نویسنده و سرمایهگذار هلندی: نسلکشی واقعی به دست آیتاللههای جنایتکار در ایران رخ میدهد
هان فان تلینگن، نویسنده و سرمایهگذار هلندی در شبکه ایکس نوشت نسلکشی واقعی امروز در ایران رخ میدهد. علیه مردم این کشور به دست آیتاللههای اسلامگرای جنایتکار. اکنون کسانی که از «خط قرمز» سخن میگفتند کجا هستند؟
سیاستمداران اروپایی، اعم از دولتمردان و سیاستمداران کنونی و مقامهای پیشین، سرکوب قیام ملی ایرانیان را شدیدا محکوم کردهاند و از پایان قریبالوقوع جمهوری اسلامی یا ضرورت سرنگونی این حکومت خبر میدهند.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، سهشنبه ۲۳ دی اعلام کرد بهگمان او، رهبری جمهوری اسلامی در «روزها و هفتههای پایانی» خود قرار دارد، زیرا با اعتراضهای گسترده روبهروست.
مرتس که در سفر هند به سر میبرد، با زیر سؤال بردن مشروعیت رهبری حکومت ایران گفت: «من فرض میکنم که اکنون شاهد روزها و هفتههای پایانی این رژیم هستیم.»
او افزود: «وقتی یک رژیم تنها از طریق خشونت میتواند قدرت خود را حفظ کند، عملا به پایان خود رسیده است. اکنون جمعیت علیه این رژیم به پا خاسته است.»
صدراعظم آلمان تاکید کرد این کشور در مورد وضعیت ایران در تماس نزدیک با ایالات متحده و دولتهای همپیمان اروپایی است و از تهران خواست سرکوب مرگبار معترضان را متوقف کند.
تندتر شدن لحن سیاستمداران اروپایی علیه جمهوری اسلامی
در سالهای گذشته، اعتراضات مردم ایران از سوی جمهوری اسلامی سرکوب شده، اما این برای اولین بار است که پس از کشتار معترضان، سیاستمداران اروپایی چنین لحن تندی را علیه مقامات تهران اتخاذ میکنند.
برونو روتایو، رهبر کنونی حزب «جمهوریخواهان» فرانسه و وزیر کشور پیشین، در یادداشتی با عنوان «رژیم ملاها باید سقوط کند» در هفتهنامه لوپوئن نوشت: «ایران یک دیکتاتوری عادی نیست. بیش از ۴۰ سال است که رژیم ملاها نظامی بنا کرده که بر سرکوب داخلی و براندازی خارجی استوار است.»
روتایو در ادامه متن خود تاکید کرد که در داخل، هر آزادیای را در هم میشکند: «آزادی عقیده، آزادی زنان، آزادی بیان.»
او در مورد رویکرد جمهوری اسلامی در خارج از ایران نیز نوشت: «اسلامگرایی را بهطور نظاممند صادر میکند، شبهنظامیان را تامین مالی و مسلح میسازد، دولتهای مستقل را بیثبات میکند و از لبنان تا سوریه، از عراق تا یمن، به آشوب دامن میزند.»
روتایو افزود: «این رژیم، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، به منافع فرانسه تعرض کرده است. اتباع ما را تهدید کرده، دیپلماسی ما را آزار داده و خشونت را به ابزاری سیاسی بدل کرده است. از طریق بازوی مسلح خود، حزبالله، در فروپاشی لبنان نقش داشته است. سراسر یک منطقه را به میدان ویرانی و کینه تبدیل کرده است.»
این سیاستمدار فرانسوی خواستار مداخله کشورش علیه جمهوری اسلامی شد و تاکید کرد: «در برابر این وضعیت، فرانسه نمیتواند به احتیاطهای دیپلماتیک، ابهامهای واژگانی یا سکوتهای معذب پناه ببرد. باید با صدایی روشن سخن بگوید؛ صدایی استوار؛ صدایی وفادار به تاریخ خود. حمایت از مردمانی که برای آزادیشان میجنگند، مداخله نیست؛ یک وظیفه اخلاقی است.»
روتایو در ادامه نوشت: «تاریخ رفتار ما را داوری خواهد کرد. یا در موعدِ شجاعت حاضر بودهایم، یا آسایشِ بیدردسر دیپلماتیک را برگزیدهایم. فرانسه نمیتواند در سوی ترس بایستد. باید در کنار زنان ایرانی، دانشجویان، کارگران و همه کسانی باشد که تن به زندگی زانو زده، نمیدهند.»
