واکنش منفی تهران به قصد ترامپ برای تغییر نام خلیج فارس به «خلیج عربی»
دو مقام آمریکایی که نخواستند نامشان فاش شود به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفتند که دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، قصد دارد هفته آینده در جریان سفرش به عربستان سعودی اعلام کند که آمریکا از این پس خلیج فارس را «خلیج عربی» یا «خلیج عربستان» خواهد نامید.
در حالی که ایران بر پیوندهای تاریخی خود با خلیج فارس تاکید دارد، کشورهای عربی مدتهاست که برای تغییر نام این پهنه آبی در جنوب ایران تلاش میکنند.
کاخ سفید و شورای امنیت ملی آمریکا بلافاصله به درخواستهای آسوشیتدپرس برای اظهار نظر پاسخ ندادند.
آسوشیتدپرس در گزارش خود نوشته است که «خلیج فارس» از اعصار دور با این نام شناخته میشود، گرچه اصطلاحات «خلیج عربستان» و «خلیج عربی» نیز در برخی از کشورهای خاورمیانه رایج است.
واکنش ایران به تصمیم احتمالی ترامپ
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در واکنش به گزارش آسوشیتدپرس درباره تصمیم احتمالی ترامپ، آن را اقدامی «سیاسی و شدیدا توهینآمیز» خواند.
عراقچی در حساب ایکس خود هشدار داد که این اقدام با واکنش تند جهانی از سوی ایرانیان مواجه خواهد شد و افزود: «بیایید امیدوار باشیم که شایعات پوچی که درباره خلیج فارس پخش میشود، چیزی بیش از یک کمپین دروغپراکنی از سوی «جنگجویان همیشگی» برای خشمگین کردن و تحریک ایرانیان در سراسر جهان نباشد.»
او با خطاب قرار دادن حساب ایکس ترامپ نوشت مطمئن است که رییسجمهوری آمریکا میداند نام خلیج فارس «قرنها قدمت دارد و از طرف همه نقشهنگاران و نهادهای بینالمللی به رسمیت شناخته شده است و حتی تا همین اواخر دهه ۱۹۶۰ توسط همه رهبران منطقه در ارتباطات رسمی خود استفاده میشد».
دولت ایران در سال ۲۰۱۲ تهدید کرده بود که از گوگل به دلیل حذف برچسب خلیج فارس از نقشههایش شکایت خواهد کرد.
در نسخه آمریکایی گوگل مپس، این پهنه آبی به صورت Persian Gulf (Arabian Gulf) ثبت شده، در حالی که نام این خلیج در اپل مپس فقط «خلیج فارس» درج شده است.
بهنوشته آسوشیتدپرس، ترامپ میتواند نام این خلیج را برای مقاصد رسمی ایالات متحده تغییر دهد، اما نمیتواند تعیین کند که دیگر کشورها چه نامی بر آن بگذارند.
سازمان بینالمللی هیدروگرافی، که آمریکا یکی از اعضای آن است، وظیفه دارد تمام دریاها، اقیانوسها و آبهای قابل کشتیرانی جهان را بهطور یکنواخت بررسی و نامگذاری کند. در مواردی، کشورها یک پهنه آبی یا نشانه جغرافیایی مشترک را با نامهای متفاوتی در اسناد داخلی خود ثبت میکنند.
این گزارش چند ماه پس از آن منتشر شده که ترامپ گفته بود آمریکا خلیج مکزیک را «خلیج آمریکا» خواهد نامید.
اوایل امسال، آسوشیتدپرس از دولت ترامپ شکایت کرد زیرا کاخ سفید دسترسی خبرنگاران این خبرگزاری به بسیاری از رویدادها را محدود کرده بود. دلیل این محدودیت، خودداری آسوشیتدپرس از تبعیت از دستور اجرایی ترامپ برای تغییر نام خلیج مکزیک به «خلیج آمریکا» در داخل ایالات متحده بود.
ماه گذشته، قاضی فدرال ترور ان. مکفادن، که از منصوبان ترامپ است، حکم داد که متمم اول قانون اساسی آمریکا از آسوشیتدپرس در برابر اقدامات تلافیجویانه دولت بهدلیل انتخاب واژهها محافظت میکند و دستور داد دسترسی خبرنگاران این خبرگزاری دوباره برقرار شود.
هدف ترامپ از سفر به منطقه
علاوه بر عربستان سعودی، ترامپ قرار است از قطر و امارات متحده عربی، که همگی در کنار این پهنه آبی قرار دارند، دیدار کند.
این سفر که نخستین سفر رسمی خارجی ترامپ از زمان آغاز ریاستجمهوریاش در ۲۰ ژانویه به شمار میآید، در حالی انجام میشود که او در تلاش است روابط نزدیکتری با کشورهای حوزه خلیج فارس برقرار کند، آنان را به سرمایهگذاری در آمریکا تشویق کند و حمایتشان را در درگیریهای منطقهای، از جمله حل بحران اسرائیل و حماس در غزه و مهار برنامه هستهای ایران، به دست آورد.
دیدار دونالد ترامپ با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در ریاض در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۱۷
بهگزارش آسوشیتدپرس، رییسجمهوری آمریکا همچنین روابط مالی گستردهای با این کشورها از طریق کسبوکارهای شخصیاش دارد، که مالکیت آنها را حتی پس از ورود به کاخ سفید حفظ کرده است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.