده است.

یکی از نهادهای اصلی مسوول سرکوب سیستماتیک زنان به دست جمهوری اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی است که تنها به علی خامنه‌ای پاسخگوست.

همین نهاد بود که گشت ارشاد را هم به وجود آورد.

شورای عالی انقلاب فرهنگی در بحبوحه خیزش انقلابی در ایران، نه‌ تنها قدمی از دفاع از حجاب اجباری پا پس نکشید بلکه اخیرا باز هم به آن‌چه «بدحجابی زنان» خوانده، تاخته است و تاکید کرده که دولت نباید گذشتی نسبت به زنان بدحجاب به خرج دهد و باید به نوعی دمار از روزگارشان درآورد.

متاسفانه پاسخگو کردن چنین نهاد مبهمی آن هم در کشوری به دور از دسترسی به ساز و کارهای معمول پاسخگوسازی، مثلا کشاندن عوامل حکومتی به دادگاه بین‌المللی، دشوار است.

کمیته حقیقت‌یابی هم که برای رسیدگی به جرایم جمهوری اسلامی تشکیل شده نمی‌تواند از نظر قانونی جمهوری اسلامی را جوابگو کند.

با توجه به همه این محدودیت‌ها، تحریم‌ها ممکن است همچنان راهی برای کاهش «پیگرد جنسیتی زنان» در ایران باشد.

100%

عوامل جمهوری اسلامی مال و اموال و روابط بین‌المللی زیادی دارند و بسیاری از اعضای خانواده سران حکومتی یعنی «آقازاده‌ها»، در خارج ایران زندگی می‌کنند و همین، این افراد را محتاج گرفتن ویزا و خرج کردن پول در کشورهایی می‌کند که می‌تواند اموال آن‌ها را بلوکه کند تا نتوانند برای اعضای خانواده‌شان پول بفرستند و نگذارند روادید بگیرند.

البته حتی اگر چنین اقداماتی در نهایت دقت هم انجام شود «پیگرد جنسیتی زنان» به دست جمهوری اسلامی تمام نخواهد شد.

شاهد این مدعا این است که با وجود اعمال تحریم‌ها، تاکنون جمهوری اسلامی تغییر رویه‌ای در برخورد با زنان نداشته است.

اگرچه ناکافی اما همان تحریم نمادین هم مهم است و دست‌یابی به هر نتیجه‌ کوچک برای حمایت از زنان، به این که آمریکا و اروپا برای اعمال تحریم‌ها تلاش کنند می‌ارزد؛ به‌ویژه وقتی پای جرایم مبتنی بر جنسیت از سوی جمهوری اسلامی در میان باشد.

آمریکا، کانادا، استرالیا، بریتانیا و اتحادیه اروپا «گشت ارشاد» و نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی را تحریم کرده‌اند اما این شامل شورای عالی انقلاب فرهنگی نشده و لازم است نقش این نهاد در سنگ‌بنا گذاشتن «آپارتاید جنسیتی» شناخته شود.

از پیش‌تر هم پیشنهاداتی برای اعمال تحریم بر شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شده و به عقیده نگارنده، شورای عالی انقلاب فرهنگی هم باید مثل گشت ارشاد و به طور خاص مرتبط با جرایمی در ارتباط با جنسیت، تحریم شود و از قربانیان چنین جرایمی هم حمایت بین‌المللی صورت گیرد.

روز جهانی زنان سال ۲۰۲۳ (هشتم مارس) و روزهای پس از آن مجالی برای کشورهاست تا نهادهایی که زنان را مورد تبعیض قرار می‌دهند، شناسایی و پاسخگو کنند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

۴

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

خیزش انقلابی در ایران؛ شهروندان برای مبارزه با مردسالاری جانشان را کف دستشان گرفته‌اند

۲۴ اسفند ۱۴۰۱، ۱۷:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

«گاردین» در مقاله‌ای تحلیلی نگاهی به نظرات فمینیستی «آنجلا سِینی»، روزنامه‌نگار بریتانیایی و نویسنده کتاب «مردسالاران» انداخته است. نگارنده مطلب با اشاره به نظرات سینی، می‌گوید زنان و مردان ایران در جریان خیزش انقلابی، مردسالاری را حتی به بهای جانشان به نبرد طلبیده‌اند.

