نماینده کنگره آمریکا: ادامه عملیات علیه جمهوری اسلامی نیازمند مجوز کنگره است
بتی مککالوم، عضو مجلس نمایندگان آمریکا، گفت ادامه عملیات علیه جمهوری اسلامی پس از ۱۲ اردیبهشت، نیازمند مجوز کنگره است و در صورت عدم تصویب باید طرح جایگزین ارائه شود.
بتی مککالوم، عضو مجلس نمایندگان آمریکا، گفت ادامه عملیات علیه جمهوری اسلامی پس از ۱۲ اردیبهشت، نیازمند مجوز کنگره است و در صورت عدم تصویب باید طرح جایگزین ارائه شود.






قرار است دونالد ترامپ در نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شود. شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، میزبان ترامپ خواهد بود. این سفر در سایه «جنگ ایران» و بحران تنگه هرمز، جنگ تعرفهها و تنش بر سر تایوان، انجام میشود.
ترامپ سالهاست تمرکز ویژهای بر چین دارد. او که دستکم از اوایل دهه ۲۰۱۰ استدلال میکرد پکن از طریق تجارت «در حال سوءاستفاده» از ایالات متحده است، در دوره نخست ریاستجمهوری خود جنگ تجاری گستردهای را آغاز کرد، بر صدها میلیارد دلار از واردات چین تعرفه وضع کرد و نهادهای دولتی آمریکا را به سمت برخورد با پکن بهعنوان یک «رقیب راهبردی» سوق داد.
این دوره با تشدید مکرر تعرفهها و شکلگیری چارچوبی وسیعتر از «رقابت» در حوزههای نظامی، فناوری و اقتصادی همراه بود.
در دوره دوم ریاستجمهوری او، روابط دو کشور میان تقابل و همکاری تاکتیکی در نوسان بوده است. ترامپ دوباره فشار تعرفهای را آغاز کرد و در مقطعی برخی تعرفهها را تا ۱۴۰ درصد افزایش داد. اقدامی که با واکنش تلافیجویانه چین روبهرو شد.
هنگامی که این سیاست نتوانست امتیازهای عمدهای از پکن بگیرد، ترامپ لحن خود را تغییر داد و بر شراکت «جی۲» (Group of Two) تاکید کرد، شخصا به تمجید از شی پرداخت و در نشست اکتبر ۲۰۲۵ در بوسان با یک آتشبس یکساله در جنگ تجاری موافقت کرد.
در این مرحله، او نگرانیهای مربوط به حقوق بشر در سینکیانگ، هنگکنگ و تبت را کماهمیت جلوه داد و در عین حال، با وجود تایید فروش تسلیحات به تایوان، لحن خود را درباره این جزیره نیز تعدیل کرد تا از تحریک بیش از حد پکن جلوگیری کند.
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین از دهه ۱۹۷۰ به یکی از ابزارهای مهم دیپلماتیک تبدیل شده است.
سفر ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲ نمونه کلاسیک این روند به شمار میرود. رویدادی که به احیای روابط دو کشور پس از دههها خصومت دوران جنگ سرد کمک کرد و به صدور «بیانیه شانگهای» انجامید.
جرالد فورد در سال ۱۹۷۵ به چین رفت و تعهدات آمریکا در چارچوب آن توافق را تایید کرد.
پس از برقراری کامل روابط دیپلماتیک در سال ۱۹۷۹، روسایجمهوری بعدی آمریکا از سفر به چین برای مدیریت همکاریها و بحرانها استفاده کردند.
رونالد ریگان در سال ۱۹۸۴ راهی چین شد و ضمن امضای بیانیهای دیگر، بر توسعه روابطی «سازنده» تاکید کرد؛ هرچند همچنان از کمونیسم انتقاد میکرد.
جورج اچ دبلیو بوش در سال ۱۹۸۹ به چین سفر کرد و بر سیاست «چین واحد» تاکید داشت.
بیل کلینتون در سفر سال ۱۹۹۸ خود، در سخنرانیهایی در شهرهای مختلف چین از جمله پکن، بر تعامل، تجارت و حقوق بشر تمرکز کرد.
جورج بوش پسر و باراک اوباما چندین بار به چین سفر کردند. سفرهایی که اغلب با موضوعات اقتصادی، گفتوگوهای امنیتی و رویدادهای مهمی مانند المپیک ۲۰۰۸ پکن و نشست آپک ۲۰۱۴ پیوند داشت.