او نتیجهگیری کرد: «رژیم ملاها باید سقوط کند. توتالیتاریسم اسلامگرا باید جارو شود. بر عهده ماست که در قد و قواره این لحظه باشیم و روشنی را بهجای انفعال برگزینیم.»
همزمان، الکس یانگر، رییس سابق امآیسیکس، سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا، درباره انقلاب ملی ایرانیان گفت: «در بلندمدت این پایان جمهوری اسلامی است. آنها با وجود رهبری که در راس قرار دارد، هیچ راه عبوری از این وضعیت ندارند.»
او افزود: «این در بنیاد خود به معنای پایان جمهوری اسلامی است، زیرا آنها پاسخی ندارند و نمیتوانند نیازهای مردم ایران را برآورده کنند.»
یانگر اضافه کرد: «رهبر جمهوری اسلامی از همان روز اول بهشدت و بیامان با هرگونه سازش مخالف بوده است. بنابراین هیچ فضای مانوری ندارند.»
پیشتر امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در حساب ایکس خود نوشت: «من خشونت دولتی را که کورکورانه زنان و مردان ایرانی را هدف قرار میدهد که با شجاعت خواستار احترام به حقوق خود هستند، محکوم میکنم.»
مکرون تاکید کرد: «احترام به آزادیهای بنیادین یک مطالبه جهانی است و ما در کنار همه کسانی هستیم که از این آزادیها دفاع میکنند.»
روزنامه فرانسوی لوموند در مقالهای با عنوان «جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله پایانی خود میشود» به قلم فرید وحید، از رصدخانه شمال آفریقا و خاورمیانه در بنیاد ژان ژورس، نوشت که حکومت فاقد مشروعیت جمهوری اسلامی نمیتواند برای همیشه تنها با زور خود را سر پا نگه دارد.
لوموند در این مقاله که سهشنبه ۲۳ دی منتشر شد، تاکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران که همزمان با بحرانهای داخلی و خارجی در تنگنا قرار گرفته، اکنون خود را در بنبستی مییابد که راه گریزی از آن باقی نمانده است.»
وحید که مدرس علوم سیاسی در موسسه مطالعات سیاسی پاریس نیز هست، نوشت موج اعتراضی اخیر بر بستری از چندین بحران شکل گرفت که جمهوری اسلامی را بهطور عمیق تضعیف کردهاند.
به عقیده این تحلیلگر، اولین بحران، بحران اقتصادی است که با فروپاشی طبقه متوسط و گسترش فقر در میان طبقات کارگر همراه بوده و یک الیگارشی نزدیک به صاحبان قدرت را همچنان از فساد و رانت اقتصادی بهرهمند کرده است.
وحید بحرانهای سیاسی و اجتماعی را از دیگر عوامل این اعتراضات دانست و افزود که این بحرانها «با شکاف فزاینده میان جوانانی که تا حد زیادی سکولار شدهاند و خواهان آزادی و برابری هستند و رژیمی اقتدارگرا، بنیادگرا و ارتجاعی»، نمایان میشود.
افزون بر اینها، این تحلیلگر به «بحران بزرگ زیستمحیطی» در ایران نیز اشاره کرد که به نوشته او، «نتیجه دههها سوءمدیریت منابع» است.
سرانجام، او به «بحران ژئوپلیتیکی و نظامی» پرداخت که «از زمان حملات تروریستی هفتم اکتبر و جنگ ۱۲ روزه» علیه اسرائیل، با تغییر موازنه قدرت در منطقه، تشدید شده است.
قیام ملی ایرانیان از بیش از دو هفته پیش با اعتراضها و اعتصاب کسبه به ویژه کسبه تهران در واکنش به فروپاشی ارزش پول ملی آغاز شد و به سرعت بعدی سیاسی علیه جمهوری اسلامی به خود گرفت و میلیونها تظاهرکننده خواستار سرنگونی حکومت شدند.
در مقاله لوموند همچنین تاکید شده که موج کنونی اعتراضها از چند جهت بیسابقه است و همه طبقات اجتماعی را در بر میگیرد.
به نوشته این روزنامه، «پویایی تازهای» پیرامون شاهزاده رضا پهلوی پدید آمده که هم در قالب شعارهای هواداران پهلوی و هم در افزایش حمایت از نقش بالقوه او در یک دوره گذار در آینده، بازتاب یافته است.
