نیکزاد، نایب رییس مجلس: آمریکا باید منطقه را ترک کند چون این جنگ عرصه مگسها نیست


علی نیکزاد، نایب رییس مجلس، در نطق پیش از دستور سهشنبه خود گفت: «امروز با هدف قرار گرفتن مقرهای فرماندهی آمریکا در منطقه، مجبور شدند در هتلها آواره شوند و با مشاهده افسردگی سربازهای خود مجبور شدند در سواحل تایلند پهلو بگیرند. پیشنهاد ما به شما این است که هرچه زودتر از این جنگ خارج شوید، چرا که این جنگ عرصه مگسها نیست.»
نیکزاد ادامه داد: «جمهوری اسلامی این جنگ را مبتنی بر طراحی دقیق و تاکتیک پیش میبرد و همزمان از همه توان و تاکتیکهای خود استفاده نمیکند و در عین حال ابزارها و تاکتیکهای خود را بهروز میکند.»
نایب رییس مجلس افزود: «به مقامهای آمریکایی توصیه میکنم پیش از آنکه آبروی نداشته خود را بر باد دهید، هر چه زودتر منطقه را ترک کنید.»






ائتلاف به رهبری عربستان سعودی اعلام کرد حملات حوثیها به چهار شهر این کشور دستکم ۷۳ زخمی بر جای گذاشته است. سخنگوی ائتلاف این حملات را «تشدیدی خطرناک» خواند و گفت برای بازدارندگی و مقابله قاطع، اقدام خواهد شد.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۱۷ شهریور گزارش داد اهدافی در شهرهای ابها، خمیسمشیط، جازان و نجران مورد حمله قرار گرفتند.
در این گزارش جزییاتی درباره نوع جنگافزارهای به کار رفته، وضعیت زخمیها یا میزان خسارتها منتشر نشده است.
سرهنگ ترکی المالکی، سخنگوی ائتلاف، گفت مراکز غیرنظامی و اقتصادی عربستان سعودی هدف قرار گرفتهاند و ائتلاف «همه تدابیر عملیاتی لازم» را برای بازداشتن حوثیها و مقابله قاطع با حملات آنان به کار خواهد گرفت.
حوثیها، گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی، کنترل صنعا، بخش بزرگی از شمال یمن و پرجمعیتترین مناطق این کشور را در دست دارند.
دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس خواستار واکنش قاطع به حملات حوثیها شد
جاسم محمد البدیوی، دبیرکل شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس، حملات حوثیها به غیرنظامیان و تاسیسات در جنوب عربستان سعودی را بهشدت محکوم کرد و خواستار اتخاذ موضعی قاطع و بازدارنده از سوی جامعه بینالمللی در برابر این حملات شد.
البدیوی گفت حملات حوثیها به جنوب عربستان سعودی، غیرنظامیان، امکانات ملی این کشور و تاسیسات غیرنظامی را بهطور عمدی هدف قرار داده و به زخمی شدن شماری از غیرنظامیان منجر شده است.
او این حملات را نقض آشکار قوانین و عرفهای بینالمللی خواند و گفت تکرار آنها نشان میدهد حوثیها با تلاشها برای دستیابی به صلح و ثبات در یمن مخالفت میکنند.
حملات تازه یک روز پس از آن گزارش شد که فایننشالتایمز به نقل از دو فرد مطلع نوشت تاسیسات نفتی شرکت آرامکو در جازان، ۱۶ شهریور هدف قرار گرفتهاند و ارزیابی خسارتهای احتمالی ادامه دارد.
رویترز اعلام کرد نتوانسته است این گزارش را مستقلا تایید کند. آرامکو نیز تا زمان انتشار این گزارش، واکنشی نشان نداد.
یکی از منابع فایننشالتایمز دامنه حمله را مشابه حمله ماه گذشته توصیف کرد که تولید پالایشگاه جازان را بهطور موقت مختل کرده بود.
مجتمع پالایشگاهی جازان در ساحل دریای سرخ و نزدیکی مرز یمن قرار دارد و ظرفیت پالایش روزانه آن حدود ۴۰۰ هزار بشکه است.
این مجموعه در ۱۸ مرداد نیز هدف حمله پهپادی حوثیها قرار گرفت.
مقامهای سعودی در آن زمان گفتند آتشسوزی مهار شد و کسی آسیب ندید.
دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس تاکید کرد: «هدف قرار دادن تاسیسات غیرنظامی و امکانات کشورها اقدامی تروریستی و محکوم است که تحت هیچ عنوانی نمیتوان آن را توجیه کرد یا در برابر آن کوتاه آمد.»