خود ترامپ نیز در سال ۲۰۱۷ به چین رفت. زمانی که روابط دو کشور هنوز نسبتا دوستانه بود و تمرکز اصلی بر مذاکرات تجاری و تشریفات گسترده میزبانی از سوی شی جینپینگ قرار داشت.
چرا ترامپ به چین سفر میکند؟
سفر کنونی ترامپ نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته است و اندکی پس از آتشبس تعرفهای سال ۲۰۲۵ انجام میشود.
در حوزه اقتصاد و تجارت، ترامپ بهدنبال افزایش خرید کالاهای آمریکایی از سوی چین، از جمله سویا و احتمالا محصولات با ارزش افزوده بالا مانند موتور هواپیما، و همچنین دسترسی شفافتر شرکتهای آمریکایی، بهویژه در بخش مالی و خدمات مرتبط با فناوری، به بازار چین است.
در حوزه فناوری و تحریمها، دو طرف بر سر کنترل نیمهرساناها، تراشههای هوش مصنوعی و محدودیتهای صادراتی درگیر چالش هستند.
واشینگتن اخیرا اجازه فروش برخی تراشههای هوش مصنوعی انویدیا به چین را صادر کرده، در حالی که پکن تهدید کرده در واکنش به قوانین آمریکا که چین را تهدیدی امنیتی معرفی میکنند، اقدامات متقابل انجام خواهد داد.
دو موضوع بزرگ ژئوپلیتیکی نیز در پسزمینه این سفر قرار دارند. نخست، «جنگ ایران» که بازارهای انرژی و سیاست جهانی را بیثبات کرده و روابط اقتصادی پکن با تهران به چین اهرم نفوذ و منافعی داده که با منافع واشینگتن متفاوت است.
دوم، مساله تایوان که همچنان یکی از نگرانیهای اصلی پکن به شمار میرود. مقامهای چینی خواهان موضعگیری صریحتر آمریکا علیه استقلال تایوان و پیشبینیپذیری بیشتر در زمینه فروش تسلیحات آمریکا هستند. در سوی دیگر، ترامپ پیشتر ارسال یک بسته بزرگ تسلیحاتی به تایوان را به تعویق انداخته است.
تمایل ترامپ به تمجید از رییسجمهوری چین و پرهیز از انتقاد علنی شدید درباره حقوق بشر، هرچند با هدف آرام نگه داشتن فضای این سفر انجام میشود، اما همزمان اهرم فشار آمریکا در حوزه ارزشهای حقوق بشری را نیز کاهش میدهد.
پیامدهای احتمالی این سفر
در کوتاهمدت، این سفر احتمالا به «دستاوردهای» قابل مشاهده اما تغییرات ساختاری محدود منجر خواهد شد.
تحلیلگران انتظار دارند توافقهایی درباره خریدهای جدید چین، برای مثال در حوزه محصولات کشاورزی یا برخی کالاهای صنعتی خاص، اعلام شود و پیشرفتهایی نمادین در زمینه دسترسی به بازار و بیانیههای مشترک درباره همکاری منتشر شود.
چنین توافقهایی میتوانند بازارها را آرام و توقف یکساله تشدید تعرفهها را تقویت کنند. اقدامی که بیثباتی اقتصادی فوری میان دو کشور را کاهش خواهد داد.
در بلندمدت، تاثیر این سفر به آنچه پشت درهای بسته توافق میشود، بستگی دارد. اگر ترامپ در ازای دستاوردهای اقتصادی کوتاهمدت، در موضوعاتی مانند نحوه بیان سیاست آمریکا درباره تایوان، زمانبندی فروش تسلیحات یا محدودیتهای فناوری پیشرفته امتیاز بدهد، پکن ممکن است موقعیت راهبردی خود را تقویت کند، در حالی که واشینگتن تنها به کاهش موقت فشارهای تجاری دست خواهد یافت.
از سوی دیگر، اگر دو طرف به نوعی «رقابت مدیریتشده» پایبند بمانند، یعنی رقابت در فناوری و نفوذ منطقهای را بپذیرند اما از تشدید کنترلنشده تنش جلوگیری کنند، این سفر میتواند به تثبیت روابط دو کشور و کاهش خطر بحران در شرق آسیا، دستکم در کوتاهمدت، کمک کند.