سینی در کتابش با مطرح کردن سوال‌هایی درباره مردسالاری استدلال می‌کند که مردسالاری تغییرناپذیر نیست و چیزی نیست که نتوان پایه‌های آن را به لرزه درآورد.

این که به نابرابری جنسیتی به شکلی نگاه شود که گویا ریشه در مساله‌ای دارد که قابل‌ تغییر نیست، مقابله با آن را دشوار می‌کند.

پی بردن به ریشه‌های مردسالاری آنچنان ساده نیست و طی قرون و اعصار مردم‌شناسان، نظریه‎‌‌پردازان سیاسی، فمینیست‌ها و حتی مرد‌سالاران سعی کرده‌اند به سرچشمه‌های آن پی ببرند.

سینی با نگاه به مقوله جنسیت از بعدی علمی و تاریخی، استدلال می‌کند همان‌طور که زنان جوامع مادرسالار (مادرتبار) حقوق متنوع و متفاوتی پیرامون سکس، کار، پرورش فرزندان و تصاحب املاک دارند، مردسالاری هم در همه جا انگشت یک دست نیست و در هر جایی رنگ خودش دارد و صدالبته می‌تواند تغییر کند.

سینی همچنین به این مساله مهم اشاره می‌کند: ممالکی که در آن زنان از قدرت بیشتر و وضعیت برابری بهتری برخوردارند، در مورد هویت جنسیتی هم بسیار منعطف‌ترند، به بیش از در دو قالب نشاندن جنسیت (زن و مرد) معتقدند و تفاوت کمتری هم می‌بینند بین نقش‌هایی که زن و مرد می‌توانند در جامعه بر عهده بگیرند.

100%

خط پررنگ کشیدن درباره هویت جنسیتی در بدو تولد، مشخصه مردسالاری است و به منظور نشاندن فرد در نقش اجتماعی و فرهنگی خاصی صورت می‌گیرد.

دیدگاه جالب دیگر سینی این است که به چالش کشیدن جامعه مردسالار صرفا با گذاشتن زنان در راس امور حل نمی‌شود چون خود همین ایده که زنان ذاتا آرام‌اند و خشن‌ نیستند، در بن خود نوعی مردسالاری است که تمام زنان را در یک دسته‌بندی فشرده می‌کند و تعریف واحدی از زنانگی به دست دهد، در حالی که زنان هم می‌توانند بی‌رحم و خشن باشند و البته مردان نیز می‌توانند بامحبت و خلاق باشند.

سینی در نظراتش درباره تغییر و تحول در جوامع مردسالار و سیر متفاوت آن در جوامع مختلف، با نگاه به مثال‌هایی از اتحاد جماهیر شوروی و ایران و مقایسه این دو، می‌نویسد در حالی که محدودیت‌ها برای زنان در شوروی از جهت رای دادن و کار و ... تا حدود زیادی برداشته شد اما در ایران با آمدن جمهوری اسلامی در سال ۵۷، حقوق زنان از آن‌ها گرفته شد و محدودیت‌هایی همراه با خشونت بر زنان اعمال شد.

100%

سینی با مقایسه دوباره دو کشور روسیه و ایران، اشاره می‌کند از زمان بر سر کار آمدن ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه، او به عنوان مدافع ارزش‌های «سنتی» و حقوق خانواده‌های دگرجنسگرا در برابر فمینیسم و حقوق اقلیت‌های جنسی قرار گرفته است.

در همین حال حکومت قسی‌القلبی مثل جمهوری اسلامی، در سرکوب مقاومت مردمی در برابر قدرت بی‌حد و حصر مردسالاری در ایران درمانده است. مردان و زنان در ایران در جریان خیزش انقلابی اخیر محدودیت‌های جنسیتی را حتی به بهای از دست رفتن جانشان، به چالش کشیده‌اند.

اما سینی نسبت به آینده خوش‌بین است و باور دارد تغییر در جایگاه زنان در گذشته اتفاق افتاده و در آینده هم روی خواهد داد.

