• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

تجمع اعتراضی حامیان حکومت در برابر محل اقامت خبرنگار آلمانی در تهران

۲ خرداد ۱۴۰۳، ۱۷:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)

برخی حامیان حکومت ویدیوهایی منتشر کردند که نشان می‌دهد تعدادی از عزاداران ابراهیم رئیسی در برابر هتل اسپیناس در تهران که محل اقامت یک خبرنگار آلمانی است، دست به تجمع اعتراضی زدند و علیه او شعار دادند.

بر اساس برخی گزارش‌ها، این خبرنگار از خیابان‌های خلوت در مراسم تشییع رئیسی تصویربرداری کرده بود که این عمل خشم حامیان جمهوری اسلامی را در پی داشت.

پربازدیدترین‌ها

گزارش آکسیوس از جزییات توافق ترامپ با جمهوری اسلامی
۱

گزارش آکسیوس از جزییات توافق ترامپ با جمهوری اسلامی

۲

فرمانده تحت تعقیب اینترپل به چهره کلیدی تصمیم‌گیری حکومت ایران در جنگ تبدیل شده است

۳
تحلیل

عبدالله ناصری: مجتبی خامنه‌ای از پدرش هم متوهم‌تر است

۴

اسرائیل‌هیوم: واشینگتن و تل‌آویو درباره حذف مجتبی خامنه‌ای اختلاف دارند

۵
تحلیل

تحلیل آتلانتیک از توافق آمریکا با جمهوری اسلامی: پایان بازی ترامپ، یعنی تسلیم

انتخاب سردبیر

  • خشم و نارضایتی شهروندان از توافق احتمالی آمریکا و جمهوری اسلامی
    روایت شما

    خشم و نارضایتی شهروندان از توافق احتمالی آمریکا و جمهوری اسلامی

  • آیا پیوستن کشورهای منطقه به پیمان ابراهیم با مذاکرات صلح ایران گره خورده است؟

    آیا پیوستن کشورهای منطقه به پیمان ابراهیم با مذاکرات صلح ایران گره خورده است؟

  • قوه قضائیه از اعدام مجتبی کیان، زندانی سیاسی، خبر داد

    قوه قضائیه از اعدام مجتبی کیان، زندانی سیاسی، خبر داد

  • پرویز قلیچ‌خانی، اسطوره فوتبال ایران، در ۸۱ سالگی درگذشت

    پرویز قلیچ‌خانی، اسطوره فوتبال ایران، در ۸۱ سالگی درگذشت

  • قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟
    تحلیل

    قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟

•
•
•

مطالب بیشتر

در تشییع جنازه رئیسی خبری از هق‌هق‌های بی‌امان خامنه‌ای نبود

۲ خرداد ۱۴۰۳، ۱۷:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، خلاف احساسات شدیدی که پس از کشته شدن قاسم سلیمانی نشان داد، در مراسم نماز میت و یادبود ابراهیم رئیسی کمتر متاثر به نظر می‌رسید.

به گزارش اکونومیست حتی مقامات رسمی تفاوت آشکار رفتار خامنه‌ای در برخورد با کشته‌شدن ابراهیم رئیسی و حسین امیرعبداللهیان را با هق‌هق‌های غیرقابل کنترل او پس از ترور قاسم سلیمانی مطرح می‌کنند.

برخی معتقدند خامنه‌ای از روی عمد سعی در کم‌اهمیت جلوه دادن این حادثه داشته‌است. با وجود این حادثه، فعالیت‌های عادی در ایران چندان دچار وقفه نشد و ارزش پول ملی نیز پس از یک افت موقت، مجددا ثبات یافت که نشان از پایداری نسبی اوضاع داشت.

اکونومیست نوشته خامنه‌ای که اکنون پیر شده، نگران جانشینی خود به عنوان رهبر انقلاب است. او برای اثبات کنترل کامل خود بر اوضاع، سریع محمد مخبر را به عنوان کفیل ریاست جمهوری و علی باقری را به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه معرفی کرد.

جمعیت تقریبا ۹۰ میلیونی ایران که در سال‌های اخیر با بحران‌های متعددی از جمله تحریم‌های بین‌المللی، سقوط ارزش پول ملی، اعتراضات گسترده و حملات موشکی روبه‌رو شده‌اند، تنها خواهان ثبات در کشور هستند.