در هر صورت، سفر ترامپ به چین ادامه همان الگویی است که روسایجمهوری پیشین آمریکا نیز دنبال کردهاند: استفاده از سفرهای پرهزینه و نمادین برای ایجاد توازن میان رقابت و همکاری در رابطهای که بسیاری آن را مهمترین رابطه دوجانبه جهان میدانند.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» به عملیات خود در دریای عرب از جمله اجرای محاصره دریایی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ادامه میدهد.
سنتکام در شبکه ایکس نوشت نیروهای تحت فرماندهی این نهاد از زمان آغاز محاصره دریایی تاکنون ۶۵ کشتی تجاری را تغییر مسیر داده و چهار شناور را از کار انداختهاند.
امیرمهدی علوی، سخنگوی فدراسیون فوتبال، در گفتوگو با خبرگزاری اسپوتنیک روسیه در واکنش به صحبتهای ترامپ گفت: «رئیس جمهور کشور میزبان جام جهانی به جای اینکه خوشامد گفته و بگوید اینجا همه چیز مهیا است، میگوید ما آمادگی میزبانی از یک تیم را نداریم.»
علوی ادامه داد: «آن چیزی که ما از فیفا انتظار داریم، همان شعار همیشگی جدایی فوتبال از سیاست است اما آنچه امروز میبینیم، پیوستگی کامل فوتبال به سیاست است. مردم جهان ببینید کشور میزبان جام جهانی چه فرآیندی را رقم میزند.
علوی با اشاره به مخالفت با میزبانی ایران در مکزیک گفت: «وزارت ورزش و جوانان، وزارت خارجه جمهوری اسلامی و مرکز دیپلماسی عمومی این موضوع را پیگیری کردهاند و حتی مکزیک نیز آمادگی خود را اعلام کرده بود، اما به دلیل روندهای مربوط به فیفا، این درخواست فعلا به نتیجه نرسیده است.»
سخنگوی فدراسیون فوتبال همچنین گفت: «آمادهسازی، برای اردوهای تدارکاتی و مسابقات به بهترین شکل انجام شده. اگر همین الان گذرتان به غرب تهران رفته و به مرکز ملی فوتبال بروید، کادرفنی، بازیکنان و مجموعه تیم ملی را میبینید که خود را آماده میکنند. از صبح آنالیز و مباحث مربوط به داوری را دیده و تمرین و بدنسازی میکنند. این یعنی یک لشگر آماده برای یک نبرد بزرگ.»
علوی درباره دیدار مهدی تاج با اینفانتینو، رییس فیفا گفت: «رییس فدراسیون فوتبال به دعوت رسمی فیفا در نشستی اختصاصی شرکت خواهد کرد و یکی از محورهای اصلی این جلسه، بررسی مسائل امنیتی و جلوگیری از دخالت منفی کشور میزبان در روند حضور تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ خواهد بود.»
مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال سیاسی، در نشست دموکراسی در کپنهاگ دانمارک، گفت جمهوری اسلامی در ایران، دیکتاتوری ونزوئلا، دیکتاتورها در کوبا، در روسیه، در چین، همگی به یکدیگر کمک میکنند.
علینژاد افزود: «من اینجا در دانمارک هستم تا درباره جنگ واقعیای صحبت کنم که جمهوری اسلامی علیه ما ایرانیان به راه انداخته است.»
او افزود: «مادورو درباره حاکمیت ونزوئلا سخن میگوید، بدون آنکه توجه کند جمهوری اسلامی نخستین کشوری بود که به ونزوئلا وارد شد، حماس و حزبالله آنجا بودند، اما آنچه قلب مرا میشکند این است که در غرب، متاسفانه همه نگاهها به ایران نیست؛ نگاهها به ترامپ و اروپا و نبرد میان کشورهای دموکراتیک دوخته شده است.»
علینژاد در این نشست گفت: «این وضعیت در عمل به جمهوری اسلامی در ایران کمک کرد تا بدون پاسخگویی اینترنت را قطع کند، اعدامها را تسریع کند بیآنکه حتی رسانهها درباره آن سخن بگویند، مردم را کور کند و خانوادههای آنها را آزار دهد.»
او افزود: «آمریکاییها و اروپاییها میتوانند به مردم ایران کمک کنند، اما آیا حاضرید به خودتان کمک کنید؟ در ۴۷ سال گذشته ۸۶۰ ایرانی و غیرایرانی در خاک اروپا هدف جمهوری اسلامی بودهاند.»