او باور دارد نیروهایی در جوامع جریان دارند که با یکدیگر برای قدرت و سلطه رقابت می‌کنند و در این کشمکش، گاه جوامع خودکامه و گاه جوامع لیبرال پدید می‌آورند.

تغییر مردسالاری نه‌ تنها ممکن، بلکه اجتناب‌ناپذیر است و کار و وظیفه اصلی، انداختن این مبارزه در مسیر درست است.

خیزش انقلابی مردم ایران؛ پیشکش «زن، زندگی، آزادی» برای فمینیسم جهانی

۲۳ اسفند ۱۴۰۱، ۱۶:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

هشتم مارس ۲۰۲۳، روز جهانی زن، بدون حرف زدن از شجاعت و جسارت زنان ایران غریب می‌بود. زنان ایران و دستاوردهایشان در خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی، بازتابی پررنگ در رسانه‌های دنیا داشت.

تحلیلی در همین باره بخوانید که در آن نگارنده مطلب معتقد است فمینیسم جهانی می‌تواند از مبارزات زنان در ایران و بینش آن‌ها بسیار بیاموزد.

این مطلب در وب‌سایت «تروث‌اوت» منتشر شده است.

جهان در نقطه تحول است: از یک سو فاشیسم و خودکامگی در جهان رو به افزایش است و از سوی دیگر قیام‌های دموکراتیک در برابر خودکامگی و امپریالیسم سر بر آورده‌اند و دامنه‌شان را از میانمار تا سودان و از اوکراین تا ایران گسترده‌اند.

زنان ایران ستارگان هشتم مارس ۲۰۲۳ و در خط مقدم مبارزات‌ فمینیستی بوده‌اند؛ آنان رهبران قیامی جوان و مردمی‌اند که هر روز چهره جدیدی از خود به جهان نشان می‌دهد و چشم در چشم سرکوب وحشیانه جمهوری اسلامی می‌ایستد.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» نشان شجاعت و تلاش برای ابراز دقیق خواسته‌های فمینیستی زنان ایران است.

فراتر از آن، «زن، زندگی، آزادی» جنبشی بنیادین برای اعتراض به وضعیت حاضر ایران و جنبشی علیه زن‌ستیزی، تبعیض جنسیتی، ناامنی اقتصادی هر روزه، بیکاری و بیگاری، فقر، بیچارگی، ستم طبقاتی و ستم علیه اقلیت‌های مذهبی و ملی است. این جنبش انقلابی، انسانی و مدرن برای پایان دادن دائمی به سلطه و آغاز یک انقلاب اجتماعی برای رهایی مردم از تمام اشکال ظلم، تبعیض، بیگاری، ظلم و دیکتاتوری است.

100%

حتی کف تقاضاهای مطرح‌شده در جنبش «زن، زندگی، آزادی» هم بسیار مترقی است و توسعه و پیشرفت جنبش «زن، زندگی، آزادی» تا همین جای کار هم بسیار چشم‌گیر بوده و جهشی رو به جلو برای جامعه ایران محسوب می‌شود.

زنان ایران و گستراندن افق مبارزات فمینیستی در جهان

زنان سراسر جهان می‌توانند بسیار از مبارزات زنان در ایران بیاموزند. زنان ایرانی هنوز نتوانسته‌اند آن انقلاب فمینیستی را که می‌خواهند به سر منزل مقصود برسانند اما تا همین جا هم سوال‌های جدی از فمینیسم جهانی مطرح کرده‌اند و آن را با خواسته‌هایشان به چالش کشیده‌اند.

شعار «زن، زندگی، آزادی» با بینشی آزادی‌بخش برای آینده دنیا، تمامی فمینیست‌های جهان را به خود فرامی‌خواند.

اعتراضات زنان و دختران جوان، شلیک به آن‌ها، شلیک به چشمانشان، تجاوز به آن‌ها، گرفتن جانشان و آزار آنانی که در قالب دوگانه جنسیت (زن و مرد) جا نمی‌گیرند، حاکی از رنج‌ آفرینی ۴۰ ساله به دست حکومتی نظامی و مذهبی است که اجازه نمی‌دهد تا معنای حقیقی زندگی برای زنان ایران متبلور شود و در عوض، آن‌ها را هر چه بیشتر به سمت بچه‌دار شدن می‌راند.