البدیوی ادامه حملات حوثیها را تهدیدی مستقیم علیه امنیت و صلح منطقهای و بینالمللی دانست و از جامعه بینالمللی خواست عاملان و حامیان این حملات را پاسخگو کند.
او همچنین بر همبستگی کامل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با عربستان سعودی تاکید کرد و حمایت آنها را از اقدامات ریاض برای حفاظت از خاک، شهروندان و افراد مقیم این کشور اعلام کرد.
محاصره دریایی و تشدید درگیریهای یمن
حوثیها اواخر تیر اعلام کردند عربستان سعودی را تحت «محاصره دریایی» قرار میدهند. این گروه پس از آن حمله به کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی در دریای سرخ و همچنین تاسیسات نفتی این کشور را افزایش داد.
بابالمندب برای صادرات نفت عربستان سعودی اهمیت ویژهای دارد؛ بهخصوص از زمانی که عبور نفتکشها از تنگه هرمز با محدودیت روبهرو شده است.
در حمله موشکی حوثیها به یک کشتی تجاری در این تنگه در ماه مرداد، چهار دریانورد پاکستانی و اندونزیایی کشته شدند.
همزمان، نبرد زمینی میان حوثیها و نیروهای دولت به رسمیت شناخته شده یمن در استانهای تعز، جوف و مارب شدت گرفته است.
خبرگزاری فرانسه ۱۴ شهریور شمار کشتهشدگان دور تازه این درگیریها را بیش از ۱۲۰ نفر اعلام کرد.
ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ علیه حوثیها وارد جنگ شد.
آتشبس سال ۲۰۲۲ درگیریهای گسترده را برای مدتی کاهش داد، اما حملات متقابل از تیر امسال بار دیگر شدت گرفتهاند.
چهار نماینده و سناتور ارشد ائتلاف مخالف دولت فدرال استرالیا در گفتوگوهای اختصاصی با ایراناینترنشنال، شاهزاده رضا پهلوی را صدایی مهم برای آزادی و دموکراسی و چهرهای موثر در دوران گذار ایران دانستند و بر ضرورت تعامل با او و حمایت از مردم ایران در این مسیر تاکید کردند.
این مواضع را سناتور اندرو براگ وزیر محیط زیست در دولت سایه، سناتور جسیکا کالینز، رییس کمیته مراجع امور خارجی، دفاع و تجارت مجلس سنا، جولیان لیسر وزیر آموزش در دولت سایه و سناتور دیو شارما، معاون وزیر امور شهروندی و چندفرهنگی در دولت سایه و سفیر پیشین استرالیا در اسرائیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال مطرح کردند.
این گفتوگوها در آستانه دیدار مجازی اعضای ائتلاف استرالیا با شاهزاده انجام شد. این ائتلاف همچنین از شاهزاده رضا پهلوی برای سفر به استرالیا دعوت کرده است.
این نشست مجازی قرار است به زودی برگزار شود اما زمان دقیق آن هنوز رسانهای نشده است. پیش از این نیز گزارشهایی درباره احتمال سفر شاهزاده رضا پهلوی به استرالیا منتشر شده بود اما تاریخ این سفر هنوز اعلام نشده است.
شاهزاده رضا پهلوی؛ چهرهای کلیدی برای دوران گذار
سناتور براگ، جمهوری اسلامی را «احتمالا بدترین حکومت و بدترین رژیم روی کره زمین» توصیف کرد و گفت این حکومت علیه مردم ایران جنایت کرده و در خارج، از جمله استرالیا، از تروریسم حمایت کرده است.
وزیر محیط زیست در دولت سایه استرالیا، در گفتوگویی اختصاصی با ایران اینترنشنال، تعامل با شاهزاده رضا پهلوی را از مهمترین اهداف سیاست خارجی ائتلاف دانست و گفت: «برای ائتلاف، دیدار با ولیعهد یکی از مهمترین اهداف سیاست خارجی ماست، زیرا معتقدیم دیدار با این چهره کلیدی دوران گذار، بهترین راه برای پیش بردن بحث درباره تشکیل یک حکومت جدید در ایران است؛ حکومتی که مردم ایران، ایرانیان استرالیا و در واقع تمام بشریت بهشدت به آن نیاز دارند.»
براگ گفت تا زمانی که با یک آلترناتیو بهطور جدی تعامل نشود، جمهوری اسلامی کنار نخواهد رفت: «آلترناتیوی که ما بهعنوان چهره دوران گذار در اختیار داریم، ولیعهد است.»
