دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد که حماس با «موارد بسیار مهمی» موافقت کرده و انتظار دارد بهزودی توافق مربوط به صلح در غزه حاصل شود.
دونالد ترامپ همچنین گفت به بنیامین نتانیاهو نگفته است که از «منفیبافی» در مورد توافق گروگانها دست بردارد.
دو سال پس از حمله هفتم اکتبر و آغاز جنگ غزه، خاورمیانه هنوز میان وعده و واقعیت سرگردان است؛ نه طرح بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل برای «نظم نوین» تحقق یافته و نه رویای علی خامنهای، رهبر جمهوریاسلامی برای «آمریکازدایی» از منطقه به نتیجه رسیده است.
اندکی پس از حمله حماس به اسرائیل، خامنهای در یک سخنرانی گفت نقشهی خاورمیانه در حال تغییر است و منطقه به سمت «آمریکازدایی» میرود. تنها چند روز پیش از این سخنان، نتانیاهو وعده داده بود که اسرائیل «نظم تازهای در خاورمیانه» ایجاد خواهد کرد.
اما در میانه زورآزمایی این دو کشور، در خاورمیانه پس از هفت اکتبر، نظم قدیم در حال زوال است و جای خود را به نظمی تازه داده که هنوز به طور کامل شکل نگرفته است.
این شرایط، ترکیبی از ترس، احتیاط و بیاعتمادی را میان بازیگران مختلف منطقه ایجاد کرده است؛ وضعیتی که در آن دولتها نه توان صلح دارند، نه آماده یک جنگ تمام عیار هستند.
ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید


رییس اتاق اصناف تهران با انتقاد از «سکوت مسئولان» در برابر گرانی کالاها گفت که تا ۷۰ درصد تولید و تامین کالا و کالاهای اساسی و معیشت مردم، «هیچ ربطی به اتفاقات بینالمللی ندارد».
حمیدرضا رستگار دوشنبه ۱۴ مهر در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا تاکید کرد این اتفاقات «تنها روی ۳۰ درصد کالاها» میتواند برخی مواقع «مهم یا متوسط یا حتی بیاهمیت باشد».
او گفت: «به طور مثال، اینکه دلار در واردات کالای لوکس موثر است یا خیر، روی زندگی قشر متوسط جامعه تاثیری ندارد. هرچند تنها درصد کوچکی از جامعه ما بهدلیل توانمندی اقتصادی از کالاهای لوکس استفاده میکنند.»
سخنان رستگار در ارتباط با دلیل افزایش قیمت کالاها در بازار و نیز بحثهای مربوط به تاثیر فعالسازی مکانیسم ماشه بر قیمتها، ابراز شد.
پیش از این (هشتم مهر) و همزمان با انتشار گزارشهایی در رسانههای ایران در مورد تاثیر روانی فعالسازی مکانیسم ماشه بر اقتصاد کشور، مسعود پزشکیان، رییس جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده را متهم کرد که «با اجرای مکانیسم ماشه در پی تشدید فشار بر ملت و ایجاد نارضایتی داخلی» است.
بریتانیا، فرانسه و آلمان، ششم شهریور روند ۳۰ روزه بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را آغاز کردند. جمهوری اسلامی این اقدام را محکوم کرد.
رستگار در بخشی از مصاحبه خود با ایلنا در مورد دلیل افزایش قیمت کالاها در بازار گفت: «این اتفاقی که افتاده، بیشتر یک جنگ رسانهای و روانی است که مردم را به سمتی بردهاند که نگران باشند چه اتفاقی خواهد افتاد و فعالسازی مکانیسم ماشه، کجا را هدف گرفته است؟»
او افزود: «یکی از مسائل مهم این است که مسئولان کشور مساله مکانیسم ماشه را نمیشکافند و بازگو نمیکنند که این موضوع چقدر میتواند روی جریانات اقتصادی اثر بگذارد و چقدر تاکنون اثر گذاشته است.»