وحید نوشت که همچنین برای نخستین بار، «عوامل خارجی» بهطور معناداری بر رویدادها تاثیر میگذارند: «از آغاز این جنبش، رییسجمهور ایالات متحده بارها تهدید کرده است اگر رژیم بهطور خشونتآمیز معترضان را سرکوب کند، مداخله خواهد کرد. این اظهارات از سوی ایرانیان جدی گرفته شده و آنها با دقت آنچه را بر سر نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، آمد دنبال کردهاند. بنابراین، موضعگیری دونالد ترامپ، رژیم را نگران کرده و در عین حال، بخشهایی از جامعه را نیز به تحرک واداشته است.»
نویسنده با اشاره به «پیچیدگیهای یک مداخله نظامی» علیه جمهوری اسلامی افزود: «تنها قطعیت فعلی این است که وضعیت کنونی پایدار نیست. دولتی که جوانان خود را تروریست مینامد، نمیتواند دوام بیاورد. چنین دولتی نمیتواند برای همیشه از راه ایجاد ترس حکومت کند، بهویژه آنکه این ترس در حال تغییر است؛ چنانکه مقیاس اعتراضها با وجود تهدیدها، بازداشتهای گسترده، کشتهشدنها و قطع اینترنت، نشان میدهد.»
پژوهشگر بنیاد ژان ژورس در مقاله خود چنین نتیجهگیری کرده است: «ایرانیان بهطور قطعی صفحه اسلام سیاسی را ورق زدهاند و نمیخواهند این رژیم به هیچ شکلی ادامه یابد. امروز اکثریت ایرانیان خواهان جدایی کامل سیاست و دین، عادیسازی روابط با جهان، آزادیهای مدنی و فردی و رفاه اقتصادی هستند. اموری که تا وقتی رژیم کنونی پابرجاست، دستنیافتنیاند. بنابراین، جمهوری اسلامی ایران تنها میتواند سقوط کند. چنین است مسیر گریزناپذیر تاریخ.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال اعلام کرد «بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران» که در جریان آن، دستکم ۱۲ هزار شهروند ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیدند، «با دستور شخص علی خامنهای» صورت گرفت.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال سهشنبه ۲۳ دی در بیانیهای تاکید کرد بر اساس اطلاعات درز کرده از شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاست جمهوری به این رسانه، این کشتار «با دستور شخص رهبر جمهوری اسلامی، و اطلاع و تایید صریح سران سه قوه و صدور دستور شلیک مستقیم از سوی شورای عالی امنیت ملی» صورت گرفت است.
آمار جدید بر چه اساسی است؟
شورای سردبیری ایراناینترنشنال نوشت که در دو روز گذشته، اطلاعات رسیده از یک منبع نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، دو منبع در دفتر ریاستجمهوری، روایتهای رسیده از چند منبع در سپاه پاسداران در شهرهای مشهد، کرمانشاه و اصفهان، روایت شاهدان عینی و خانوادههای کشتهشدگان، گزارشهای میدانی، دادههای مرتبط با مراکز درمانی، و اطلاعاتی که پزشکان و پرستاران در شهرهای مختلف در اختیار این رسانه گذاشتهاند را بهصورت دقیق، چندمرحلهای و بر اساس استانداردهای حرفهای، بررسی کرده است.
با جمعبندی این بررسیها، این شورا به این نتیجه رسیده است که «در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دیماه، دستکم ۱۲ هزار نفر به قتل رسیدهاند» و «این شهروندان عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیدهاند.»
انتشار این آمار بلافاصله در رسانههای بینالمللی از جمله رسانههای اسرائیلی بازتاب یافت و از جمله وبسایت واینت و شبکه کان به آن پرداختند.
انقلاب ملی ایرانیان از یکشنبه هفتم دی با اعتراضات و اعتصاب کسبه تهران از جمله بازاریان پاساژ موبایل علاءالدین و مجتمع تجاری چارسو، در واکنش به ناکارآمدی حکومت به رسیدگی به وضعیت بحرانی اقتصادی به ویژه افزایش قیمت دلار و طلا آغاز شد و دیگر کسبه در دیگر شهرها به اعتصاب پیوستند.
این اعتراضات فورا ابعاد ضدحکومتی، ملی و سراسری به خود گرفت و پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، مردم در سراسر ایران بهطور میلیونی در پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی به خیابانها آمدند.
نتایج بررسیهای شورای سردبیری ایراناینترنشنال نشان میدهد بسیاری از جانباختگان از جوانان زیر ۳۰ سال بودهاند.
همچنین به نوشته این شورا، کشتار از نظر گستره جغرافیایی، شدت خشونت و شمار جانباختگان در یک بازه زمانی کوتاه، «در تاریخ ایران بیسابقه است».
