این روایتها که در قالب پیامهای صوتی کوتاه و از طریق پیامرسانهای رمزگذاریشده بین ۲۳ تا ۲۵ دی ماه ردوبدل شده، از سوی دو نفر در تهران—یک روزنامهنگار و یک صاحب کسبوکار—و یک مهندس در اصفهان ارائه شده است.
هر سه نفر فعال سیاسیاند و طی سالهای گذشته در چندین موج اعتراضی حضور داشتهاند؛ امری که به آنان امکان مقایسه روشن با اعتراضات پیشین و یادآوری دقیق روند آنها را میدهد.
هر سه تاکید کردهاند برداشتهایشان تنها مبتنی بر مشاهدات شخصی نیست، بلکه حاصل گفتوگو با دوستان، بستگان، کارکنان و همکاران در شهرها و مناطق مختلف است.
به گفته هر سه، تجمعات شامگاه ۱۸ دی از هر موج اعتراضی دیگری که دیده یا شنیده بودند، بهمراتب گستردهتر بود. یکی از آنان جمعیت را در مقیاس ملی «میلیونی» توصیف کرد.
یک دیپلمات اروپایی با استناد به اطلاعاتی که با ایراناینترنشنال به اشتراک گذاشته شده، گفت برآوردها نشان میدهد دستکم یکونیم میلیون نفر پنجشنبه ۱۸ دی ماه در تهران به خیابانها آمدند.
به گفته او، جمعه ۱۹ دی تعداد کمتر بود، زیرا نیروهای امنیتی بهطور سنگین در خیابانها مستقر شدند و در بسیاری موارد همزمان با شروع تجمع مردم، تیراندازی آغاز شد و افراد بهطور گسترده کشته شدند.
با این حال، همان دیپلمات اروپایی معتقد است با وجود کشتار گسترده، هنوز تا نیممیلیون نفر جمعه در تهران حضور داشتند.
بهدلیل نبود حضور دیپلماتها در خارج از تهران—تمام سفارتخانهها در پایتختاند—آمار شهرهای دیگر روشن نیست. با این حال، برآوردهای اطلاعاتی حاکی است که دستکم پنج میلیون نفر در اعتراضات سراسری پنجشنبه و جمعه شرکت کردهاند.
آنچه به گفته سه شاهد، شب پنجشنبه را متمایز میکرد، زمانبندی آن بود.
اعتراضات بیش از یک هفته جریان داشت که شاهزاده رضا پهلوی، برای برگزاری تجمعات هماهنگ در ساعت ۸ شبِ ۱۸ و ۱۹ دی ماه فراخوان داد. آنان گفتند این فراخوان آغازگر ناآرامیها نبود، اما به آن تمرکز بخشید. به تعبیر یکی از آنها اقدامی که «اثری تقویت کننده و سازماندهنده» داشت.
کمتر کسی انتظار چنین جمعیتی را داشت. حتی نیروهای امنیتی که در شهرها حضور داشتند، در ابتدا برای این مقیاس از جمعیت آماده به نظر نمیرسیدند.
این وضعیت بهسرعت تغییر کرد.
تا غروب روز بعد، پس از سخنرانی صبح جمعه رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، که اعتراضات را کار عوامل مورد حمایت خارجی معرفی کرد، فضا بهطور کامل دگرگون شد. نیروهای امنیتی از ساعات پیش از شب در نقاط مختلف مستقر شدند. خیابانهایی که شب قبل بهراحتی پر میشد، این بار مملو از نیروهای مسلح بود.
یکی از شاهدان، مهندس در اصفهان، درباره خشونتهای پس از آن گفت: «قتلعام بود»—قتلعامی بیسابقه در تاریخ معاصر ایران. شاهد دیگر، صاحب کسبوکار، افزود: «هر کسی که میبینید، کسی را میشناسد که کشته شده، زخمی شده یا ناپدید است.»
ایراناینترنشنال این هفته گزارش داد که دستکم ۱۲ هزار نفر در سرکوب کشته شدهاند؛ رقمی که در میانه قطع ارتباطات از دفتر ریاستجمهوری و شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران به این شبکه درز کرده است—نشانهای از آنکه شمار کشتهها چنان بالا رفته که وجدان برخی درون ساختار را لرزانده و آنان را به افشای عدد واداشته است.
شاهدی که صاحب کسبوکار است گفت: «این همان سیستمی است که برای حفظ بشار اسد در قدرت، به کشتار صدها هزار نفر در سوریه کمک کرد. فکر میکنید برای بقای خودش حاضر است چند نفر را بکشد؟»
آنان گفتند سرکوب فراتر از خودِ تجمعات ادامه یافته است. به گفته آنها، در چندین محله نوعی منع رفتوآمد غیررسمی برقرار شده: بیرونبودن پس از تاریکی هوا کافی است تا با توقف، تفتیش یا بازداشت روبهرو شوید.