100%

چنین حکومتی با زبانی آزادانه که از واژه «انتخاب»، تمرکز بر شغل و حرفه و منفعت فردی برای زن حرف می‌زند، بیگانه است. اما آن‌چه زنان ایرانی می‌خواهند وجود داشتن انسانی، بر اساس همدلی جمعی، خودمختاری، شکوفایی کار و آموزش و پایان دادن به خشونت حکومتی و جنسیتی است که این دو در نظر زنان ایران، در هم تنیده شده‌اند.

مجالی برای بنا کردن همدلی فمینیستی جهانی

سال ۲۰۱۷ و زمانی که جنبش «می تو» به جنبشی جهانی تبدیل شد، امید زیادی وجود داشت که فمینیسم جهانی از نظر کیفی و کمی وارد دوران جدیدی شود.

جنبش «می تو» به دور انداختن مفاهیم نادرست درباره آزادی زنان که در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پا گرفته بود و سالیان سال جولان داده بود، بسیار کمک کرد و از جدایی‌ناپذیری مردسالاری و کاپیتالیسم هم تا حدود زیادی پرده برداشت.

پرداختن به چنین مسایلی امروزه و مخصوصا در مواجهه با خشونت فزاینده حکومتی، تجاوز، حبس و زن‌کشی در کشورهایی همچون ایران، افغانستان، اتیوپی و همین‌طور در سین‌کیانگ چین و ...، همچنان و هر روزه، بسیار جدی است.

حملات شیمیایی به مدارس دخترانه در ایران، جبهه جدید جنگ جمهوری اسلامی با زنان

۲۰ اسفند ۱۴۰۱، ۱۵:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

حملات شیمیایی به مدارس دخترانه در ایران و بازتاب جهانی و محکومیت بین‌المللی آن همچنان ادامه دارد. تحلیل‌گران هم تداوم و پیامدهای چنین حملاتی را بر جسم و روان دختران محصل بررسی می‌کنند. وب‌سایت کانورسیشن در مطلبی تحلیلی به این موضوع پرداخته است.

مورد عجیب در مسموم‌سازی دانش‌آموزان دختر در ایران، برخی افراد هستند که حتی درباره وقوع چنین حملاتی ابراز تردید می‌کنند و سرچشمه بد حالی ناشی از حمله شیمیایی به دختران دانش‌آموز را روانی می‌دانند.

البته که چنین ابراز نظراتی درباره «هیستریای جمعی» یا اصطلاحاتی دیگر از این دست، بی‌سابقه نیست.

در بررسی موارد مشکوک مسمومیت دختران دانش‌آموز در افغانستان از سال ۲۰۱۲ تا سال ۲۰۱۶، سازمان ملل متحد، ناتوان در یافتن سرنخی برای اثبات مسمومیت با گاز یا سم، نتیجه گرفت منشأ مسمومیت دختران به احتمال بسیار روانی است!

اما واقعیت این است که مواد مسمومیت‌زا مخصوصا دی‌اکسید نیتروژن، می‌توانند به سرعت تجزیه شوند و ردی از آن‌ها باقی نماند.

این مورد اما به جز روایت شاهدانی است که می‌گویند پرتاب اجسامی به داخل حیاط مدارس دخترانه را به چشم دیده‌اند.

تحصیل دختران، لگدکوب تهدیدهای جهانی

برای درک بهتر این که چرا چنین حملاتی روی می‌دهد باید به پیشینه این‌ دست حملات در قالب و قابی جهانی نگاه کرد.

یک دلیل برای این که گزارش‌ها از حملات شیمیایی به محصلان دختر در ایران باورکردنی است این است که وقوع چنین حملاتی به‎‌هیچ‌وجه غیرمعمول نیست و دختران دانش‌آموز در سراسر جهان غالبا هدف چنین حملاتی قرار می‌گیرند.