اما در پس پرده این ظاهر آرام، تحولات جدیدی در حال شکل‌گیری است. رئیسی که در طول چهار دهه گذشته از سوی خامنه‌ای به عنوان «مرد بله قربان گو» در هسته مرکزی قدرت پرورش یافته‌بود، هر چند کاریزما و خرد نداشت اما در سال‌های اخیر تلاش کرده‌بود تا از چارچوب‌های از پیش تعیین شده فراتر رود.

یک کارشناس مسائل سیاسی از ایرانیان در تبعید به اکونومیست گفته: «از نظر خامنه‌ای، رئیسی همه ویژگی‌های مد نظر را داشت. او یک سیاستمدار مطیع، روحانی و سیدی از نسل پیامبر بود. پسری نداشت که سلسله رقیب خود را تاسیس کند. دادستان و قاضی‌ای بود که هزاران نفر از دشمنان رژیم را به اعدام محکوم کرده‌بود. رئیسی، ویترین ایده‌آل خامنه‌ای بود اما در واقع، اداره امور کشور را به بیت خود به رهبری پسرش مجتبی واگذار کرده‌بود.»

اما اتفاقات طبق برنامه پیش نرفت. رئیسی صلاحیت علمی کافی نداشت، اما خود را آیت‌الله می‌نامید که یکی از شرایط لازم برای مقام رهبری است. از این رو بود که خامنه‌ای در سخنان خود در مراسم تشییع جنازه او از اشاره به این عنوان خودداری کرد.

حامیان رئیسی از همسر او به عنوان «بانوی اول» یاد می‌کردند، عنوانی که تاکنون در جمهوری اسلامی به کار گرفته نشده‌است. او از حمایت پدر همسرش احمد علم الهدی، قدرتمندترین روحانی شرق ایران نیز برخوردار بود و با محمد باقر قالیباف، رییس باسابقه مجلس و یکی از نزدیکان خامنه‌ای که روابط پنهان اقتصادی با بیت دارد، رویارویی علنی داشت.

این کارشناس در ادامه توضیح داده که این اواخر، چهره بین‌المللی رئیسی برجسته شده بود. او با سفر به عربستان سعودی و آذربایجان (سفری که در بازگشت منجر به کشته‌شدن او شد)، تلاش‌های زیادی برای بهبود روابط ایران با همسایگان خود کرد. او هیات‌هایی را به سازمان ملل در نیویورک و به پکن فرستاد و به قول یک ضرب‌المثل فارسی: «دم درآورده بود.»

چنین فعالیت‌هایی می‌توانست یک جناح رقیب را برای خاندان خامنه‌ای ایجاد کند.

اکنون حکومت ایران ابزارهای زیادی برای مقابله با هرگونه بی‌ثباتی پس از مرگ رئیسی در اختیار دارد. طبق قانون اساسی، حکومت ۵۰ روز فرصت دارد انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کند.

خامنه‌ای در تعیین نتایج انتخابات مهارت دارد. او برای این کار شورای نگهبان، نهادی که فقط به نامزدهای مورد نظر او او اجازه حضور در انتخابات را می‌دهد، در اختیار دارد. در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، همه کاندیداها به جز هفت نامزد مد نظر خامنه‌ای از سوی این نهاد رد صلاحیت شدند. از سوی دیگر دادگاه‌های انقلاب هم با مخالفان رهبر در حوزه‌های علمیه و مخالفان گرایش روزافزون حکومت به خودکامگی برخورد می‌کنند.

به نظر می‌رسد خامنه‌ای نگرانی چندانی از مشارکت پایین مردم در انتخابات اخیر نداشته‌است. قدرت الهی ولایت فقیه و عدم پاسخگویی‌اش، بر نهادهای منتخب ارجحیت دارد.

به نوشته اکونومیست، اکنون بدیهی‌ترین مسیر برای جمهوری اسلامی این است که رییس‌جمهوری جدیدی روی کار بیاید که وابسته به تندروهای نظامی ضامن بقای رژیم وفادار باشد و مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر در نهایت جانشین پدرش شود. اگرچه مجتبی بدون حمایت مردمی در مقابل تندروهای نظام قرار خواهد‌گرفت و اگر در بازارهای جهانی حضور نداشته باشد، رژیم و اقتصاد تحت کنترل آن در مسیر زوال پیش خواهند رفت.

با این حال، راه دیگری هم وجود دارد. شاید جانشین رهبر فعلی بتواند تغییراتی در سیستم فعلی ایران ایجاد کند.