او این دیدار را «بسیار مهم» و «افتخاری بزرگ» خواند.
سناتور کالینز، رییس کمیته مراجع امور خارجی، دفاع و تجارت مجلس سنای استرالیا نیز شاهزاده رضا پهلوی را «نمادی مهم از مخالفت با حکومت و حمایت از دموکراسی» خواند و گفت ائتلاف به ارتباط با او و دیگر نیروهای دموکراسیخواه، شنیدن دیدگاههای آنان و بررسی چالشهای پیش روی مردم ایران ادامه خواهد داد.
حمایت از تغییر سیاسی مسالمتآمیز در ایران
دیو شارما، سناتور فدرال نیز در گفتوگو با ایران اینترنشنال شاهزاده رضا پهلوی را صدایی مهم و تاثیرگذار در مباحث سیاسی ایران دانست و گفت بسیاری از ایرانیان در سراسر جهان رهبری او را دنبال میکنند و از او راهنمایی میخواهند.
او گفت: «ما خواهان تغییر سیاسی مسالمتآمیز در ایران هستیم. از حکومت فعلی حمایت نمیکنیم.»
شارما افزود جمهوری اسلامی نهتنها آسیب فراوانی به مردم خود وارد کرده، بلکه به کشورهای همسایه، منطقه، جهان و حتی استرالیا نیز آسیب زده است.
بهگفته این عضو دولت سایه، این تعامل با هدف دریافت تازهترین اطلاعات درباره ایران و حمایت از نیروهای سیاسی خواهان تغییر انجام میشود.
شارما گفت سفر شاهزاده، بازتاب رسانهای گستردهای خواهد داشت و توجه افکار عمومی استرالیا را بار دیگر به ایران جلب خواهد کرد.
او افزود: «فکر میکنم سفر ولیعهد به استرالیا به مردم استرالیا نشان خواهد داد که چشمانداز یک آینده سیاسی روشنتر برای ایران وجود دارد.»
شارما تاکید کرد شاهزاده در هرگونه دوره گذار، نقش مهمی خواهد داشت.
دعوت از شاهزاده و محکومیت اقدامات جمهوری اسلامی
جولیان لیسر، وزیر آموزش در دولت سایه استرالیا نیز جمهوری اسلامی را «رژیمی جنایتکار و تروریستی» خواند که در داخل ایران حقوق بشر را نقض و در خارج از مرزهای خود ترور صادر میکند.
او گفت این حکومت مسئول دستکم دو حمله تروریستی در استرالیاست که یکی از آنها حمله با بمب آتشزا به کنیسه آداس اسرائیل در ملبورن بود.
عضو مجلس نمایندگان استرالیا به ایراناینترنشنال گفت ائتلاف در این مقطع از شاهزاده رضا پهلوی دعوت کرده است، زیرا او از آزادی و دموکراسی برای مردم ایران حمایت میکند و مقامهای ائتلاف میخواهند دیدگاهش را درباره وضعیت داخل ایران و امیدها و چشماندازش برای آینده کشور بشنوند.
او این تعامل را با سنت استرالیا در شنیدن صدای مبارزان آزادی مقایسه کرد و از دزموند توتو و وینی ماندلا در دوران آپارتاید و رهبران استقلال تیمور شرقی نام برد.
لیسر گفت سفر شاهزاده نیز در همین چارچوب قرار میگیرد و فرصتی برای شنیدن دیدگاه او درباره ایران است.
پیام همبستگی با مردم ایران
هر چهار سیاستمدار در گفتوگوهای خود با ایراناینترنشنال همچنین بر حمایت از مردم ایران در برابر سرکوب جمهوری اسلامی تاکید کردند.
کالینز گفت ائتلاف به همان ارزشهایی باور دارد که ایرانیان برای آن مبارزه میکنند: «آزادی، رهایی و امنیت.»
او این مبارزه را مقابله با ترس، سرکوب و کشتار دانست و خطاب به ایرانیان گفت: «ما در تمام این مسیر در کنار شما هستیم.»
کالینز خطاب به زنان ایرانی نیز گفت شجاعت آنان به دیگران برای ایستادگی انگیزه میدهد.
شارما نیز پیام این تعامل را چنین خلاصه کرد: «شما تنها نیستید؛ مبارزه شما برای آزادی و دموکراسی، مبارزهای است که ما نیز در آن با شما همراهیم و به همان اندازه به آن متعهد هستیم؛ و موفقیت شما، موفقیت ماست.»
