دریاچه ارومیه دوباره کامل خشک شد؛ سلامت میلیونها نفر در خطر است
روزنامه اعتماد در گزارشی از خشک شدن کامل دریاچه ارومیه پس از آبگیری در بهار سال امسال خبر داد. این پدیده نه تنها بحران زیستمحیطی منطقه را تشدید میکند، بلکه سلامت حدود پنج میلیون نفر از ساکنان نواحی اطراف این دریاچه را با خطر جدی مواجه کرده است.
بر اساس این گزارش که روز چهارشنبه ۲۸ شهریور منتشر شده، دریاچه ارومیه که در بهار و زمستان گذشته به صورت فصلی و با حدود یک میلیارد متر مکعب آب آبگیری شده بود، در شهریور سال جاری کاملا خشک شده است.
پیشتر اخباری از تغییر رنگ دریاچه ارومیه نیز منتشر شده بود، اما لیدا شجاعیفر، رییس اداره حفاظت و احیای تالابهای محیط زیست آذربایجانغربی دمای بالا، تبخیر زیاد و افزایش فعالیت باکتریهای شورپسند در دریاچه را عامل این تغییر رنگ آب معرفی کرد و گفت این یک اتفاق عادی و طبیعی است.
خشک شدن دوباره دریاچه در تابستان ۱۴۰۳
به گزارش اعتماد، پوشش سفیدرنگ نمکی حاصل از تبخیر شدید آب در تصاویر ماهوارهای از دریاچه ارومیه تا ۱۷ شهریور ۱۴۰۳، خشک شدن کامل بخشهای شمالی و جنوبی این دریاچه را تایید میکنند.
آرزو اشرفیزاده، مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست، در خرداد سال جاری هشدار داد: «علیرغم آبگیری مناسب دریاچه ارومیه، شرایط این دریاچه همچنان شکننده و ناپایدار است.»
این وضعیت اولین بار در شهریور ۱۴۰۲ رخ داد و بهجز چند حوضچه کوچک در شمالیترین و ژرفترین بخشها، دریاچه تقریبا به طور کامل خشک شد.
پیامدهای کاهش تاریخی سطح آب دریاچه
بر اساس اطلاعات شرکت آب و فاضلاب آذربایجان غربی، سطح دریاچه ارومیه در شهریور ۱۴۰۲ به رکورد تاریخی کمتر از ۱۲۷۰ متر رسید. این میزان، هشت متر کمتر از بیشینه تراز دریاچه در اردیبهشت ۱۳۷۴ است.
خشک شدن دریاچه ارومیه خطرات متعددی را برای ساکنان حوضه آبریز آن به همراه داشته است. توفانهای گرد و غبار تهدیدی جدی برای حدود پنج میلیون نفر از ساکنان این منطقه محسوب میشود.
این تغییر گسترده اقلیم، کشاورزی و گردشگری در حوضه دریاچه ارومیه را تحت تاثیر مستقیم قرار داده است.
نگرانی از عواقب خشک شدن دریاچه ارومیه حالا به ائمه جمعه هم سرایت کرده است؛ هاشم حسینی بوشهری، امام جمعه قم، روز ۱۶ شهریور گفت زایندهرود و دریاچه ارومیه یکروز آب دارند و روزی ندارند، باید برای حل این مشکل کار بنیادین انجام شود.
کاهش شدید تنوع زیستی، از جمله کاهش میگوهای آب شور آرتمیا و کاهش حضور فلامینگوها نیز از دیگر تبعات این خشکسالی است.
به گزارش اعتماد، خشک شدن این دریاچه باعث ادغام چهار جزیره جنوبی با هم و تشکیل پلهای خشکی شده و زندگی پستانداران ساکن در جزیرههای سابق از جمله آهو ایرانی و گوسفند وحشی ارمنی را تهدید میکند.
احداث بزرگراه «شهید کلانتری» نیز یکی دیگر از عوامل تشدید کننده خشک شدن دریاچه بوده است.
این جاده که به طول ۱۲۵۰ متر از دریاچه عبور میکند، نقش مهمی در تقسیم شمال و جنوب دریاچه و تغییرات اکولوژیکی آن دارد.
به گزارش اعتماد، نوسانات شدید سطح آب دریاچه ارومیه در دو دهه اخیر، ناشی از تغییرات بارندگی و مدیریت منابع آب بوده و بهطور مستقیم بر ژرفاسنجی دریاچه و رابطه هیپسومتری آن تاثیر گذاشته است. در سال ۱۴۰۲ ضخامت رسوبگذاری در بستر جنوبی دریاچه تا هفت متر افزایش یافته است.
در این گزارش از رویکردهای پوپولیستی و پروژههای ناکارآمد به عنوان عوامل عدم موفقیت پروژههای احیای دریاچه ارومیه یاد شده است.
بر اساس برنامههای احیای شکست خورده این دریاچه قرار بود تراز سطح آب تا سال ۱۴۰۵ به ۱۲۷۴/۱ متر برسد
تحقیقات زمینشناسی نشان میدهد که پر و خالی شدن دریاچه ارومیه از آب میتواند بر لرزهخیزی منطقه تأثیر بگذارد.
وقوع دو زمینلرزه به بزرگی شش ریشتر در روز چهار اسفند ۱۳۹۸ در نزدیکی سلماس و سرو و همچنین توالی زلزلههای خوی در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ همزمان با خشک شدن دریاچه، این فرضیه را تقویت میکند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.