به گفته یکی از مقامات سابق رژیم که مجتبی را به خوبی می‌شناسد، او شیفته الگوی محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی شده‌است. این شخص به اکونومیست گفته اگر او راه شاهزاده سعودی را دنبال کند، ممکن است قوانین مذهبی ایران را تعدیل کند، زندانیان سیاسی را آزاد کند و به دنبال رابطه جدیدی با آمریکا و شاید حتی اسرائیل باشد. به عقیده او، اگر در ازای تضمین تداوم دیکتاتوری‌اش، چنین وضعیتی به ایرانیان پیشنهاد شود، دو سوم مردم آن را می‌پذیرند.

این ایده جذاب است، اما خلاف عربستان سعودی، ایران بیش از یک قرن مبارزات مردمی برای دموکراسی را تجربه کرده‌است. تلاش برای مدرنیزه کردن کشور از طریق اعمال قدرت مطلق، همانطور که در سال ۱۳۵۷ موجب سقوط محمدرضا پهلوی شد می‌تواند به از بین رفتن ولایت فقیه و سرنگونی نظام کنونی نیز منجر شود.

به نظر می‌رسد دوران پس از خامنه‌ای، مرحله حساس و سرنوشت‌سازی برای آینده جمهوری اسلامی و مردم خواهد‌بود. تحولات آتی کشور، نه تنها برای ایرانیان بلکه برای کل منطقه خاورمیانه و روابط بین‌الملل اهمیت به‌سزایی دارد.

تغییر مواضع یگان ویژه حزب‌الله در سوریه پس از حملات اسرائیل

۲ خرداد ۱۴۰۳، ۱۶:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

پس از کشته شدن چندین نفر از شبه‌نظامیان ارشد وابسته به جمهوری اسلامی در سوریه، العربیه خبر داد که نیروهای رضوان، یگان ویژه حزب‌الله لبنان، در صدد تغییر دادن مواضع خود در سوریه هستند.

برخی رسانه‌ها روز چهارشنبه دوم خرداد خبر دادند پنج تن از فرماندهان ارشد شبه‌نظامیان ایران از جمله یک فرمانده حزب‌الله، در حمله هوایی به شهر المیادین در حومه دیرالزور کشته شدند.

بر اساس گزارش‌ها، بمباران روز دوشنبه ارتش اسرائیل در حمص سوریه، «گروه امام حسین» وابسته به جمهوری اسلامی و نیروهای رضوان، وابسته به حزب‌الله را هدف قرار داده است.

روزنامه یدیعوت آحارونوت پیش از این در مورد توانایی‌های نیروهای رضوان نوشت که مراحل پذیرش اعضا در نیروهای رضوان ساده نیست و آنان آموزش‌های فیزیکی و تسلیحاتی سخت و ویژه‌ای را در لبنان و خارج از این کشور می‌گذرانند.

به گزارش مرکز تحقیقات اسرائیل (آلما)، اعضای یگان کماندویی «صابرین» وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در آموزش این نیروها شرکت دارند.

برخی تحلیل‌گران گزارش‌ها درباره توانایی این گروه را بزرگ‌نمایی می‌دانند؛ از جمله علی الامین، نویسنده سیاسی لبنانی که گفته است هنوز اقدام خارق‌العاده‌ای از نیروهای رضوان مشاهده نکرده است.

الامین گفته است: «فکر نمی‌کنم این گروه تفاوت چندانی با بقیه گروه‌های نظامی حزب‌الله داشته باشد و احتمالا در تعریف این نیرو اغراق شده است.»

هم‌زمان با گزارش‌ها درباره تغییر مواضع نیروهای رضوان، گزارش‌هایی درباره درگیری میان شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در سوریه منتشر شده است.

به گزارش منابع العربیه، بر اثر اختلافات شدید میان نیروهای سپاه پاسداران و شبه‌نظامیان وابسته به آنان در دیرالزور در شمال سوریه، درگیری‌های مسلحانه‌ای میان این گروه‌ها در روستای «الجفره» و محله «هرابش» در دیرالزور رخ داده که چندین کشته و زخمی بر جای گذاشته است.

به گفته این منابع، علت درگیری‌ها، فرار افسر سپاه پاسداران ملقب به «حاج کمیل»، فرمانده شبه‌نظامیان ایرانی در دیرالزور بود که از سوی فرماندهی سپاه پاسداران به «خیانت و جاسوسی» متهم شده و در نتیجه، او دست شورش زده و در برابر بازداشت مقاومت کرده است.