رستگار همچنین با اشاره به اهمیت جلوگیری از افزایش تورم گفت: «کسانی که سیاستگذاری پولی و بانکی و مالی میکنند باید جلوی تورم کاذب را بگیرند.»

افزایش قیمتها و کاهش چشمگیر فروش کالاهای اساسی
در روزها و هفتههای اخیر، گزارشهای زیادی در مورد افزایش بیرویه قیمتها در ایران منتشر شده است.
روزنامه هممیهن دوشنبه ۱۴ مهر نوشت: «همزمان با افزایش قیمت کالاهای اساسی، میزان فروش گوشت، مرغ، ماهی، حبوبات، تخممرغ و محصولات لبنی نسبت به یک سال گذشته در تهران کاهش چشمگیری داشته است و بسیاری از مشتریان درخواست خرید برنج و حبوبات در حجمهایی بسیار کم و بهاندازه تهیه یک وعده غذایی را دارند.»
بر اساس این گزارش، برخی از قصابیها هم در محلات جنوب تهران بهدلیل افزایش قیمت گوشت، فروش آن را متوقف کردهاند و در مواردی «با درخواست خرید ضایعات مرغ» روبهرو شدهاند.
هممیهن نوشت: «دادههای وزارت بهداشت نشان میدهد از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۴۰۲، مصرف گوشت قرمز در دهکهای پایین درآمدی به میزان ۴۰ درصد کاهش پیدا کرد و مصرف نان بهعنوان منبعی ارزانتر برای تامین کالری، بهطور عمدهای افزایش پیدا کرد.»
این در شرایطی است که طی ماههای اخیر با مجوز دولت پزشکیان، قیمت نان افزایش چشمگیری پیدا کرده است.
در این ارتباط، فعالان و تشکلهای کارگری و صنفی از بیتفاوتی حکومت در قبال این موضوع انتقاد کرده و گفتهاند این روند به زیان خانوادههای کارگران و سایر مزدبگیران است.
در حال حاضر، پایه دستمزد یک کارگر مشمول قانون کار حدود ۱۱ میلیون تومان در ماه است و این در شرایطی است که حتی تشکلهای کارگری تحت حمایت حکومت، هزینه معیشت ماهانه در شهرهای بزرگ را حدود ۵۰ میلیون تومان برآورد کردهاند.

صداوسیمای جمهوری اسلامی تصاویری از اعترافات اجباری امیرحسین موسوی، زندانی سیاسی، منتشر کرد.
او در شبکههای اجتماعی فعال بود و از آذرماه سال گذشته بازداشت شد.
گزارشها حاکی است که موسوی بیش از ۱۰ ماه است در بازداشت نهادهای امنیتی بهسر میبرد و نزدیکانش نسبت به وضعیت و شرایط نگهداری او نگران هستند.
او تحت بازداشت ماموران اطلاعات حکومت بوده و مشخص نیست تحت چه شرایطی نگهداری شده است.

دو سال پس از حمله هفتم اکتبر و آغاز جنگ غزه، خاورمیانه هنوز میان وعده و واقعیت سرگردان است؛ نه طرح بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل برای «نظم نوین» تحقق یافته و نه رویای علی خامنهای، رهبر جمهوریاسلامی برای «آمریکازدایی» از منطقه به نتیجه رسیده است.
اندکی پس از حمله حماس به اسرائیل، خامنهای در یک سخنرانی گفت نقشهی خاورمیانه در حال تغییر است و منطقه به سمت «آمریکازدایی» میرود. تنها چند روز پیش از این سخنان، نتانیاهو وعده داده بود که اسرائیل «نظم تازهای در خاورمیانه» ایجاد خواهد کرد.
اما در میانه زورآزمایی این دو کشور، در خاورمیانه پس از هفت اکتبر، نظم قدیم در حال زوال است و جای خود را به نظمی تازه داده که هنوز به طور کامل شکل نگرفته است.