براگ نیز کنار رفتن جمهوری اسلامی را به نفع امنیت جهان، استرالیا و جامعه ایرانیان استرالیا دانست و گفت بدون تعامل جدی با یک جایگزین سیاسی، صلح و پیشرفتی در کار نخواهد بود و دیدار با ولیعهد احتمال تحقق این هدف را بیشتر خواهد کرد.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، دوشنبه اذعان کرد که پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)، بنیانهای حزب حاکم اتحادیه دموکرات مسیحی را به لرزه درآورده است. با این حال او هرگونه ائتلاف و همکاری با این حزب را که در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت پیروز شده رد کرد.
حزب آلترناتیو برای آلمان، که از جمله در ایالت زاکسن-آنهالت بهعنوان یک حزب راست افراطی شناسایی شده، پس از پیروزی در انتخابات محلی اکنون از نمایندگان محافظهکار حزب مرتس میخواهد از تلاش این حزب برای در دست گرفتن حکومت این ایالت شرقی حمایت کنند.
اگر حزب آلترناتیو برای آلمان بتواند در این ایالت دولتی تشکیل دهد، برای نخستین بار در آلمان پس از جنگ جهانی دوم خواهد بود که یک حزب راست افراطی در سطح ایالتی به قدرت میرسد.
حزب آلترناتیو برای آلمان که مواضعی ضدمهاجرتی و طرفدار روسیه دارد، نزدیک به ۴۴ درصد آرا را به دست آورد.
رویترز در گزاشی این نتیجه را نشانه عدم محبوبیت عمیق ائتلاف حاکم مرتس دانست که در عین حال در میان همسایگان آلمان، از جمله فرانسه و لهستان، و دیگر نقاط نگرانیهایی برانگیخته است.
با این حال، این حزب که خواهان اخراج مهاجران، توقف حمایت از اوکراین و احیای روابط با مسکو است، نتوانست اکثریت مطلق پارلمان ایالتی را به دست آورد. این حزب ۳۹ کرسی از مجموع ۸۳ کرسی را کسب کرد و اکنون امیدوار است بتواند شماری از نمایندگان محافظهکار را به سوی خود جلب کند.
نتیجه انتخابات میتواند سیاست دیرینه احزاب جریان اصلی آلمان، از جمله اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU) مرتس، مبنی بر خودداری از همکاری با حزب آلترناتیو برای آلمان را با آزمونی جدی روبهرو کند. این سیاست به «دیوار آتش» معروف است. حزب آلترناتیو برای آلمان این سیاست را غیردموکراتیک میداند.
بهنوشته روزنامه بیلد، مرتس گفت: «این نتیجه حزب ما را تا بنیانهایش به لرزه درمیآورد.»
او بعدا روز دوشنبه در یک کنفرانس خبری افزود: «همه ما عمیقا شوکه شدهایم.»
مرتس این نتیجه را بدترین نتیجه انتخاباتی حزب خود در چند دهه اخیر توصیف کرد.
بهگزارش رویترز، صدراعظم آلمان که لحنش نشان از تاثیرپذیری از این شکست داشت و وعده میداد تلاش بیشتری برای ارتباط با رایدهندگان انجام دهد، پیشنهادها مبنی بر احتمال استعفای خود را رد کرد و گفت در مجموع به برنامه اصلاحات دولتش پایبند خواهد ماند.
مرتس که میزان محبوبیت شخصی او نیز به پایینترین سطح ثبتشده رسیده است، در هفتههای آینده و همچنین در سال آینده با انتخابات ایالتی بیشتری روبهرو خواهد شد. با این حال، او امیدوار است ترکیبی از اصلاحات و افزایش هزینههای دولتی در برخی حوزهها بتواند رشد را در بزرگترین اقتصاد اروپا احیا کند.
مرتس با اشاره به اینکه به نظر میرسد پیروزی حزب آلترناتیو برای آلمان در مسکو با استقبال روبهرو شده است، شرایط سیاسی کنونی را نبردی برای بقای ارزشهای غربی توصیف کرد.
او همچنین از تصمیم سال گذشته برای استقراض صدها میلیارد یورو بهمنظور هزینه کردن در بخش دفاعی دفاع کرد و گفت اتحاد ائتلاف ناتو در معرض خطر قرار دارد.
او گفت:«تسلیم شدن برای من یک گزینه نیست.»
تینو کروپالا، یکی از دو رهبر سراسری حزب آلترناتیو برای آلمان، از نمایندگان اتحادیه دموکرات مسیحی خواست امکان تشکیل یک «اکثریت محافظهکار راست میانه» در زاکسن-آنهالت را فراهم کنند.