پولیتیکو: قدرت در ایران در حال انتقال به افرادی است که دنبال سلاح اتمی هستند

۲ خرداد ۱۴۰۳، ۱۶:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

وب‌سایت خبری پولیتیکو گزارش داد کشته شدن رئیسی روند انتقال قدرت را به گروهی که در پی نهایی کردن برنامه هسته‌ای تسلیحاتی جمهوری اسلامی است، تسریع خواهد کرد.

بر اساس این گزارش، میل به خطرپذیری در حکومت ایران در سال‌های اخیر به طرز قابل توجهی افزایش یافته و رویارویی مستقیم با اسرائیل یکی از نمونه‌های آن است.

پولیتیکو افزود رئیسی به دلیل داشتن کاریزما یا مهارت‌های سیاسی به مقام ریاست‌جمهوری ایران نرسید؛ او به صورت بی‌قید و شرط به نظام حاکم وفادار بود، سوابق سرکوب وحشیانه در کارنامه خود داشت و در شبکه‌های در هم تنیده دینی، خانوادگی و امنیتیِ حکومت ایران نفوذ کرده بود.

به گفته پولیتیکو، همه این موارد ویژگی‌هایی هستند که برای یک حکومت استبدادی رو به زوال، ارزشمندترین به شمار می‌روند.

روزنامه وال استریت ژورنال هم نوشت پس از مرگ رئیسی، احتمال رسیدن مجتبی خامنه‌ای به مقام رهبری جمهوری اسلامی و جانشینی پدرش افزایش یافته است.

تسلیت برای مرگ رئیسی؛ دوگانگی ارزش و عمل در پهنه سیاست جهان

۲ خرداد ۱۴۰۳، ۱۶:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
ایمان آقایاری

مقامات دولتی برخی کشورها و تعدادی از نهادهای بین‌المللی با پیام تسلیت و شرکت در مراسم تشییع، به مرگ ابراهیم رئیسی و همراهانش واکنش نشان دادند. دولت‌ها و نهادها بر پایه چه استدلال معقول و مقبولی در چنین سطوحی ابراز تاسف و تاثر می‌کنند؟

در پی مرگ ابراهیم رئیسی، بسیاری از ایرانیان داخل و خارج کشور به ابراز شادمانی پرداختند. گروهی بیان کردند که سزاوار بود تا او در پیشگاه عدالت حاضر و به‌خاطر نقشی که در جنایاتِ رژیم داشته محاکمه می‌شد. عده‌ای بر پایه آموزه‌های اخلاقی یا مکتبیِ خاص خود گفتند که اگرچه غمگین نیستند، اما از این حیث که یک انسان عمر خود را به تباهی و جنایت گذرانده و بی‌آن‌که بتواند چیزی را جبران کند از دنیا رفت، متاسفند. گروهی نیز که عموما در شمار حامیان پروپاقرص حکومت قرار می‌گیرند، بیشتر در محافل و تجمعات حکومتی، سوگواری کردند.

همزمان، تعدادی از مقامات دولتی برخی کشورها و تعدادی از نهادهای بین‌المللی نیز نسبت به کشته شدن رییس دولت جمهوری اسلامی با صدور پیام‌های تسلیت یا اقدامات نمادینی که حاکی از تاسف و تالم است واکنش نشان دادند. برخی از این واکنش‌ها از سمت دولت‌هایی بود که افکار عمومی پیشاپیش انتظار برخورد مشابهی از سوی آن‌ها را داشت؛ اما در مواردی، رفتار و گفتار نمایندگان دولت‌ها و نهادها موجب برانگیخته شدن تعجب و خشم گروهی از ایرانیان شد.

برای مثال، وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه‌ای، کشته شدن ابراهیم رئیسی، حسین امیرعبداللهیان و هیات همراهش در سقوط بالگرد را تسلیت گفت. شارل میشل، رئیس شورای اروپا هم در پیامی نوشت که اتحادیه اروپا،‌ مرگ رئیسی و امیرعبداللهیان را صمیمانه تسلیت می‌گوید و با خانواده آن‌ها ابراز همدردی می‌کند. سخنگوی ناتو هم این حادثه را به ملت ایران تسلیت گفت. جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد در نیویورک و کنفرانس بین‌المللی امنیت هسته‌ای در وین نیز با یک دقیقه سکوت آغاز به کار کردند.