بر اساس این بیانیه، این کشتار، کاملا سازماندهی شده بود، نه نتیجه «درگیریهای پراکنده» و «بدون برنامه».
با این حال، شورای سردبیری ایراناینترنشنال تاکید کرد در شرایط انسداد ارتباطی و نداشتن دسترسی مستقیم به اطلاعات، رسیدن به آمار نهایی، نیازمند مستندسازی دقیقتر است.
فراخوان ارسال اسناد در شرایط «خاموشی سازمانیافته»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیه خود تاکید کرد اکنون «ایران در خاموشیِ سازمانیافته فرو رفته» و هدف این خاموشی، فقط کنترل امنیتی نیست، بلکه «پنهانسازی حقیقت» است.
این شورا در بیانیه خود تعهد این رسانه را در زمینه «گردآوری اسناد، تطبیق روایتها و راستیآزمایی مستمر » یادآور شد تا «هیچ نامی گم نشود و خانواده هیچ جانباختهای بیصدا نماند».
ایراناینترنشنال از همه ایرانیان در داخل و خارج کشور خواست هرگونه سند، ویدیو، عکس، روایت صوتی، اطلاعات مربوط به جانباختگان، مراکز درمانی، محلهای درگیری، زمان و مکان وقایع و هر جزییات قابل راستیآزمایی از رخدادهای چند روز گذشته را برای این رسانه ارسال کنند و ضمن تاکید بر حفظ «امنیت منابع و محرمانگی اطلاعات»، افزود که پس از راستیآزمایی و ارزیابی دقیق اطلاعات، یافتههای خود را منتشر و آنها را در اختیار تمامی مراجع و نهادهای بینالمللی مرتبط قرار خواهد داد.
متن کامل بیانیه شورای سردبیری ایران اینترنشنال را اینجا بخوانید
ایران در خاموشیِ سازمانیافته فرو رفته است. هدف این خاموشی، فقط «کنترل امنیتی» نیست، بلکه پنهانسازی حقیقت است. قطع گسترده اینترنت، فلجسازی ارتباطات، تعطیلی بیسابقه رسانهها و ارعاب روزنامهنگاران و شاهدان، یک معنا دارد: جلوگیری از مشاهده، ثبت و پیگیری یک جنایت عظیم و تاریخی.
ایراناینترنشنال در روزهای گذشته، پس از دریافت برخی گزارشهای پراکنده اما بهتآور و تکاندهنده، تمام تلاش خود را به کار بست تا با راستیآزمایی حرفهای، به ارزیابی دقیقتری از ابعاد سرکوب شدید و کشتار بیرحمانه مردم در اعتراضات روزهای گذشته برسد.
در کشوری که حکومت عمدا مسیر دسترسی به اطلاعات را میبندد، رسیدن به این ارزیابی، کاری دشوار و زمانبر است؛ به ویژه آن که شتابزدگی در اعلام ناقص آمار جانباختگان میتوانست به خطا در ثبت واقعیت و تحریف ابعاد این فاجعه بزرگ بینجامد.
از روز یکشنبه، حجم شواهد و همپوشانی روایتها به حدی رسید که بتوان به تصویری نسبتا روشن دست یافت.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در دو روز گذشته، اطلاعات رسیده از یک منبع نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، دو منبع در دفتر ریاستجمهوری، روایتهای رسیده از چند منبع در سپاه پاسداران در شهرهای مشهد، کرمانشاه و اصفهان، روایت شاهدان عینی و خانوادههای کشتهشدگان، گزارشهای میدانی، دادههای مرتبط با مراکز درمانی، و اطلاعاتی را که پزشکان و پرستاران در شهرهای مختلف در اختیار ما گذاشتهاند، بهصورت دقیق، چندمرحلهای و بر اساس استانداردهای حرفهای بررسی کرده است.
با جمعبندی این بررسیها ما به این نتیجه رسیدیم که:
در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دیماه، دستکم ۱۲ هزار نفر به قتل رسیدهاند.
این کشتار از نظر گستره جغرافیایی، شدت خشونت و شمار جانباختگان در یک بازه زمانی کوتاه، در تاریخ ایران بیسابقه است.
بر پایه اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این شهروندان عمدتاً به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیدهاند.
این کشتار، کاملا سازماندهی شده بوده است؛ نه نتیجه «درگیریهای پراکنده» و «بدون برنامه».
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاست جمهوری نشان میدهد که این کشتار با دستور شخص علی خامنهای، و اطلاع و تایید صریح سران سه قوه و صدور دستور شلیک مستقیم از سوی شورای عالی امنیت ملی صورت گرفت است.