او با اشاره به سیاست «دیوار آتش» به رادیو آلمان گفت: «بازیهای حزبی واقعا باید دیگر به گذشته تعلق داشته باشند.»
حزب چپگرای افراطی شریک احتمالی حزب راستگرای افراطی
تنها حزب آلمانی که آمادگی خود را برای همکاری با حزب آلترناتیو برای آلمان اعلام کرده، حزب چپگرای پوپولیست باسو (BSW) است.
این حزب نیز مانند حزب آلترناتیو برای آلمان با مهاجرت گسترده مخالف است و میگوید این پدیده حقوق کارگران محلی را تضعیف میکند. این حزب همچنین خواهان پایان دادن به حمایت آلمان از اوکراین و احیای روابط با مسکو است.
هر دو حزب تحریمهای روسیه را نوعی آسیب زدن بیدلیل به خود میدانند و معتقدند این تحریمها شرکتهای آلمانی را از دسترسی به منابع عظیم انرژی ارزان روسیه محروم کردهاند؛ منابعی که اقتصاد صادراتمحور آلمان برای چندین دهه با اتکا به آنها توانسته بود شکوفا شود.
بر اساس آمار شبکه ARD، «صلح در اروپا» دومین عامل مهم در تعیین نحوه رأی دادن مردم در زاکسن-آنهالت بود. با این حال، مرتس به خبرنگاران گفت موفقیت آلترناتیو برای آلمان دلیلی برای تغییر مسیر نیست.
او گفت: «من حتی یک میلیمتر هم از اعتقاد بنیادی خود مبنی بر اینکه باید، بهویژه اکنون، از آزادی خود در برابر روسیه دفاع کنیم، عقبنشینی نخواهم کرد.»
مرتس افزود: «اگر حمایت از اوکراین را متوقف کنیم، وضعیت تا فردا بهتر نخواهد شد؛ فقط بدتر خواهد شد. هدف رهبری روسیه بیثبات کردن نظامی ارزشی است که زیربنای چیزی را تشکیل میدهد که زمانی آن را "غرب" مینامیدیم؛ نظامی از ارزشها که قابل مذاکره نیست.»
در جریان کارزار انتخاباتی، حزب آلترناتیو برای آلمان از سرخوردگی فزاینده مردم نسبت به احزاب سنتی بهره گرفت؛ احزابی که این حزب آنها را خسته و دور از واقعیتهای جامعه توصیف میکند. آلترناتیو برای آلمان در مقابل، مجموعهای از سیاستهای سختگیرانه، وعده خیابانهایی پاکتر و امنتر و احیای غرور ملی را ارائه کرد.
برای برخی نیز نوعی نوستالژی نسبت به زندگی در آلمان شرقی سابق تحت حکومت کمونیستی وجود دارد.
«نشانهای بسیار، بسیار نگرانکننده»
بر اساس بررسی ترکیب رأیدهندگان، آلترناتیو برای آلمان بهویژه در میان مردان محبوب بود؛ ۵۰ درصد مردان به این حزب رأی دادند، در حالی که این رقم در میان زنان ۳۹ درصد بود. رأیدهندگان آلترناتیو برای آلمان همچنین عموما از امنیت اقتصادی کمتری برخوردار بودند و سطح تحصیلات پایینتری داشتند.
زاکسن-آنهالت ایالتی نسبتا کوچک و یکی از فقیرترین ایالتهای بخش شرقی آلمان، که سابقا تحت حکومت کمونیستی بود، به شمار میرود.
با این حال، آلیس وایدل، دیگر رهبر سراسری آلترناتیو برای آلمان، نتیجه روز یکشنبه را یک نقطه عطف توصیف کرد و گفت حزب او قصد دارد در انتخابات سراسری بعدی که قرار است در سال ۲۰۲۹ برگزار شود، دستکم ۴۰ درصد آرا را به دست آورد.
اداره محلی سازمان اطلاعات داخلی آلمان، حزب آلترناتیو برای آلمان را بهعنوان یک جریان افراطی راستگرا طبقهبندی کرده است، اما این حزب اتهام افراطگرایی را رد میکند و آن را هراسافکنی و توهین به میلیونها حامی خود میداند.
در حالی که رهبران راست افراطی در اروپا از این نتیجه بهعنوان مجوزی برای تغییر استقبال کردند و ایلان ماسک، میلیاردر آمریکایی، نیز از بیرون میدان به تشویق حزب آلترناتیو برای آلمان پرداخت، رولان لسکور، وزیر دارایی فرانسه، به رادیو آرتیال (RTL) گفت این نتیجه «نشانهای بسیار، بسیار نگرانکننده» ارسال میکند.