شگفتی از آن است که نقض نظام‌مند حقوق بشر در ایران امری است محرز و دولت آمریکا و اتحادیه اروپا لیست‌های بلندبالایی از تحریم‌های حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی دارند. سازمان ملل متحد سازوکاری مختص ایران و گزارشگر ویژه در امور حقوق بشر ایران دارد. ابراهیم رئیسی نه فقط به مثابه عضوی مهم از این سیستم، بلکه به عنوان فردی که مستقیم در جنایاتی سازمان‌یافته نقش داشته و پرونده‌هایی گشوده در سطح جهان دارد، یکی از سمبل‌های جنایت در عصر حاضر است.

سوال این است که این دولت‌ها و نهادها بر پایه چه استدلال معقول و مقبولی در چنین سطوحی ابراز تاسف و تاثر می‌کنند؟

اگرچه این قبیل پیام‌ها ناشی از عرف دیپلماتیک و رایج است، اما بنا به مجموعه درهم‌تنیده‌ای از دلایل مورد پرسش جدی قرار گرفتند. نه تنها ایرانیان، بلکه افرادی از میان سیاستمداران اروپایی و آمریکایی نیز به این رفتارها انتقاد کردند. یکی از شبهات مهم این است که چرا مقامات کشورهای دموکراتیک و نهادهای بین‌المللی خود را مکلف به رعایت رویه‌ها و روال‌ها در قبال حکومتی می‌دانند که هیچ‌گونه پایبندی و تعهدی به اصول حقوق بشر و موازین بین‌المللی ندارد و حتی در مواردی نظم و عرف حاکم بر مناسبات جهان را تمسخر و تحقیر می‌کند.

تسلیت گفتن و همدردی کردن به نیابت از طرف نهادهای بین‌المللی یا دولت‌های موقر، با حکومتی که معارض با روح ارزش‌ها، هنجارها، معاهدات و همان نهادهاست، امری مساله‌دار است. اما فارغ از این، نگاهی اجمالی به کارنامه جمهوری اسلامی در آداب ندانستن و مراعات نکردن تشریفات و ظواهر هم، گواه خوبی است بر بی‌معنایی کردار اخیر این دولت‌ها و نهادها.

در موقعیتِ حاضر، ناگزیر سوالاتی به ذهن ناظران خطور می‌کند. مثلا حکومتی که شهروندان کشورهای دیگر را گروگان گرفته و آن‌ها را وجه‌المصالحه قرار می‌دهد، چه نسبتی با عرف و آداب صوری بین‌المللی دارد؟

حکومتی که راهزنی دریایی می‌کند و امنیت کشتیرانی تجاری را مدام به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به خطر می‌اندازد، کجای مناسبات دیپلماتیک جهان جای می‌گیرد؟

دولتی که دیپلماتش به اتهام تلاش برای بمب‌گذاری در قلب اروپا دستگیر می‌شود، در چه سطحی از مراوده قرار می‌گیرد که رعایتِ احتراماتِ کلامیِ مرسوم اما ناضرور را در حقش ضروری می‌سازد؟

این سوالات تنها بخش ناچیزی از پرسش‌های بی‌شماری است که در مقابل چشمان جهانیان قرار دارد.

از طرفی بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی از این مساله برآشفته بودند که چرا در پاره‌ای از این پیام‌ها مردم ایران مخاطب قرار گرفته‌اند و به آنان تسلیت گفته شده. شکاف و شاید بتوان گفت تضاد میان ملت و حکومت در ایران به خصوص در سالیان اخیر، چندان امر پوشیده‌ای نیست که برای سردمداران دولت‌های غربی قابل درک نباشد. از این رو شاید پرسش موجود در فضای بیناذهنی ایرانیانِ خشمگین نسبت به این ادبیات در پیام‌های تسلیت را بتوان چنین صورت‌بندی کرد: «در کنار ما یا آن‌ها؟ شادی و غم ما در تضاد با هم قرار دارد.»

واقعیت این است که این قبیل فرمالیته‌ها و ژست‌های دیپلماتیک در راستای حفظ مجاری رسمی و حتی در صورت لزوم تقویت و ارتقای ارتباط با جمهوری اسلامی است. اهداف راهبردی و منافع دولت‌ها محرک چنین اقداماتی است و توجیهاتی مثل ضرورتِ ناگزیرِ عرف دیپلماتیک یا ادله اخلاقی، پوششی نخ‌نماست که با چشم غیر مسلح نیز می‌توان آن‌سویش را به عیان دید.