بسیاری از جانباختگان از جوانان زیر ۳۰ سال بودهاند.
برآورد شمار کشتهشدگان
بر پایه دادههای موجود و تطبیق اطلاعات به دست آمده از منابع قابل اتکا از جمله از شورای عالی امنیت ملی و دفتر ریاستجمهوری، برآورد اولیه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی این است که دستکم ۱۲ هزار نفر در این کشتار سراسری به قتل رسیدهاند.
بدیهی است در شرایط انسداد ارتباطی و نداشتن دسترسی مستقیم به اطلاعات، رسیدن به آمار نهایی، نیازمند مستندسازی دقیقتر است.
تجربه سالیان اخیر نشان میدهد که نهادهای امنیتی همواره با پنهانکاری، از ثبت و اعلام آمار دقیق جانباختگان خودداری کردهاند.
ایراناینترنشنال متعهد میشود این آمار را با کمک مخاطبان خود و از مسیر گردآوری اسناد، تطبیق روایتها و راستیآزمایی مستمر دقیقتر کند تا هیچ نامی گم نشود و خانواده هیچ جانباختهای بیصدا نماند.
وضعیت ارتباطات و رسانهها
رسانههای داخل کشور تعطیل شدهاند. صدها روزنامه سراسری و محلی در رخدادی بیسابقه در تاریخ مطبوعات ایران، از روز پنجشنبه خاموش شدهاند.
امروز به جز صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تنها چند وبسایت خبری در داخل کشور فعال است و همانها نیز زیر سانسور و کنترل مستقیم نهادهای امنیتی کار میکنند.
این وضعیت نشانه «کنترل بحران» نیست؛ اعتراف حکومت به ترس از افشای حقیقت است.
فراخوان ارسال اسناد
ایراناینترنشنال از همه هموطنان در داخل و خارج از کشور میخواهد هرگونه سند، ویدئو، عکس، روایت صوتی، اطلاعات مربوط به جانباختگان، مراکز درمانی، محلهای درگیری، زمان و مکان وقایع و هر جزئیات قابل راستیآزمایی از رخدادهای چند روز گذشته را برای ما ارسال کنند.
امنیت منابع و محرمانگی اطلاعات، اولویت قطعی ماست.
تعهد به انتشار و مستندسازی بینالمللی
ایراناینترنشنال پس از راستیآزمایی و ارزیابی دقیق اطلاعات، یافتههای خود را منتشر و آنها را در اختیار تمامی مراجع و نهادهای بینالمللی مرتبط قرار خواهد داد.
جمهوری اسلامی نمیتواند با قطع ارتباط مردم ایران با جهان، این جنایت را پنهان کند. حقیقت ثبت خواهد شد؛ نام جانباختگان حفظ خواهد شد؛ و این قتل عام در سکوت دفن نخواهد شد.
این جاویدنامان نه تنها به خانوادههای داغدار و عزیزانشان، که به انقلاب ملی ایرانیان تعلق دارند.
جان فِتِرمن، سناتور دموکرات، گفت اگر اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ضروری تشخیص داده شود، بهیقین از تصمیم ترامپ برای اجرای چنین عملیاتی حمایت خواهد کرد.
او در پاسخ به پرسش سیانان درباره حمایت از حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی به دلیل کشتار معترضین گفت: «بله، قطعا. کاملا. اگر به این نتیجه برسیم که این کار منطقیتر است، صددرصد حمایت میکنم. فکر میکنم من تنها دموکراتی بودم که سال گذشته بهطور کامل از حمله به تاسیسات هستهای ایران حمایت کردم.»
فترمن «شجاعت معترضان ایرانی برای سرنگونی رژیم» را الهامبخش بخش خواند.
این سناتور دموکرات پیشتر در شبکه اجتماعی ایکس نیز حمایت خود را از معترضان ایرانی اعلام کرده و نوشته بود: «این معترضان شجاع شایسته حمایت کامل ما هستند تا بتوانند این رژیم خشن و سرکوبگر را در هم بشکنند.»
او جمهوری اسلامی را «یکی از بزرگترین حامیان تروریسم در جهان» خواند و افزود: «اکنون با یک رژیم سمی روبهرو هستیم که وارد سراشیبی سقوط شده؛ پس چرا نباید بخواهیم از این وضعیت و از آن معترضان شجاع حمایت کنیم؟ آنها احتمالا بیش از ۶۰۰ نفر را کشتهاند، بنابراین چرا نباید به سراغ اقدامهای هدفمندی برویم که بتواند این رژیم را درهم بشکند؟»