بنا بر گزارش پیشین «ائتلاف جهانی برای حفاظت از آموزش در برابر حمله»، از سال ۲۰۱۴ تا سال ۲۰۱۸، حملاتی علیه دختران دانش‌آموز و معلمان زن در ۱۸ کشور قربانی درگیری و بی‌ثباتی در جهان، افغانستان، کامرون، جمهوری آفریقای مرکزی، کلمبیا، جمهوری دموکراتیک کنگو، مصر، هند، عراق، لیبی، مالی، میانمار، نیجریه، پاکستان، فیلیپین، سودان جنوبی، سوریه، ونزوئلا و یمن به ثبت رسیده است.

100%

چنین حملاتی گسترده و متنوع هستند و از ربودن دانش‌آموزان دختر تا بمباران مدارس دخترانه را در برمی‌گیرد.

دختران در راه مدرسه یا هنگام حضور در مدرسه هدف حمله قرار می‌گیرند و گزارش‌هایی از اعمال خشونت جنسی و ازدواج اجباری هم درباره دختران دانش‌آموز و هم معلمان زن آن‌ها وجود دارد.

مورد ملاله یوسف‌زی در پاکستان از مثال‌های بارز چنین خشونت‌هایی است اما موارد غیرمستقیمی هم وجود دارد. از جمله: تغییر کاربری یا بستن مدارس دخترانه با بهانه‌هایی از این دست که تحصیل پسران بر دختران اولویت دارد تا دختران را از تحصیل بازدارند.

تحمیل و اعمال مقررات سخت‌گیرانه درباره پوشش در مدارس دخترانه هم از همین دست راه‌های غیرمستقیم برای سنگ‌اندازی در راه تحصیل آنان است.

حملات به مدارس در دنیا طی دهه‌های اخیر سیر صعودی داشته، به ویژه که حمله‌های شدید اغلب متوجه مدارس دخترانه بوده و در اکثر موارد، مهاجمان از مصونیت برخوردار بوده‌اند و مجازات نشده‌اند.

تاثیر حملات بر تحصیل دختران

حتی بر فرض که حملات شیمیایی به مدارس دخترانه در ایران تاثیر جدی بر سلامت جسمی آنان نگذارد اما باز هم چنین حملاتی اثرات دیر‌پای روانی دارد و پیامدهای آن‌ها بر جسم و سلامت هم معلوم نیست.

100%

گذشته از این که تحصیل، حق همگان و لازمه توسعه شخصیت انسانی است، حملات علیه تحصیل و مدرسه، تاثیری عمیق و پایدار بر دختران دارد.

دخترانی که از حق تحصیل محروم می‌شوند در برابر ازدواج اجباری یا کودک‌همسری آسیب‌پذیرترند که این دو معمولا به خودکفایی کمتر آن‌ها درحوزه جنسی و باروری منجر می‌شود.

چنین دخترانی همچنین بیشتر در معرض خطرات خشونت خانگی و زیستن در فقر قرار دارند.

حملات علیه تحصیل دختران همچنین در پیوستن و به‌کار‌گیری آن‌ها در گروه‌های مسلحانه هم نقش دارد و آنان را بیشتر در معرض خطرات قاچاق انسان و قاچاق (استثمار) جنسی قرار می‌دهد.

به طور کلی نقض حق آموزش و تبعیض سیستماتیک جنسیتی موجب می‌شود زنان فرصت‌های کمتری برای مشارکت معنادار در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی داشته باشند و این محرومیت تنها دامنگیر خود زنان و دختران نمی‌شود بلکه دود آن به چشم تمام اجتماع می‌رود.

به همین دلیل حفاظت از حق تحصیل دختران باید پیش‌درآمد هر تلاشی در راه دست‌یابی به برابری جنسیتی باشد.

حملات شیمیایی آشکار و وحشتناک به مدارس دخترانه در ایران، زنگ هشدار برای ایجاد تحولی فوری است.

خالی کردن خشاب خشاب تیر ساچمه‌ای در بدن معترض ایرانی-بریتانیایی؛ گزارش منتشر شده در گاردین

۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ۱۴:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس مصاحبه با یک عضو کادر درمان ایرانی-بریتانیایی، منتشر‌شده در گاردین، این مرد که چندین ماه پیش برای دیدار با خانواده‌اش به تهران سفر کرده و در جریان اعتراضات مردمی علیه جمهوری اسلامی به خیابان‌ رفته بود، آماج شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای نیروهای سرکوب قرار گرفته است.