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند با تعطیلی کارخانهها، واحدهای تولیدی و کسبوکارهای کوچک، بسیاری از نیروهای فنی متخصص و تحصیلکرده برای تامین هزینههای زندگی به رانندگی در تاکسیهای اینترنتی روی آوردهاند.
در هفتههای اخیر موج گستردهای از اخراج، تعدیل نیرو، بیکارسازی و تغییر اجباری در طیف گستردهای از شغلها شکل گرفته است.
هزاران شهروند از صاحبان فروشگاههای مجازی و حقیقی تا کارکنان پتروشیمی و صنایع فولاد، شغل خود را از دست دادهاند و با از بین رفتن منبع درآمد، ناچار به روی آوردن به مشاغل جایگزین و موقتی شدهاند.
مسافرکشی هم دیگر صرف نمیکند
بر اساس گزارشها، رانندگی در تاکسیهای اینترنتی به آخرین راه بقا برای بسیاری از خانوادهها بدل شده است.
یک مخاطب در پیامی نوشت حقوق ۳۰ میلیون تومانی پدر بازنشستهاش پس از۳۰ سال کار کردن، کفاف زندگی را نمیدهد و این پدر سالخورده ناچار است برای کسب درآمد بیشتر از صبح تا شب در اسنپ مسافرکشی کند.
پیشتر نیز پیامهایی به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میدادند حقوق، سنوات و حق بیمه بازنشستگان بهویژه از سوی تامین اجتماعی، فولاد مبارکه و ذوبآهن، با تاخیر پرداخت میشود.
یک فرد که بهدلیل قطع اینترنت شغلش را از دست داده است، گفت برای پرداخت وامهایش راننده تاکسی اینترنتی شده اما هر بار اسنپ حقوقش را واریز میکند، تمامی آن صرف پرداخت قسط وام میشود و پولی برای خرجی خانواده باقی نمیماند.
زنی ساکن اصفهان نیز در پیامی گفت پس از اخراج از شرکتی که در آن کار میکرد، به رانندگی در اسنپ روی آورده است، اما درآمدش حتی به خرید خوراکی هم نمیرسد.
هر راننده اسنپ، یک نیروی متخصص
موج بیکاری پای نیروهای متخصص و دانشگاهی را هم به تاکسیهای اینترنتی باز کرده است.
پایگاه خبری رویداد۲۴ پیشتر در گزارشی از اشتغال نیروهای فنی خط تولید فولاد مبارکه اصفهان به رانندگی در تاکسیهای اینترنتی پس از حملات اسرائیل و آمریکا به این مجموعه خبر داده بود.
یک زن با اشاره به تحصیلات تکمیلی، مدارک و مهارتهای متعدد خود، گفت سالها برای رشد حرفهای در شغل تخصصیاش زمان سپری کرده، اما با قطع دو ماهه اینترنت کسبوکار آنلاین او تعطیل شده و ناچار است بهعنوان راننده در اسنپ کار کند.
به گفته او، شرکت اسنپ نرخ سفرها را به شدت کاهش داده و درآمد حاصل از مسافرکشی حتی به هزینه کارواش ماشین هم نمیرسد، چه برسد به تعمیر آن.
پیش از این و در سالهای اخیر نیز گزارشهایی درباره اشتغال نیروهای فنی متخصص و فارغالتحصیلان دانشگاهی در شرکتهای تاکسیرانی و مشاغل غیرمرتبط به دلیل نبود بازار کار مناسب منتشر شده بود.
زوجی جوان که یکی از آنها فوقلیسانس برق قدرت و دیگری فوق لیسانس معماری از دانشگاه بهشتی دارد، به ایراناینترنشنال گفتند پس از بیکاری، برای سیر کردن دو فرزند خردسالشان در دو شرکت تاکسیرانی اسنپ و تپسی مشغول به کار شدهاند.
جوانی ۲۶ ساله و دارای مدرک دکتری هم در پیامی نوشت از سر ناچاری و پس از اخراج از محل کارش، اکنون بهعنوان پیک در اسنپفود مشغول است.
همزمان با افزایش شمار رانندگان تاکسیهای اینترنتی، اطلاعات دیگری مبنی بر آغاز موج تعدیل نیرو در زیرمجموعههای اسنپ نیز به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
به گفته کارکنان، این شرکت دهها نفر از نیروهای خود در اسنپ و اسنپفود را طی هفتههای اخیر تعدیل کرده است.