این رویداد در هنگامه خشم و شادیِ ناشی از خشم ایرانیان حاوی پیام‌های مهمی نیز هست. وقتی عرصه واقعی سیاست را قدرت و مناسباتش تعیین می‌کند، هر نوع سیاست‌ورزیِ معطوف به نتیجه، مستلزم ایجاد قدرت است. البته در کنش‌های سیاسی حق-بنیاد، آزادی‌خواهانه و اخلاق‌مدار، قدرت با توپ و تانک تعریف نمی‌شود؛ ولی دارای اسباب و لوازمی است که برخورداری از آن‌ها گاهی توانی بیش از جنگ‌افزارها خلق می‌کند.

این جمله معروف که «قدرت را تنها با قدرت می‌توان مهار کرد» واجد بصیرتی است که کاربرد آن را در زمینه بسیاری از مصادیق، مجاز و معنادار می‌سازد. در بازه چند ماهه حضور جسورانه، خلاقانه و الهام‌بخش مردم در خیابان‌های ایران، قدرتی پدید آمده بود؛ قدرتی که همه هیمنه جمهوری اسلامی را به چالش کشیده بود. در امتداد همین اراده و اقتدار بود که ایرانیان در سراسر جهان، خیابان‌ها را به صحنه کنشگری و فریادهای دادخواهانه خود تبدیل کردند و با حضور مستمر خود و ایضا اثرگذاری بر افکار عمومی کشورهای محل اقامت‌شان قدرتی یافتند؛ قدرتی که چون عاملی بازدارنده مانع عادی جلوه دادن جمهوری اسلامی در صحنه بین‌المللی می‌شد و محرکی برای اِعمال برخی اقدامات سختگیرانه علیه رژیم بود.

این قدرتی است که مردم تولید می‌کنند. به بیانِ معروف و با ضرباهنگی نیکو این همان «قدرتِ بی‌قدرتان» است. این الگوی مطلوب برای اثرگذاری بر جهانی است که منافع و هراس‌های دولت‌ها محرک تصمیم‌گیری‌هاست و نه لزوما حقوق پایمال شده مردمی دیگر در سرزمینی دیگر. به همین مناسبت می‌توان اندیشید که همبستگی میان نیروهای سیاسی و مدنی و قرار گرفتن بر یک مدار راهبردی مناسب، قدرت افزاست؛ پس راهگشاست.

با نگاه به عناصر واقعی تصویر سیاست مشخص می‌شود که خروجیِ جنگیدن با دیگر نیروهای سیاسی مخالف رژیم و همزمان چانه‌زنی با یک یا چند دولت و پارلمان، تضعیف رژیم و روابطش نخواهد بود. اما از سوی دیگر، کنش مستقل و مفصل‌بندی شده با دیگر نیروهای سیاسی آزادی‌خواه در پیوند با خواست و در امتداد صدای کنشگران داخل ایران، می‌تواند قدرتی بیافریند که دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی را نیز وادار به حرکت بر محوری دیگر کند.

آن‌چه بیرون از این الگو شکل بگیرد، اتلاف وقت و هزینه و در نتیجه کاستن از دامنه قدرت مردم است. این نظر نیازی به اثبات ندارد، چرا که وضعیت حاکم، پژواک همین صدا و برون‌رفت از آن در گروِ توان‌افزایی است.

مهدیه گلرو، فعال سیاسی: از نظر حکومت، تنها عزادارانِ مرگ رئیسی «مردم» محسوب می‌شوند

۲ خرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)

مهدیه گلرو، فعال سیاسی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال به سفر ابراهیم هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس و نعیم قاسم، معاون دبیرکل حزب‌الله به تهران برای شرکت در مراسم تشییع جنازه رئیسی پرداخت و گفت وقتی حکومتی مشروعیت مردمی خود را از دست می‌دهد، مجبور است در جست‌وجوی آن به سراغ گروه‌های نیابتی خود برود.

گلرو افزود شکاف میان دولت و ملت در ایران هر روز در حال افزایش است و این پدیده در دهه اخیر بیش از هر زمان دیگری نمود داشته است.

این فعال سیاسی با اشاره به ایجاد دوقطبی «شادی‌کنندگان و عزاداران» پس از کشته شدن رئیسی تاکید کرد از نظر حکومت ایران و علی خامنه‌ای، «مردم» تنها گروهی هستند که برای رئیسی سوگواری می‌کنند.