پس از بازگشت به بریتانیا، هنوز پنج گلوله ساچمه‌ای در بدن این مرد مانده است.

او می‌گوید نیروهای سرکوب از فاصله نزدیک، بی‌وقفه به او شلیک کرده‌اند.

طبق روایت این مرد، نیروهای سرکوب از شات‌گان‌هایی استفاده می‌کرده‌اند که خشاب‌ خشاب گلوله‌ ساچمه‌ای در بدن قربانی پخش می‌کنند.

خشونتی که به این مرد روا شده تنها نمونه‌ای دیگر از رفتار پلیس جمهوری اسلامی با شهروندان معترض در ایران است که در کنار باقی مواردی از این دست مانند استفاده نیروهای سرکوب از گلوله ساچمه‌ای بزرگ (که اغلب برای شکار حیواناتی مثل گوزن استفاده می‌شود) و شلیک تیر ساچمه‌ای از فاصله نزدیک به قصد کشت قرار می‌گیرد.

این مرد را دو پزشک در بیمارستانی در بریتانیا دیده‌اند و شرح او از وقایع، با جراحات او همخوانی دارد.

این مرد اکتبر سال ۲۰۲۲ برای دیدار با خانواده‌اش به ایران می‌رود و به اعتراضات می‌پیوندد. اواخر ماه اکتبر بوده که با مشاهده آزار دختر نوجوانی در خیابان شریعتی به دست نیروهای سرکوب، مداخله می‌کند تا از آن دختر دفاع کند.

طبق روایت این مرد، زمانی به او شلیک می‌شود که او، ناامید از این که بتواند به دختر نوجوان کمک کند، در حال دور شدن از صحنه درگیری بوده و درست در همان زمان، یک بسیجی باتوم‌ به‌ دست شروع به کتک زدن او می‌کند. او روی زمین می‌افتد و در حالی که تا حدودی هوشیاری‌اش را از دست می‌دهد، می‌بیند که دو افسر با سلاح نیمه‌خودکار او را آماج گلوله ساچمه‌ای قرار می‌دهند.

100%

آن‌ها هفت خشاب گلوله ساچمه‌ای در نقاط مختلف بدن او خالی می‌کن،ند که یکی به سینه دیگری به زیر بازوی چپ، پای راست و پشت او اصابت می‌کند.

به گفته او پلیس می‌خواسته به صورتش هم شلیک کند اما بازویش را سپر صورتش کرده و گلوله به بازویش نشسته است.

تصاویر پس از این حمله نشان می‌دهند برخی زخم‌های او حدودا پنج تا هفت سانتی‌متر بوده‌اند چون از فاصله بسیار نزدیک به او شلیک شده.

اما زخم‌هایی را که خون از آن‌ها فوران می‌کرده، با روسری یک دختر معترض و یک دستمال نظافت ماشین بسته‌اند و او با تاکسی به خانه برده شده.

تمیز کردن و درمان زخم‌هایش پنج ساعت و نیم و با تیمی از دکترها در خانه‌ انجام شده؛ دکترهایی که او را از قبل و به دلیل پیشینه حرفه‌ای به عنوان عضوی از کادر بهداشت و درمان، می‌شناخته‌اند.

به گفته این مرد، در فرآیند درمان، او تقریبا تا پای مرگ پیش رفته و در روند درمانش پیچیدگی‌هایی همچون مشکلات روده، ایجاد شدن لخته خون و پایین آمدن اکسیژن خون به وجود آمده.

دنده‌های او هم شکسته و فقط نجات پیدا کرده چون مردمی بی‌باک به کمک او آمده‌اند و دکترهایی شجاع خطر را به جان خریده‌اند تا او را زنده نگه دارند.

بسیاری از ساچمه‌ها در ایران از تن او خارج شده و دو ساچمه دیگر هم با عمل جراحی در بریتانیا بیرون آورده شده اما پنج ساچمه هنوز در تن او مانده و چنان گیر کرده که خارج کردن آن‌ها اعصاب حیاتی‌اش را به خطر می‌اندازد.