لسکور گفت: «این نشان میدهد که ما در برابر موجی پوپولیستی که امروز در سراسر جهان در حال گسترش است با چالشی بزرگ روبهرو هستیم؛ موجی که باید در برابر آن مقاومت کنیم.»
این در حالی است که ممکن است در انتخابات سراسری سال آینده در فرانسه مارین لوپن، چهره باسابقه راست افراطی، به ریاستجمهوری فرانسه برسد.
این روزها ویدیوهای ارسالی از سوی شهروندان از سراسر ایران، صحنه تلخ و تکاندهندهای را به تصویر میکشند: یخچالهایی کاملا خالی که تنها یک پارچ آب یا تکهای نان در آنها دیده میشود. این تصاویر اغلب به عنوان گواهی بر بحران معیشت و تهدید بقای فیزیکی مردم منتشر میشوند.
اما اگر با دقتی عمیقتر به این ویدیوها بنگریم، حقیقتی به مراتب دردناکتر نمایان میشود؛ این تنها داستان کمبود کالری و کمبود غذا نیست، بلکه روایت فروپاشی تدریجی و سیستماتیک کرامت انسانی یک ملت است.
برای درک اینکه چرا یک یخچال خالی، مفاهیمی فراتر از گرسنگی ساده را در بر دارد، میتوان به پژوهش بنیادین و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۹، نوشته آبهیجیت بنرجی (Abhijit Banerjee) و استر دوفلو (Esther Duflo) نگاه کرد که در کتاب معروفشان با نام «اقتصاد فقیر» (Poor Economics) منتشر شده است.
بنرجی و دوفلو سالها به مطالعه وضعیت خانوارهایی پرداختند که در فقر مطلق زندگی میکردند؛ از جمله در مناطقی مانند اودایپور در هند.
این خانوادهها با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی میکردند و برای تامین تغذیه پایه خود با مشکلات اساسی روبهرو بودند.
مدلهای سنتی اقتصاد پیشبینی میکردند افرادی که در آستانه قحطی و گرسنگی هستند، تمام درآمدهای اندک خود را صرف خرید ارزانترین و پرکالریترین مواد غذایی (مانند برنج، گندم یا عدس) میکنند تا صرفا زنده بمانند.
اما این دو پژوهشگر به کشف غیرمنتظره و شگفتانگیزی دست یافتند: ترجیح کیفیت و لذت بر صرف کالری: این خانوادهها حتی زمانی که کالری کافی برای خوردن نداشتند، حدود هفت درصد از بودجه غذایی خود را صرف خرید قند، چای، تنباکو و همچنین مشارکت در جشنها و آیینهای محلی میکردند.
نقش «کالاهای حفظ کرامت» (Dignity Goods): زمانی که درآمد این خانوادهها کمی افزایش مییافت، آنها صرفا غلات بیشتری نمیخریدند؛ بلکه غذای خوشطعمتر، یک استکان چای شیرین برای صبح یا امکانی کوچک برای پذیرایی از یک مهمان تهیه میکردند.
بنرجی و دوفلو دریافتند که انسانها ماشینهای بیولوژیکی نیستند که تنها به دنبال محاسبه سوخت و کالری بدن باشند. لذتهای کوچک - مانند یک استکان چای شیرین، شیرینی مختصری برای مهمان، یا یک وعده غذای سنتی در روزهای عید - «کالاهای حفظ کرامت» هستند.
این خریدهای بهظاهر غیرضروری، آرامش روانی ایجاد میکنند، پیوندهای اجتماعی را زنده نگه میدارند و احساس «انسان بودن» و حفظ حرمت نفس را در سختترین شرایط محیطی ممکن میسازند.
انسانها حتی تحت شدیدترین فشارها نیز سعی میکنند با حفظ این رفتارهای کوچک، کرامت خود را پاس بدارند.
بحران ایران: زمانی که کالاهای حفظ کرامت نابود میشوند
آنچه امروز در ایران رخ میدهد، یک معکوسسازی دردناک از این پدیده اقتصادی-اجتماعی است.
با سقوط بیسابقه ارزش ریال و رسیدن دلار به ارقام سرسامآور، از جمله عبور از مرز دو میلیون و ۲۰۰ هزار ریال، قدرت خرید خانوادههای ایرانی بهشدت کاهش یافته است.
تورم موجود دیگر تنها کالاهای غیرضروری را هدف نگرفته، بلکه سفره و غذاهای پایه مردم را نشانه رفته است.