این شرایط، ترکیبی از ترس، احتیاط و بیاعتمادی را میان بازیگران مختلف منطقه ایجاد کرده است؛ وضعیتی که در آن دولتها نه توان صلح دارند، نه آماده یک جنگ تمام عیار هستند.
بازدارندگی فروپاشیده، نظم نیمهجان
در دو سال گذشته بیشتر سازوکارهای نظم پیش از ۷ اکتبر در منطقه از کار افتادهاند. توازن بازدارندگی میان ایران و اسرائیل که سالها مانع از درگیری مستقیم بود، در طی زمان از هم پاشیده است.
حملات متقابلی که در این مدت دو کشور به منافع هم انجام دادهاند و جنگ ۱۲ روزه، نشان داد که دو طرف خطوط قرمز گذشته را کنار گذاشتهاند، اما هنوز هیچکدام قادر به تحمیل نتیجهای قطعی نشدهاند.
با این حال، شبکهی نیابتی ایران در لبنان، عراق و یمن دچار فرسایش شده و دیگر توان شکلدادن به معادلات منطقهای را ندارد. سوریه از دست تهران خارج شده است، حزبالله در موضع دفاعی قرار گرفته، حوثیها ضربات جدیای پذیرفتهاند و دولت عراق، با هدف حفظ ثبات شکنندهی خود، فاصلهاش را با تهران افزایش داده است.
در سوی مقابل، اسرائیل هم نتوانسته امنیتی که مدعی آن بوده است را به دست آورد. حمله اخیر به دوحه و عملیاتها نظامی مداوم در خاک سوریه نشان داد که تلآویو آماده است برای بازگرداندن موقعیت خود از هر خط قرمزی عبور کند، اما این اقدامات بیش از آنکه موازنهی تازهای ایجاد کند، ناامنی روانی در منطقه را تشدید کرده است.
آمریکا هنوز ستون اصلی نظم امنیتی منطقه است، اما نه با همان اقتدار گذشته. دولت ترامپ، برخلاف دورههای پیشین، بهجای طراحی نظم تازه در پی مدیریت وضعیت موجود است. بحث احیای پایگاه بگرام در افغانستان و بازسازی زیرساختهای نظامی در خلیج فارس بیش از آنکه نشانهی تمایل به مداخله باشد، بیانگر تلاش برای حفظ آمادگی است.
واشینگتن از درگیری مستقیم پرهیز میکند، اما نمیخواهد کنترل روندها را از دست بدهد. به همین دلیل، ایالات متحده اکنون بیشتر به عنوان «ناظر فعال» عمل میکند تا طراح استراتژی؛ عاملی که مانع از فروپاشی کامل نظم موجود میشود و در عین حال نقش موثری در بازسازی آن دارد.
امنیتیسازی در شرایط انزوا
در میان کشورهای مختلف خاورمیانه، ایران بیش از هر بازیگر دیگری در معرض فشار و فرسایش است. جنگ ۱۲روزه توان نظامی و ظرفیت واکنشی ایران را آشکار کرد، اما همزمان نشان داد که آسیبپذیریهای داخلی آن تا چه اندازه عمیق است.
حملات اسرائیل به مراکز نظامی و امنیتی در تهران و دیگر نقاط کشور، پایان دورهی مصونیت را اعلام کرد. شکست تلاشهای دیپلماتیک ایران با آمریکا و اروپا و فعال شدن مکانیسم ماشه و نبود حمایت جدی دیپلماتیک چین و روسیه، توان تهران را برای ادامه سیاستهای منطقهای محدودتر از همیشه کرده است. به ویژه که از کریدورهای مختلف تجاری به دور مانده و امکانهای اقتصادیاش عموما به فروش نفت محدود شده است.
جمهوریاسلامی همچنانکه در پاسخ به اقدامات بینالمللی برای انزوای منطقهای، نتوانسته است کاری جدی انجام دهد، در انزوای داخلی نیز قرار دارد. در برابر نارضایتی مردمی بالا از حاکمیت، تهران، مسیر امنیتیسازی در داخل را انتخاب کرده است.
