اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد محمدحسین حسینی، فوتبالیست ۲۶ ساله اهل مشهد، بازیکن رده پایه تیمهای پرسپولیس و سپاهان و زندانی سیاسی پیشین، ساعت ۴ عصر روز سهشنبه ۲۳ دیماه ۱۴۰۴ با هجوم مأموران امنیتی به خانهاش در مشهد، بار دیگر بازداشت شد.
او از سال ۱۴۰۱ تاکنون شش بار بازداشت شده است. آخرین بازداشت پیش از این مورد، مربوط به هفتمین مراسم یادبود خسرو علیکردی، وکیل و فعال حقوق بشر بود.
در حالی که هزاران مجروحِ سرکوب شدید و خشونتآمیز اعتراضات همچنان برای درمان در بیمارستانها و کلینیکهای کشور به سر میبرند، گزارشهای رسیده از شهروندان نشان میدهد ماموران و نهادهای سرکوب حکومت در این مراکز کنترل را به دست گرفته و به خشونت علیه شهروندان میپردازند.
یک شهروند از اهواز با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال از حمله نیروهای بسیجی به بخش چشم بیمارستان خمینی این شهر در هفته اخیر خبر داد. او گفت: «بسیجیها به بیماران توهین میکردند و آنها را تهدید به مرگ میکردند.»
این فشار ماموران بسیجی و انتظامی تنها به مجروحان محدود نمیشود و خانوادههای کشتهشدگان را نیز در بر میگیرد.
یک مخاطب از کرمانشاه در اینباره گفت: «پیکر فردی کشتهشده را به خانوادهاش تحویل نمیدادند و میگفتند باید در ساعتی مشخص، حدود سه تا پنج صبح، او را دفن کنید و در خاکسپاری هم فقط اعضای درجه یک خانواده میتوانند حضور داشته باشند.»
به گفته او، حجم کشتار حکومتی در این شهر در روزهای پنجشنبه و جمعه بالا بوده و معترضان هدف گلولههای جنگی ماموران قرار گرفتهاند. این مخاطب وضعیت شهر خود را «جنگی» توصیف کرد و گفت ماموران به آپارتمانها و منازل مسکونی نیز شلیک میکردند.
در حالی که گزارشها از کشتهشدن هزاران نفر در جریان سرکوب اعتراضها در ایران حکایت دارند، روزنامه گاردین در مقالهای میپرسد چرا بخش بزرگی از جهان در برابر رنج معترضان سکوت کرده است. سکوتی که به باور نویسنده، فقط به نفع سرکوبگران تمام میشود.
نویسنده در این مقاله نوشته است:
به خاطر قطع گسترده اطلاعات که نتیجه تصمیم تهران برای خاموش کردن اینترنت است، نمیشود با دقت گفت در خیابانهای ایران دقیقا چه گذشته است.
با این حال، یک مقام رسمی رقم کشتهها را دو هزار نفر اعلام کرده است.
شبکه سیبیاس شمار جانباختگان را ۱۲ هزار نفر گزارش کرده و برخی هشدار دادهاند ممکن است تعداد واقعی بسیار بیشتر باشد.
هزاران شهروند ایرانی فقط به این دلیل کشته شدند که علیه حکومتشان اعتراض کردند و زندگی بهتری خواستند.
یوناتان فریدلند، نویسنده مقاله گاردین، در ادامه نوشته است کسانی که به خیابان آمدند، خوب میدانستند چه خطری را میپذیرند: «این اولینبار نبود. وقتی ایرانیها در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) به انتخاباتی اعتراض کردند که احساس میکردند از آنها دزدیده شده، یا در سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) از گرانی شدید بنزین گفتند، یا در ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ (۱۴۰۱) با شعار «زن، زندگی، آزادی» تجمع کردند، هر بار پاسخ حکومت خشونت بود. با همه این تجربهها، آنان باز هم اعتراض کردند.»
این بار اعتراضها در همه ۳۱ استان ایران شکل گرفت و فقط به یک طبقه خاص محدود نبود. نه فقط طبقه متوسط شهری، بلکه پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و مرفهتر، به خیابان آمدند.
این حرکت مثل برخی موجهای قبلی به یک خواسته واحد محدود نبود. این بار، خشم گستردهتری علیه کل حکومت دیده میشد. و دلیلش هم روشن است.
اقتصاد ایران از کار افتاده، پول ملی تقریبا بیارزش شده و درآمد ملی کشوری که نفت دارد، با فاصله زیادی پایینتر از میانگین جهانی است.
ثروت ایران به شکلی فاجعهبار هدر رفته و صرف پروژههایی شده که هدفشان تبدیل ایران به قدرت منطقهای است؛ چه با تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای و چه با حمایت از نیروهای نیابتی در خارج: حزبالله در لبنان، حماس در غزه و حوثیها در یمن.