در فرهنگ ایرانی - فارغ از طبقه اجتماعی - مهماننوازی، دورهمیهای خانوادگی و سنت نوشیدن چای، همواره از ارکان اصلی زندگی فردی و اجتماعی بودهاند.
یک استکان چای که جلوی مهمان گذاشته میشود، یک جعبه شیرینی کوچک برای دید و بازدید، یا میوهای ساده در سفره شبهای عید، ابزارهایی غیرقابل معامله برای حفظ احترام و کرامت خانوادگی بودهاند.
امروز، همانطور که در ویدیوهای شهروندان دیده میشود، فروپاشی پول ملی، میلیونها خانواده ایرانی را از مرزی که بنرجی و دوفلو در هند مشاهده کرده بودند، پایینتر برده است:
۱. از بین رفتن حاشیه امنیت روانی: میلیونها خانواده ایرانی دیگر حتی توان مالی برای انتخاب بین «کالری پایه» و «کالاهای حفظ کرامت» را ندارند. جهش قیمت گوشت، مرغ، لبنیات و برنج، خانوادهها را مجبور کرده تا چای، قند، میوه و تنقلات را بهطور کامل حذف کنند تا فقط بتوانند اجارهخانه را بدهند یا نان خالی تهیه کنند.
۲. انزوای اجباری اجتماعی: وقتی خانوادهای توان ارائه یک استکان چای یا یک پذیرایی ساده را از دست میدهد، رفتوآمدهای خانوادگی و رفتن به خانه دوستان قطع میشود. فروپاشی اقتصادی، پیوندهای عاطفی و اجتماعی جامعه را از هم میگسلد و افراد را در انزوای کامل فرو میبرد.
۳. گذار از «خرید برای کرامت» به «تنازع برای بقا»: وقتی فقر به نقطهای میرسد که حتی هزینههای کوچک برای حفظ کرامت نیز محو میشوند، ضربه روانی دیگر فقط «استرس مالی» نیست، بلکه یک «تحقیر وجودی و عمیق» است. یخچال خالی در برابر دوربین، تصویر خانوادهای است که حتی ابزارهای پایه برای زندگی انسانی و اجتماعی از او سلب شده است.
هزینه واقعی فروپاشی ارزش پول ملی
سقوط ارزش پول ملی تا سطحی که با دهها میلیون ریال هم توان خرید حداقلهای زندگی وجود ندارد، یک مساله صرفا عددی و آماری نیست. این فاجعه را نمیتوان تنها در نرخ تورم یا شاخصهای خط فقر خلاصه کرد.
هزینه واقعی این بحران، کیفی و انسانی است. فقر، کالری را میگیرد؛ اما تورم افسارگسیخته، عزتنفس و کرامت انسانی را به سرقت میبرد.
فاجعهای که در ویدیوهای شهروندان دیده میشود فقط این نیست که مردم گرسنهاند؛ بلکه این است که سوءمدیریت اقتصادی، شهروندان را از سادهترین رفتارهایی که احساس انسان بودن و هویت اجتماعی به آنها میدهد، محروم کرده است.
وقتی شهروندان ایرانی یخچالهای خالی خود را در برابر دوربین باز میکنند، نتیجه نهایی یک ابربحران اقتصادی را به جهان نشان میدهند: نقطهای که در آن، حتی همان «دلخوشیها و خریدهای کوچک برای حفظ کرامت» - یعنی همان چای شیرینی که اقتصاددانان برجسته جهان در فقیرترین نقاط زمین ثبت کرده بودند - در ایران به تاریخ پیوسته است.
گوشت را از دست خریدار میقاپند و برنج و روغن را با اسلحه از مغازه میبرند. در ایرانِ امروز، جهش قیمت مواد غذایی فقط خرید آنها را دشوار نکرده، بلکه پای آنها را بیشتر از قبل به پروندههای سرقت باز کرده است.
یک قصاب در کرج با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت بعضی مشتریان گوشت را در کیسه مشکی میگذارند تا جلب توجه نکند.
او از زن مسنی گفت که پس از خرید گوشت، یک موتورسوار کیسه را از دستش قاپید. زن به زمین افتاد و آسیب دید.
آمار مشخصی از سرقت مواد غذایی منتشر نمیشود، اما مرور اخبار رسانهها در ایران از ابتدای سال ۱۴۰۵ نشان میدهد سرقت اقلام خوراکی در میان دیگر انواع سرقت پررنگتر شده است.