افزایش اعدامها، کنترل فضای عمومی و تمرکز بر بازتولید انضباط از بالا، نشان میدهد نظام سیاسی ناتوان از کنترل معادلات منطقهای و بینالمللی، میکوشد نارضایتیهای داخلی خود را مهار کند. جمهوری اسلامی هنوز بازیگر مهمی است، اما بازیگری تنها و بدون پشتوانه؛ قدرتی که جز توان موشکی، دیگر چیزی برای تغییر معادلات منطقهای در دست ندارد.
کشورهای عربی خلیج فارس و ترکیه نیز در تلاش برای مهار بحرانهای بزرگتر علیه خود هستند. آنها، تمایلی به تقابل مستقیم با ایران یا اسرائیل ندارند و سیاست خود را بر پایهی تلاش دیپلماتیک برای کاهش تنش تنظیم کردهاند.
قطر پس از حملهی اسرائیل به دوحه، تضمینهای تازه از واشینگتن گرفته است و نقش میانجیگریاش در جنگ اسرائیل را با احتیاط پیش میبرد. ترکیه نیز با وجود ترمیم رابطه با آمریکا، نگران است که درگیری مستقیمی میان آنکارا و تلآویو به ویژه در سوریه را تجربه کند و به همین خاطر در تلاش برای نزدیکتر شدن به آمریکا و فاصله گرفتن از روسیه است. در مجموع، بازیگران منطقهای نه آمادهی جنگاند و نه قادر به صلح.
نظم ناتمام
خاورمیانه وارد دورهای از «نظم ناتمام» شده است؛ نظمی که از دل جنگ زاده شده و در حال بازآرایی است. بازدارندگیای که کشورها پیش از این داشتند، یا از بین رفته یا نیازمند تقویت است و موازنههای تازه هنوز به ثبات نرسیدهاند.
قدرت نظامی همچنان تعیینکننده است، اما به تنهایی کافی نیست. دولتها بیش از آنکه در پی تغییر باشند، به دنبال تثبیت موقعیت خود در این زمین لغزندهاند. از ترکیه و قطر که مسیر نزدیکی بیشتر به آمریکا را در پیش گرفتهاند، تا عربستان که در پی ایجاد شبکهای دفاعی چندلایه است؛ اسرائیل همچنان به دنبال تامین امنیتش است.
برای جمهوری اسلامی، این «نظم ناتمام» به معنای بازیگری میان فشار بیرونی علیه نظام سیاسی و در عین حال رویارویی با نارضایتیهای جمعی است. تهران هنوز وزنهای نظامی در معادلهی منطقهای است، اما پشتوانهی سیاسی و اقتصادیاش فرسوده شده است.
جمهوری اسلامی میکوشد ضعفهای بیرونی را با کنترل درونی جبران کند؛ رویکردی که میتواند به جای تقویت موقعیتش، پاشنه آشیل شود. این شرایط منزوی شدن، برای حکومتی که سالها کوشید با ساخت محور مقاومت، خود را مصون بدارد، اکنون به نقطه ضعف بدل شده است. در حالی که دیگر قدرتهای منطقه در حال سازگاری با تغییرند، تهران در برابر آن ایستاده است و خود را برای نبردی نو آماده میکند.
گیورا آیلند، مشاور پیشین امنیت ملی و ژنرال ارشد ذخیره ارتش اسرائیل، در گفتوگو با رادیو افام ۱۰۳ تلآویو گفت ادامه جنگ در غزه به نفع اسرائیل نیست و باید متوقف شود، زیرا این کشور با «جبهه ایران» روبهرو است و برای آمادگی در برابر «جنگ دوم» با جمهوری اسلامی به منابع بیشتری نیاز دارد.
او افزود میلیاردها دلاری که اکنون صرف عملیات در غزه میشود، در آینده برای مسائل مهمتر مورد نیاز خواهد بود.
آیلند پیشتر نیز خواستار پایان سریع جنگ غزه و تمرکز اسرائیل بر مقابله با تهدید ایران شده بود.