بر اساس ایکس‌ری‌هایی که در بریتانیا از او گرفته شده، یکی از این گلوله‌ها در پا، دیگری در بازو و سه گلوله دور زانو نشسته‌اند.

تصاویر ام‌آر‌آی زانوی او هم سه ماه بعد از حمله، حکایت از کوفتگی استخوان زانوی او داشته‌اند. او هنوز نمی‌تواند سر کار برود یا رانندگی کند.

100%

این مرد تصمیم گرفته در ایران برای درمان به بیمارستان نرود چون می‌ترسیده نامش ثبت و دستگیر شود چرا که طبق قوانین جدید، هر بیماری باید با ثبت مشخصات کارت ملی مورد درمان قرار بگیرد.

او ترسیده که دوتابعیتی بودنش بر مخمصه‌ای که گرفتار شده بوده مضاعف بشود و باعث شود اتهاماتی چون جاسوسی برای بریتانیا هم به او بچسبانند.

درمان این مرد مجموعا حدود ۱۷ ساعت و نیم طول کشیده و یکی از دکترهایی که او را مداوا کرده به او گفته که تا یک قدمی مرگ پیش رفته است.

به گفته این مرد، او هنگام ترک ایران هنوز نمی‌دانسته چند گلوله در بدنش باقی مانده است.

یک متخصص ارتوپد در بریتانیا که عکس‌های جراحات این مرد را دیده، در نامه‌ای به گاردین نوشته که به نظر می‌رسد نیروهای سرکوب می‌خواسته‌اند جان او را بگیرند و تا دم این کار هم رفته‌اند چون اگر دوستان دکتر مرد به دادش نمی‌رسیده‌اند، او امروز زنده نمی‌بوده.

متخصص دیگری که تصاویر ایکس‌ری جراحات این مرد را دیده نیز گفته که ساچمه‌های شلیک‌شده به زانو همه زیرجلدی‌اند و این مرد بسیار شانس آورده که به خود زانو و نه مفصل آن اصابت کرده‌اند.

این مرد جنایاتی که در حق معترض غیرمسلحی چون او روا شده را مصداق جنایت جنگی دانسته و گفته است که این اتفاق بی‌شک فقط برای او نیفتاده اما همه آن‌قدری خوش‌شانس نبوده‌اند که زنده بمانند و داستان جان به در بردنشان را تعریف کنند.

روز جهانی زن؛ مجالی برای ایستادن تمام‌قد جهان به احترام زنان ایران

۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ۰۹:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)

هشتم مارس در تقویم دنیا اهمیت پررنگی دارد اما روز جهانی زن ۲۰۲۳در سایه اعتراضات ایران، رنگ دیگری به خود گرفته است.

روز جهانی زن ۲۰۲۳، فرصتی برای پاسداشت مبارزه زنان ایران طی ماه‌های گذشته در نبردی تن به تن با حکومتی مذهبی و مردسالار است. درنگی برای نگاهی به اینکه زنان ایران چه بهایی در آرزوی آزادی ‌پرداخته‌اند و چگونه مردان سرزمینشان را در این سفر بی‌باکانه و بدون ‌بازگشت به نقطه ترس، با خود همراه کردند.

هشت مارس ۲۰۲۳ فرصتی است برای تلنگری به زنان جهان که نباید حقوقشان را تک‌تک، آرام‌آرام و به سادگی از دست بدهند. چرا که همان حقوق، ولو اینکه در زمان از دست رفتن کوچک به نظر برسند، را گاه باید در جدالی سهمناک و خونین باز پس گرفت.

روز جهانی زن ۲۰۲۳ روزی است که فعالان حقوق زنان در سراسر جهان عهدشان با خیزش انقلابی ایران را تازه کرده‌اند و از سران کشورها خواسته‌اند تا در کنار زنان ایران بایستند. گرچه اعتراضات مردمی تحت حکومت جمهوری اسلامی، چیز تازه‌ای نیست؛ اما زنان و مردان ایران این بار، بیش از هر چیز دیگر، برای آزادی انسان و جهان، برای «زن، زندگی، آزادی» سینه سپر کرده‌اند.