گمان میرود هزاران نفر بازداشت شده باشند. در روزهای منتهی به اعتراضات، بسیاری از ایرانیان در اینستاگرام دیگران را به شرکت در تجمعات پنجشنبه و جمعه دعوت کرده بودند. بسیاری از کسبوکارها—از جمله مغازهداران عادی—نیز ویدئوهایی منتشر کردند که اعلام میکردند برای پیوستن به اعتراضات پنجشنبه و جمعه تعطیل خواهند بود.
بسیاری از پزشکان نیز راهنماییهای ابتدایی برای کمک به مجروحان منتشر کردند یا از مردم خواستند در صورت نیاز به کمک پزشکی با آنان تماس بگیرند. اکنون که اینترنت قطع است، آن پستها همچنان وجود دارد و نیروهای امنیتی از آنها برای شناسایی و بازداشت منتشرکنندگان استفاده میکنند.
روزنامهنگاری که روایت خود را با ایراناینترنشنال درمیان گذاشته گفت: «این روند ادامه دارد. الان دارند درِ خانهها را میزنند؛ بهویژه خانه کسانی که درست قبل از ۱۸ دی، وقتی همه هیجانزده و بیمحابا بودند، استوری گذاشته بودند.»
حتی کسانی که در خانه مانده بودند نیز در امان نماندهاند.
به گفته مهندس در اصفهان، چند دانشجویی که میشناخت—و در اعتراضات شرکت نکرده بودند اما همدلی عمومی خود را آنلاین ابراز کرده بودند—احضار و متهم شدهاند.
شاهدان همچنین از فراوانی شعارها و سرودهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی گفتند که پیش از ورود نیروهای امنیتی در خیابانها و میدانها طنینانداز بود.
برخلاف روایت حکومت، هر سه تاکید کردند کسانی که به خیابان آمدند «تروریست» نبودند، بلکه ایرانیان عادیِ بهستوهآمدهای بودند که برای گذران زندگی تقلا میکنند و بهدنبال راهی برای خروج از وضعیتی هستند که آن را وخامتِ برگشتناپذیر میدانند.
صاحب کسبوکار گفت: «اقتصاد نزدیک به یک دهه است که در سراشیبی پیش میرود. قبلتر بالا و پایین داشت. حالا فقط پایین میرود—و مردم باور دارند که بدتر هم میشود.»
مهندس گفت که در کارخانهاش بیشتر کارگران هر دو شب به اعتراضات پیوسته بودند. یکی بهشدت مجروح شد؛ دیگری هنوز ناپدید است. بسیاری از آنان، به گفته او، تنها یک سال پیش به رییسجمهوری اصلاحطلب، مسعود پزشکیان، رأی داده بودند.
او گفت: «این نشان میدهد حاضرند هر چیزی را امتحان کنند که فکر میکنند حتی اندکی زندگیشان را بهتر میکند.»
پیامهای بیرون از ایران نیز به افزایش مشارکت کمک کرد. رییسجمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، از ایرانیان خواسته بود به خیابانها بیایند و گفت «کمک در راه است».
به گفته این سه نفر، این پیامها و دیگر نشانههای علنی حمایت بهسرعت در گفتوگوهای خصوصی و شبکههای خانوادگی داخل ایران پخش شد و مردم را با وجود خطر، به حضور در خیابان تشویق کرد.
آنچه پس از آن آمد—به گفته آنان—به همان اندازه که خودِ اعتراضات چشمگیر و ناگهانی بود، تکاندهنده بود: سکوت.
صاحب کسبوکار گفت: «این یک پاکسازی بوده؛ نه فقط از بدنها، بلکه از روحها. فعلاً ارادهای برای جنگیدن نمیبینم.» مهندس از فضایی آکنده از سوگ فراگیر گفت: «شهر بوی مرگ میدهد؛ انگار خاک مرده بر سراسر ایران پاشیده شده است.»
هیچیک از این سه نفر از مداخله نظامی خارجی حمایت نمیکند. با این حال، هر سه گفتند اکنون اکثریت کسانی که با آنها صحبت میکنند آشکارا آرزوی حمله آمریکا را دارند، زیرا راهحل داخلی پیشِ رو خود نمیبینند. روزنامهنگار گفت: «این قطعاً احساس غالب است.»
مهندس از حمایت تقریباً همگانی از این دیدگاه در میان کارگرانش گفت: «در هر معنایی از کلمه، غمانگیز است—یأسِ مطلق.»
در حال حاضر، زیر سایه فضای امنیتی شدید و قطع ارتباطات، پرسش این است که گام بعدی چیست. یکی از این سه نفر هشدار داد که شاید مخربترین پیامد، از دسترفتن حس عاملیت باشد—این احساس که اگر تغییری هم قرار است رخ دهد، باید از بیرون بیاید.
صاحب کسبوکار گفت: «تلاش ترامپ برای تغییر رژیم به همان اندازه محتمل است که معاملهکردنش. هیچکس نمیداند این کشتی به کجا میرود. فعلاً بیشتر مردم آنقدر دریازدهاند که حتی توان نگاهکردن به جلو را ندارند.»