وقتی سرقت از چند قلم خوراکی شروع میشود
خبرگزاری دولتی ایرنا روایت زنی را منتشر کرده که دو بسته خامه را زیر چادرش پنهان کرده بود. وقتی مامور حراست از او خواست وسایلش را نشان دهد، زن از گرسنگی فرزندانش گفت. همسر او نیز کارگری روزمزد معرفی شده که به نوشته این خبرگزاری، از ماجرا خبر نداشته است.
ایرنا در بررسی پروندههای مشابه نوشت شماری از متهمان، از جمله زنان خانهدار، سابقه کیفری ندارند و برای نخستین بار با اتهام سرقت روبهرو میشوند.
به نوشته خبرگزاری دولت، پنیر، ماست، خامه و روغن، از جمله کالاهایی هستند که این روزها بیشتر به سرقت میروند.
جهان صنعت نیز از سرقت اقلامی مانند پنیر، کره و گوشت از فروشگاهها گزارش داد.
غذایی که هر روز گرانتر میشود
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، تورم نقطه به نقطه خوراکیها و آشامیدنیها در مرداد ۱۴۰۵ به ۱۲۷.۵ درصد رسیده است؛ یعنی متوسط قیمت این گروه نسبت به ماه مشابه سال قبل بیش از دو برابر شده است.
در همین آمار، قیمت برخی اقلام حتی افزایش بیشتری داشتند: روغن نباتی جامد بیش از ۳۸۳ درصد، تخممرغ نزدیک به ۲۹۴ درصد، مرغ حدود ۱۷۷ درصد و گوشت قرمز ۱۴۸ درصد گرانتر شدهاند.
فاصله میان قیمت غذا و دستمزد را میتوان در یک قلم مشخص دید:
رسانهها در ایران مرداد ماه امسال قیمت هر کیلو فیله گوساله را حدود چهار میلیون و ۲۷۰ هزار تومان گزارش کردهاند؛ یعنی با حداقل دستمزد روزانه حدود ۵۵۴ هزار تومان، یک کارگر باید حدود هفت روز و نیم کار کند تا بتواند یک کیلو از این گوشت بخرد.
وقتی باندهای سرقت سراغ مواد غذایی میروند
مواد غذایی فقط در پروندههای سرقت خرد دیده نمیشوند. گزارشهای پلیس نشان میدهند باندهای حرفهای نیز برنج و دیگر اقلام خوراکی را در کنار کالاهای گرانقیمت هدف قرار دادهاند.
در شرق تهران، اعضای یک باند که به گفته پلیس به بیش از ۱۰ فقره سرقت از خانهها اعتراف کردند، در کنار طلا، دلار و سکه، برنج نیز میدزدیدند.
سرقتهای بزرگتر و سازمانیافتهتری هم در حوزه مواد خوراکی ثبت شده است.
پلیس در یک پرونده از سرقت حدود یکونیم تن برنج و مواد غذایی از انباری در تهران و در پروندهای دیگر از سرقت حدود ۱۵ تن برنج از یک انبار خصوصی در شهرستان ری خبر داد.
وقتی سرقت مواد غذایی مسلحانه میشود
غذادزدی در ایران به سرقتهای خرد یا باندهای سازمانیافته محدود نمیشود. در مواردی، برنج و روغن حتی در جریان سرقتهای مسلحانه ربوده شدهاند. شکلی از سرقت که بیشتر با بانک، طلافروشی یا خودرو شناخته میشود.
رسانههای محلی از دو حمله مسلحانه به مغازهها در ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان گزارش دادند که در یکی از آنها مهاجمان شش کیسه برنج، حدود ۱۲ بطری روغن، کنسرو و حبوبات را بردند و در حملهای دیگر، سارقان پس از تیراندازی، برنج و روغن یک مغازه را سرقت کردند.
آماری که وجود ندارد
پلیس و دستگاه قضایی آمار دقیقی از سرقتها منتشر نمیکنند و برای همین هم نمیشود سهم سرقت مواد غذایی را با عدد مشخص کرد.
با این حال، خبرها و پروندههای منتشرشده نشان میدهند این نوع سرقت، از دزدیهای خرد تا سرقتهای سازمانیافته و مسلحانه، بیشتر از قبل به چشم میخورد.
این سرقتها علت واحدی ندارند، اما یک تغییر را نشان میدهند: مواد غذایی، در کنار یک نیاز روزمره، به کالایی با ارزش بیشتر برای سرقت تبدیل شدهاند.
در ایران امروز همان غذایی که خریدنش دشوارتر شده، حالا از دست خریدار قاپیده میشود، از انبار به سرقت میرود و در مواردی با اسلحه از مغازه برده میشود.