نتیجه این سیاستها این است که زیرساختهای داخل کشور آنقدر فرسوده شده که ماه گذشته پایتخت تا آستانه بیآبی پیش رفت.
محرومیت فقط اقتصادی نیست و زندگی آزاد هم ممنوع است
سختی زندگی در ایران فقط به اقتصاد مربوط نیست.
گاردین تاکید کرده است که ایرانیها از پایههای یک زندگی آزاد هم محروماند: «نمیتوانند آزادانه حاکمانشان را انتخاب کنند، چون چیزی که نامش انتخابات است عملا نمایش است و فقط وفاداران به حکومت اجازه ورود به رقابت را دارند. نمیتوانند آزادانه حرف بزنند یا نظر واقعی اطرافیانشان را بشنوند، چون سانسور هر صدای انتقادی را خاموش میکند. نمیتوانند آزادانه عاشق کسی شوند که میخواهند، چون روابط همجنسگرایانه ممکن است به شلاق یا حتی مرگ منتهی شود.»
نویسنده این مقاله با ارجاع به مطلبی از نیویورکتایمز از قول این رسانه نوشت که «زنستیزی، سیاست رسمی حکومت» است: «در کشوری که ارزش شهادت زن در دادگاه رسما کمتر از مرد است و زنان اجازه ندارند در انظار عمومی تکخوانی کنند ... حتی جان انسان هم نزد حکومت ارزش چندانی ندارد: در سال ۲۰۲۵ بیش از دو هزار نفر از شهروندان ایران اعدام شدند؛ یعنی به طور متوسط روزی حدود شش نفر.»
به همین دلیل، انگیزه برای اعتراض کم نبوده و نیست اما معترضان یک عامل دیگر هم داشتند: تشویق آشکار از سوی قدرتمندترین مرد جهان.
ترامپ گفت «کمک در راه است» اما خبری نشد
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، سهشنبه ۲۳ دیماه نوشت: «اعتراض را ادامه دهید. کمک در راه است.»
او همان روز در یک سخنرانی به ایرانیها گفت «نهادها را تصاحب کنید» و از آنها خواست مبارزه را ادامه دهند؛ با این پیام که آمریکا به کمک خواهد آمد.
او وعده داد آمریکا «در حالت آمادهباش کامل و آماده اقدام» است.
اگر ایرانیها فکر کردند این یعنی آمریکا قرار است با اقدام نظامی حکومت را کنار بزند، تا این لحظه چنین نشده است.
جهان چه میتواند بکند و چرا سکوت خطرناک است؟
با این حال، جهان بیرون هنوز کارهای زیادی میتواند انجام دهد. تحریمها شدید است، اما میتواند شدیدتر هم بشود.
یک مقام ارشد سازمان ملل بهطور خصوصی گفته است: «هنوز راه زیادی مانده است.»
این یعنی میتوان افراد مشخصی را که در خونریزی این ماه نقش داشتهاند هدف تحریم قرار داد، و حتی نهادهای اصلی را هم.
اتحادیه اروپا میتواند پیشقدم شود و سپاه پاسداران را تحریم کند.
چنین تصمیمهایی میتواند محاسبات افراد کلیدی حکومت را تغییر دهد و آنها را به این فکر بیندازد که آیا وفاداری ایشان هنوز به نفعشان است یا نه.
نویسنده گاردین در ادامه مقاله خود نوشت: «راههای مستقیمتری هم وجود دارد. عملیات سایبری قبلا در ایران مؤثر بوده و میتواند دوباره مؤثر باشد، اگر مستقیما نهادهایی را هدف بگیرد که در سرکوب نقش دارند؛ مانند بسیج. همچنین میتوان با کمک استارلینک و ابزارهای مشابه، اینترنت را به مردم رساند تا حکومت نتواند ایران را در تاریکی نگه دارد.»
اما در همین فاصله، یک کار کوچک هست که همه مردم جهان میتوانند انجام دهند: «به مردم ایران توجه کنند. بعد از آن کشتار، اعتراضها کمتر شدهاند و این طبیعی است، چون ترس ایجاد شده است. اما همزمان با عقبنشینی اعتراضها، رسانهها و سیاستمداران هم توجهشان را کم کردهاند، در حالی که هزاران جسد حاصل از یک کشتار عظیم هنوز سرد نشدهاند.»