رمز موفقیت جنبش اخیر زنان در جنبش انقلابی را در زیر بخوانید.

این تحلیل در وبسایت وورکرز لیبرتی منتشر شده است.

شعارهای اعتراضات ایران تندرویانه است و از اصل موضوع (سرنگونی جمهوری اسلامی) منحرف نمی‌شود؛ یکی از به‌یاد‌ماندنی‌ترین‌ شعارها این بود :«اگر با هم یکی نشیم، یکی یکی کشته می‌شیم.»

و البته که این شعاری است درخور جنبشی که پایدار مانده و جهانی شده است. آن حس یکی شدن با دیگری، برای ایستادن چشم در چشم جمهوری اسلامی، ضروری است. مردم ایران، طی ماه‌های گذشته و فراسوی مرز جنسیت، سن، طبقه اجتماعی، اتنیک و مرز، با هم روانه خیابان‌ها شده‌اند.

100%

اما این اتحاد زمانی خاص‌تر است که به زنان معترض در ایران نگاه کنید. زنانی که ابتدا در برابر حجاب قد علم کردند؛ وقتی جان مهسا امینی ۲۲ ساله در بازداشتگاه گشت ارشاد، به‌خاطر چند تار مو از دست رفت، زنان ایران بالیدند و به قلب مردسالاری تاختند.

جنبش اخیر در ایران (که نخستین انقلاب زنانه نامیده شده است) از اعتراض به حجاب آغاز شد و آنچه آن را از جنبش‌های پیشین متفاوت می‌کند این است که مردان هم در اعتراضات به زنان پیوستند و با حمایت خود نشان دادند که مشکل زنان ایران، مشکل مردان ایران است.

گرچه حجاب از ابتدای جنبش هم تمام مسئله نبود؛ اما از سر برداشتن حجاب اجباری و چیدن مو، در هوا چرخاندن روسری‌ها و سوزاندن آنها، به نماد «زن، زندگی، آزادی» تبدیل شد و در مرکزیت آن قرار گرفت.

معترضان در ایران خوب می‌دانند که حجاب آنقدر برای جمهوری اسلامی مهم است که از سر برداشتن آن می‌تواند دودمان رژیم را به باد بدهد. از ابتدای انقلاب اسلامی ۵۷ هم خمینی حجاب را به عنوان رکنی از ارکان ایدئولوژیک جمهوری اسلامی علم کرد تا با آن زن و مرد، مردم، را از هم جدا کند؛ مردمی که دچار تفرقه باشند سردرگم هم می‌شوند و سرنگون کردن حکومت هم از دستشان برنمی‌آید.

در جنبش اخیر، به جز مسئله حجاب که از ارکان حکومت مردسالار جمهوری اسلامی است، باید ازتبعیض اتنیکی هم حرف زد.

زن بودن مهسا امینی، در سوگواری جمعی ملی برای او موثر بوده اما نباید از یاد برد که اتنیک او هم مهم است. روز جهانی زن مجالی برای آن است که به زنان در کنار اتنیک آ»ها نگاه شود. فرصتی برای یادآوری اینکه نام‌های کردی در حکومت جمهوری اسلامی ممنوع است و خانواده‌ها نمی‌توانند بر فرزندانشان نام کردی بگذارند. مهسا امینی، در خانواده ژینا بود اما در ایران و جهان مهساست.

100%

نمی‌شود هویت کرد مهسا امینی را از زن بودن او جدا کرد؛ مخصوصا اینکه شعار «زن، زندگی، آزادی» خود صاحب اصلیتی کردی است. شعاری که حالا در سراسر جهان طنین‌انداز شده تا موجز و خلاصه و تنها در سه واژه، بیانگر مبارزه زنان برای در آغوش کشیدن آزادی باشد.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» که با زنان ایران آغاز شد، متعلق به همه مردم ایران است و جنبشی است که باید با ابراز روشن نارضایتی‌هایش، جویای تحول شود و کشوری دموکراتیک بسازد. برای دست یافتن به این مقصود، زن و مرد، مردم ایران، باید زیر پرچم «زن، زندگی، آزادی» گرد بیایند تا لوای جمهوری اسلامی را به زیر بکشند.