نویسنده این مقاله در ادامه تاکید کرد: «خیلی از کسانی که معمولا به همبستگی با ستمدیدگان خاورمیانه افتخار میکنند، این بار به شکلی عجیب سکوت کردهاند و سریع از موضوع عبور کردهاند. شاید چون نمیخواهند بیش از حد با حکومتی درگیر شوند که خودش را دشمن آمریکا و اسرائیل معرفی میکند. شاید فکر میکنند هر کسی که دشمن ترامپ باشد، خودبهخود دوست آنهاست. شاید میترسند اگر با حکومتی مخالفت کنند که میخواهد اسرائیل نابود شود، حمایتشان از فلسطینیها تضعیف شود.»
فریدلند در پایان، بیتفاوتی نسبت به کشته شدن هزاران ایرانی در خیابانها را «موضع اخلاقی غیر قابل دفاع» دانست: «این کار نه به قربانیان کمک میکند و نه به آزادی، بلکه فقط به نفع سرکوبگران است؛ کسانی که هموطنان خود را شلاق میزنند، اعدام میکنند، به گلوله میبندند و کور میکنند، در حالی که جهان فقط نگاه میکند.»
در حالی که شوک سرکوب و شرایط حکومت نظامی در جامعه پس از اعتراضات ادامه دارد، یک مخاطب از یزد با اشاره به فشارهای ماموران جمهوری اسلامی میگوید مقامها تلاش میکنند شرایط کشور را عادی جلوه دهند.
این مخاطب با اشاره به کنترل شدید شهر میبد و جلوگیری از تردد شهروندان در معابر شهری گفت ماموران نهادهای امنیتی برای تحت فشار گذاشتن مردم با آنها تماس تلفنی میگیرند. او افزود: «خیلی اوضاع خراب است، صحنههایی دیدیم که حتی فکرش را هم نمیکنید.»
این شهروند گفت: «به خیلیها، حتی دانشآموزانی که سیمکارت دانشآموزی دارند، تماس گرفتهاند و آنها را تهدید کردهاند.»
به گفته این مخاطب، با ادامه شرایط امنیتی، ماموران برای جمعآوری ماهوارهها به خانههای شهروندان یورش میبرند.
این شهروند همچنین گزارشها درباره دریافت پول برای تحویل پیکر کشتهشدگان را تایید کرد و گفت: «پول تیر جنگی را از خانوادهها میگیرند.»
پیامهای رسیده از مخاطبان به ایران اینترنشنال حاکی از سرکوب شدید، کشتار و سپس فضای امنیتی در شهر اهواز است. به گفته این مخاطب ماموران در طول اعتراضات به معترضان میگفتند که «حکم تیر خلاص» دارند.
یک شهروند با ارسال پیامی از برقراری جو امنیتی و حکومت نظامی در شهر اهواز خبر داد و گفت از هفته گذشته تا به امروز در این شهر، از ساعت شش عصر به بعد، تمام مغازهها و راهها بسته میشوند.
پیام رسیده دیگر شهروندان نیز حاکی از آن است که ماموران در این شهر طی دو روز پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دیماه به صورت مستقیم به جوانان معترض شلیک کرده و تعداد بالایی از آنها را کشتند. به گفته این فرد که خود در اعتراضات حاضر بود، ماموران حکومت به شیشهها و پنجرههای ساختمان و خودروها نیز شلیک کرده و در پاسخ به اعتراض به این کار میگفتند: «حکم تیر خلاص شما را داریم.»
پس از تشدید سرکوب و فروکش کردن اعتراضات، به گفته مخاطبان، از غروب به بعد شرایط در اهواز به شدت امنیتی میشود و نیروهای نظامی و امنیتی با استقرار در خیابان، مانع از جمع شدن افراد در دستههای چند نفره میشوند.
کریم عبدالجبار، اسطوره دنیای بسکتبال، در حمایت از انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، نوشت: «جهان دیگر نمیتواند در برابر خشونتی که از سوی آیتالله و حلقه افراطی اطرافش اعمال میشود، چشم خود را ببندد.»
عبدالجبار که در این پست اینستاگرامی ویدیویی از پیکرهای رها شده در کهریزک را منتشر کرده، ابتدا جملهای از «کوروش بزرگ» را نوشت: «هروقت میتوانی، مثل یک رهاییبخش رفتار کن.»
قهرمان شش دوره انبیای در ادامه نوشت: «نسلهاست که ایرانیان بهخاطر جسارت برای احقاق ابتداییترین آزادی انسانی، کتک خوردهاند، خاموش، زندانی و اعدام شدهاند.»
برنده شش جایزه ارزشمندترین بازیکن فصل انبیای، در پایان گفت: «من، بهعنوان کسی که پذیرفتن بیعدالتی بهعنوان وضعیت موجود را برنمیتابد، از هر رهبر و هر انسان عادی دارای وجدان، میخواهم در کنار مردم ایران بایستد، مبارزهشان را بازتاب دهد، ستم بر آنها را رد کرده، و پیامی بفرستد که از مرزها و رژیمها عبور کند: ایران آزاد.»